درباره ناتوانی های یادگیری

 

ناتوانی های یادگیری بر چگونگی یادگیری خواندن، نوشتن، صحبت کردن و انجام محاسبات ریاضی تاثیر می گذارد. این موارد ناشی از تفاوت ها در مغز افراد است. که اغلب در چگونگی عملکرد آن است، اما گاهی اوقات می تواند در ساختار مغز باشد.  این تفاوت ها بر نحوه پردازش اطلاعات در مغز تاثیر می گذارند. ناتوانی های یادگیری، اغلب هنگامی پیدا می شود که کودک در مدرسه بوده و دارای مشکلات یادگیری است که در طول زمان بهبود نیافته اند. هر فرد می تواند بیش از یک ناتوانی یادگیری داشته باشد. ناتوانی های یادگیری نشانه ای از هوش فرد نیست. ناتوانی های یادگیری می توانند در طول زندگی یک فرد وجود داشته باشند، اما او هنوز هم می تواند با حمایت آموزشی مناسب موفق شود.

ناتوانی های یادگیری نشانه ای از هوش فرد نیست. و با مشکلات یادگیری ناشی از معلولیت های ذهنی و رشدی تفاوت دارد.

 

انواع ناتوانی های یادگیری

برخی از رایج ترین ناتوانی های یادگیری عبارتند از:

دیسلکسیا (نارساخوانی): افرادی که دچار نارسا خوانی هستند ممکن است در به دقت و سهولت خواندن کلمات مشکل داشته باشند، که ممکن است مشکلاتی را در هنگام املا، درک جملات و تشخیص کلماتی که قبلا می دانسته اند داشته باشند.

دیسگرافیا: افراد مبتلا به دیسگرافیا با دست خط خود مشکل دارند. آنان ممکن است در نوشتن شکل حروف، نوشتن در فضای مشخص شده، و نوشتن افکار خود مشکل داشته باشند.

دیسکالکولیا: افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری در ریاضی، ممکن است در فهمیدن مفاهیم حساب، جمع و ضرب و اندازه گیری مشکل داشته باشند.

آپراکسیا در گفتار: این اختلال شامل مشکلات در صحبت کردن است. افراد دارای این اختلال در گفتن آنچه که می خواهند بگویند مشکل دارند. گاهی اوقات آپراکسیای کلامی نامیده می شود.

اختلال پردازش شنوایی مرکزی: افراد دارای این وضعیت دچار مشکل در فهمیدن و به یاد آوردن مسائل مرتبط با زبان هستند. در توضیح دادن چیز ها، در ک کردن جوک ها و پیروی کردن از دستورات مشکل دارند. آنها واژه ها را اشتباه می گیرند و به سهولت حواسشان پرت می شود.

اختلال یادگیری غیر کلامی: افراد دارای این وضعیت مهارت های کلامی قوی دارند، اما حالالت چهره و زبان بدن را به دشواری درک می کنند. آنان نا آزموده هستند و به طور کلی با دنبال کردن جهات چندگانه مشکل دارند.

 

برخی نشانه های ناتوانی های یادگیری چیست؟

بسیاری از کودکان مشکلات خواندن، نوشتن و انجام تکالیفی که از برخی نقطه نظرات با یادگیری مرتبط است دارند. این به این معنا نیست که دارای ناتوانی های یادگیری هستند. یک کودک دارای ناتوانی یادگیری اغلب دارای چندین نشانه مرتبط است. و این نشانه ها با گذشت زمان بهتر نمی شوند و یا از بین نمی روند. علایم ناتوانی های یادگیری از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

لطفا توجه داشته باشید که علایم عمومی مشترک در اینجا فقط برای مقاصد اطلاعاتی هستند. این اطلاعات قصد ندارد ناتوانی های یادگیری را به طور کلی یا به طور خاص یکی از انواع اختلالات یادگیری را نمایش دهد.

نشانه های عمومی که یک فرد دارای ناتوانی های یادگیری ممکن است داشته باشد عبارتند از:

مشکلات خواندن و/ یا نوشتن

مشکلات ریاضی

حافظه ضعیف

مشکلات توجه

مشکل در دنبال کردن مسیرها

بدخطی

چالش

مشکل درنقل کردن زمان ها

مشکل در سازمان یافته ماندن

یک کودک دارای اختلال یادگیری ممکن است یکی یا بیشتر از موارد زیر را داشته باشد:

عمل کردن بدون تفکر واقعی درباره نتایج ممکن (پیروی از نتایج)

عمل کردن در مدرسه یا موقعیت های اجتماعی

مشکل در متمرکز ماندن و پرت شدن حواس به آسانی

مشکل در صحیح گفتن کلمات با صدای بلند و بیان افکار

مشکل درعملکرد مدرسه از هفته به هفته یا روز به روز

صحبت کردن مانند یک بچه کوچکتر, استفاده از عبارات کوتاه و ساده و جا انداختن کلمات در جملات

داشتن مشکل در شنوایی

مشکلات رفتاری در تغییر شرایط و برنامه ها

مشکل در درک کلمات یا مفاهیم

این نشانه ها به تنهایی برای تعیین اینکه فرد دارای ناتوانی های یادگیری است کافی نیست. تنها یک متخصص می تواند ناتوانی یادگیری را تشخیص دهد.

هر ناتوانی یادگیری نشانه های خود را دارد، یک فرد با ناتوانی خاص ممکن است همه علایم این ناتوانی را نداشته باشد. کودکانی که یک زبان دوم را آموخته اند ممکن است علایم مشکلات یا ناتوانی های یادگیری رانشان دهند. در ارزیابی ناتوانی های یادگیری این نکته باید درنظر گرفته شود که آیا دانش آموز دو زبانه است یا یک زبان دوم را آموخته است.

علاوه بر این ، باید به تفاوت هایی که ناشی از گویش (یک شکل از زبان که مختص به یک گروه یا منطقه خاص است) حساسیت نشان داد.

 

دیسلکسیا(نارسا خوانی)

افراد مبتلا به نارسا خوانی معمولا با ایجاد ارتباط بین حروف و صداها و املا و تشخیص کلمات مشکل دارند. افراد مبتلا به نارسا خوانی اغلب نشانه های دیگری از این اختلال را نشان می دهند. که ممکن است شامل:

داشتن اوقات سخت در درک آنچه که دیگران می گویند

دشواری در سازماندهی زبان نوشتار و گفتار

تاخیر در توانایی صحبت کردن

دشواری در بیان افکار یا احساسات

دشواری در یادگیری کلمات (واژگان) جدید، در زمان خواندن یا شنیدن

مشکل در یادگیری زبان های خارجی

مشکل در یادگیری ترانه ها و ریتم ها

با سرعت آهسته خواندن هم در سکوت و با صدای بلند

دست کشیدن از خواندن در تکالیف طولانی

دشواری در درک سوالات و پیروی از دستوالعمل ها:

املای ضعیف

مشکل در یادآوری اعداد در توالی (برای مثال شماره تلفن و آدرس)

مشکل در خواندن از سمت چپ به راست

 

دیسگرافیا

کودکانی که در نوشتن مشکل دارند یا دست خط بسیار ضعیفی دارند و نمی توانند در آن پیشرفت کنند ممکن است دارای اختلال دیسگرافیا باشند.

این اختلال ممکن است باعث شود که یک کودک هنگام نگه داشتن یک مداد یا خودکار عصبی و هیجان زده شود و پیچ و تاب بخورد.

دیگر علایم این حالت ممکن است شامل:

بیزاری شدید از نوشتن و یا نقاشی

مشکل در دستورزبان

مشکل در نوشتن ایده ها

از دست دادن انرژی یا علاقه به محض شروع به نوشتن

مشکل در نوشتن افکار در یک تسلسل منطقی

خواندن کلمات با صدای بلند در هنگام نوشتن

از قلم انداختن کلمات یا نوشتن جملات ناتمام به هنگام نوشتن جملات

 

دیسکالکولیا

علایم این ناتوانی عبارتن از مشکل در درک مفاهیم اصلی حساب، مانند کسر، محور اعداد، و اعداد مثبت و منفی.

سایر علایم ممکن است شامل:

دشواری در کلمات مربوط به مسائل ریاضیات

مشکل در ایجاد تغییر در معاملات نقدی

آشفتکی در ارائه دادن مسائل ریاضی بر روی کاغذ

مشکل با توالی منطقی(به عنوان مثال، مراحل در مسائل ریاضی)

مشکل در درک توالی زمانی وقایع

مشکل در شرح دادن عملیات ریاضی

 

علل ناتوانی های یادگیری چیست؟

محققان تمام علل ممکن ناتوانی های یادگیری را نمی دانند.اما، در طول کار خود یک طیف از عوامل خطر را برای پیدا کردن علل بلقوه این اختلال یافته اند. تحقیقات نشان می دهند که عوامل خطر ممکن است از زمان تولد وجود داشته باشند، و درخانواده ها تمایل به ادامه داشته باشند. در حقیقت کودکانی که یک والد دارای ناتوانی یادگیری دارند، احتمال بیشتری دارد که یک ناتوانی یادگیری را در خود پرورش دهند. برای درک بهتر ناتوانی های یادگیری، محققان در مورد اینکه چگونه مغز کودکان خواندن، نوشتن و مهارت های ریاضی را یاد می گیرد، مطالعه می کنند. محققان برای کمک به پاسخگویی به نیاز های کسانی که بیشتر با خواندن درگیر هستند از جمله کسانی که دارای ناتوانی های یادگیری هستند برای بهبود یادگیری و سلامت کلی، درحال انجام مداخلات اند.

عواملی که بر روی یک جنین در حال رشد در رحم تاثیر می گذارند، مانند مصرف الکل یا مواد مخدر، می تواند یک کودک را در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلات و ناتوانی های یادگیری قرار دهد. همچنین عوامل دیگر ی در محیط کودک ممکن است نقش داشته باشند. این عوامل می تواند شامل تغذیه نامناسب یا قرارگرفتن درمعرض سرب موجود در آب یا در رنگ نقاشی کودکان باشد. کودکان کوچکی که حمایت مناسبی را که برای رشد فکریشان نیاز دارند دریافت نمی کنند، ممکن است علایمی از اختلالات یادگیری را پس از شروع مدرسه نشان دهند.

 

درمان های ناتوانی های یادگیری چیست؟

ناتوانی های یادگیری درمان ندارند. اما مداخلات زودهنگام می تواند اثرات آنان را کاهش دهد. افراد دارای ناتوانی های یادگیری می توانند راه هایی را برای منطبق شدن با ناتوانی هایشان بسازند. دریافت کمک به موقع شانس موفقیت در مدرسه و زندگی را افزایش می دهد. اگر ناتوانی های یادگیری بدون درمان باقی بمانند، کودک ممکن است احساس ناامیدی کند که ممکن است منجر به عزت نفس پایین و مشکلات دیگر شود. کارشناسان می توانند در یادگیری مهارت ها و پیدا کردن نقاط قوت کودک به وسیله ساختن راههایی برای جبران کردن ضعف های کودک به او کمک کنند، مداخلات بسته به ماهیت و میزان ناتوانی متفاوت است.

 

منبع:NIH

 

بی اختیاری ادراری در کودکان

بی اختیاری ادراری از دست دادن کنترل مثانه است که ناتوانی در دفع ادرار نیز نامیده می شود. در کودکان زیر سه سال ناتوانی در کنترل مثانه طبیعی است. هرچه کودکان بزرگتر می شوند توانایی آنان نیز در کنترل مثانه بیشتر می شود. وقتی که خیس کردن در کودکی که به اندازه کافی بزرگ شده است؛ که بتواند مثانه اش را  کنترل کند، اتفاق می افتد به عنوان بی اختیاری ادراری شناخته می شود.

بی اختیاری ادراری می تواند در طول روز یا شب رخ دهد. این می تواند یک حالت ناامید کننده باشد. اما مهم این است که صبور باشید و به یاد آورید که این خطای فرزند شما نیست. کودک بر دفع ادرار کنترل ندارد. و راه های بسیاری برای درمان آن و کمک به فرزند شما وجود دارد.

چهارنوع شب ادراری وجود دارد، یک کودک ممکن است یک نوع یا بیشتر از این را داشته باشد.

شب ادراری: به معنی خیس شدن درطول شب است، که اغلب خیس کردن تخت خواب نامیده می شود. این رایج ترین نوع بی اختیاری ادراری است.

بی اختیاری ادراری روزانه: شامل خیس کردن در طول روزاست.

بی اختیاری ادراری اولیه: زمانی اتفاق می افتد که کودک تمرینات توالت رفتن را نیاموخته است.

بی اختیاری ادراری ثانویه: زمانی اتفاق می افتد که فرد یک دوره از خشکی را سپری کرده است، سپس دوره های خیس شدن اتفاق می افتند.

 

علل بی اختیاری ادراری در یک کودک چیست؟

بی اختیاری ادراری علل ممکن بسیاری دارد.علل بی اختیار ی شبانه اغلب ناشناخته است اما برخی علل ممکن است شامل یک یا تعداد بیشتری از عوامل زیر باشد:

اضطراب

اختلال بیش فعالی/کمبود توجه

ژن های خاص

یبوستی که بر مثانه فشار وارد می کند

دیابت

کافی نبودن هورمون آنتی دیوریتیک در بدن در طول خواب

مثانه بیش فعال

وقفه انسدادی تنفسی

رشد جسمی کند

مثانه کوچک

مشکلات ساختاری در مجاری ادراری

مشکل در احساس کردن پر بودن مثانه وقتی خواب هستید

عفونت مجاری ادراری

خواب بسیار عمیق

 

علل بی اختیاری ادراری روزانه ممکن است شامل:

اضطراب

کافئین

یبوستی که به مثانه فشار وارد کند

به انداره کافی توالت نرفتن

به اندازه ادرار نکردن

مثانه بیش فعال

مثانه کوچک

مشکلات ساختاری در مجاری ادراری

عفونت مجاری ادراری

 

کدام کودکان در معرض خطر ابتلا به بی اختیاری ادراری قرار دارند؟

کودکی که بیشتر در معرض خطر ابتلا به بی اختیار ی ادراری قرار دارد:

دچار یبوست است

عادتهای منظم توالت ندارد

دارای مشکلات رشد جسمانی است

دارای اضطراب است

علایم بی اختیاری ادراری در یک کودک چیست؟

علایم ممکن است در هر کودک کمی متفاوت باشد. علامت اصلی بی اختیاری ادراری این است که یک کودک ۵ ساله یا بزرگتر تخت خواب یا لباس خود را دوبار در هفته یا بیشتر در طول حداقل سه ماه خیس می کند.

چطور بی اختیاری ادراری در یک کودک تشخیص داده می شود؟

بسیاری از کودکان از یک زمان تا زمان دیگر ممکن است بی اختیاری ادراری داشته باشند. یادگیری کنترل کردن مثانه در  بعضی کودکان می تواند بیشتر از سایرین طول بکشد. دختران اغلب قبل از پسران کنترل مثانه را دارند. از این رو بی اختیاری ادراری در دختران زودتر از پسران تشخیص داده می شود. دختران ممکن است در 5 سالگی تشخیص داده شوند. پسران تا سن 6 سالگی تشخیص داده نمی شوند.

درمانگر درباره تاریخچه سلامت کودک شما از شما سوال خواهد کرد. در مورد گفتن این موارد به درمانگر اطمینان حاصل کنید:

اگر دیگر اعضای خانواده بی اختیاری ادراری داشته اند.

کودک شما اغلب چند بار در طول روز ادرار می کند؟

کودک شما چقدر در طول عصر آب می نوشد؟

اگر فرزند شما علایمی نظیر درد یا سوزش در هنگام ادرار کردن داشته باشد

اگر ادرارر تیره رنگ است یا خون داخل آن است

اگر فرزند شما مبتلا به یبوست باشد

اگر فرزند شما اخیرا استرسی را تجربه کرده باشد

کودک شما ممکن است به دنبال مشکل در سلامتی اش مانند ابتلا به عفونت یا دیابت، نیاز به آزمایش ادرار یا آزمایش

خون داشته باشد.

 

عوارض احتمالی بی اختیاری ادراری در کودکان چیست؟

مشکلات احتمالی ناشی از بی اختیاری ادراری در کودکان:

استرس هیجانی و خجالت

مشکلات پوستی ناشی از مرطوب شدن لباس زیر

 

چگونه بی اختیاری ادراری در یک کودک درمان می شود؟

در اغلب موارد بی اختیاری ادراری در طول زمان از بین می رود و نیاز به درمان ندارد. اگر درمان مورد نیاز باشد، بسیاری از روش ها می توانند کمک کننده باشد، مانند:

تغییرات در مصرف مایعات:شما ممکن است به فرزندتان بگویید که در زمان های خاصی از روز یا درعصر کمتر مایعات مصرف کند.

دور نگهداشتن کافئین از رژیم غذایی فرزندتان: کافئین را در کولا یا بسیاری از نوشیدنی ها، چای، قهوه یا شکلات می توان یافت.

شب بیداری در برنامه زمانی، این بدین معناست که کودک شما شب ها برای رفتن به دستشویی بیدار شود.

تمرینات مثانه: این ها شامل تمرینات و ادرار کردن طبق یک برنامه است.

استفاده از یک زنگ هشدار رطوبت: از یک سنسور استفاده می کند که رطوبت را تشخیص می دهد و با صدای زنگ هشدار می دهد، پس از آن کودک شما برای توالت رفتن بیدار می شود.

داروها: داروهایی که می توانند سطوح ADH را بالا ببرند یا عضلات مثانه را تسکین دهند.

درمان (مشاوره): کار با یک درمانگر می تواند به کودک کمک کند که با تغییرات زندگی و یا سایر استرس ها کنار بیاید. برای پیدا کردن بهترین گزینه هایی که ممکن است به فرزند شما کمک کنند، با درمانگر کودکتان صحبت کنید.

منبع:URMC

اختلال سلوک

  اختلال سلوک یک اختلال رفتاری و هیجانی جدی است که می تواند در کودکان یا نوجوانان رخ دهد. یک کودک دارای این اختلال ممکن است یک الگوی رفتاری ناخوشایند و خشونت آمیز را نشان دهد و در پیروی از قوانین مشکل داشته باشد. برای کودکان و نوجوانان این غیر معمول نیست که گاهی اوقات […]

اختلال بیش فعالی کمبود توجه

 

 

اختلال کمبود توجه / بیش فعالی یک اختلال مغزی است. که با یک الگوی مداوم بی توجهی / بیش فعالی- تکانشگریمشخص می شود، و در عملکرد یا رشد فرد اختلال ایجاد می کند.

بی توجهی یعنی فرد از وظایف خود منحرف می شود، دوام ندارد. دارای مشکلات تمرکزاست. و بی نظم است. و این مشکلات ناشی از سرپیچی کردن یا عدم درک نیست.

بیش فعالی به این معنی است که به نظر می رسد فرد به طور مداوم در حال حرکت کردن است. یا بی قراری و صحبت کردن بیش از حد، در موقعیت هایی که این رفتار مناسب نیست.

در بالغین ممکن است با بیقراری شدید باشد یا خسته کردن دیگران با فعالیت های مداوم مشخص شود.

تکانشگری بدین معناست که شخص اقدامات شتابزده ای را انجام می دهد که در لحظه اتفاق می افتد بدون اینکه در ابتدا در مورد آنها فکر کند. و ممکن است پتانسیل بالایی برای آسیب رساندن داشته باشد. یا ممکن است به پاداش فوری یا عدم توانایی در به تاخیر انداختن لذت ها تمایل داشته باشد.

یک فرد تکانشی ممکن است از نظر اجتماعی سواستفاده کند یا به طور مفرط صحبت دیگران را قطع کند. یا بدون در نظر گرفتن عواقب بلند مدت، تصمیمات مهمی بگیرد.

عدم توجه/ بیش فعالی / تکانشگری رفتارهای کلیدی ADHD هستند. برخی از افراد مبتلا به اختلال ADHD تنها با یکی از رفتارها مشکل دارند، درحالیکه دیگران هر دو کم توجهی و بیش فعالی – تکانشگری را دارند. اکثر کودکان دارای نوع ترکیبی ADHD هستند. در پیش دبستانی ، شایعترین نشانه ADHD بیش فعالی است. داشتن مقدار کمی کم توجهی فعالیت حرکتی نامشخص، و تکانشگری طبیعی است.

اما این علایم در افراد دارای اختلال ADHD:

شدیدتر هستند

اغلب رخ می دهند

در زندگی فرد تداخل  ایجاد می کنند یا کیفیت عملکرد اجتماعی فرد را در مدرسه یا کار کاهش می دهند

کم توجهی

افراد دارای نشانه های کمبود توجه ممکن است اغلب:

دچار نادیده گرفتن یا از دست دادن جزِیات، اشتباهات بی دقتی در تکالیف مدرسه، در کار یا در طول دیگر فعالیت ها

مشکل در حفظ توجه درانجام وظایف یا بازی کردن، شامل مکالمات، سخنرانی ها، یا مطالعه طولانی

به نظر نمی رسد گوش کند وقتی مستقیما با او صحبت می کنید

پیروی نکردن از دستورالعمل ها و شکست خوردن در به پایان رساندن تکالیف مدرسه، کارهای عادی و روزمره و وظایف در محل کار، یا به سرعت از دست دادن تمرکزهنگام شروع کردن کار و به سادگی از موضوع اصلی منحرف شدن

در سازماندهی وظایف و فعالیتها مشکل دارد، مانند آنچه که باید به ترتیب انجام شود، مانند نگهداری مواد و وسایل مورد نیاز، داشتن کار آشفته و مدیریت زمان ضعیف و شکست در مواجه شدن با ضرب العجل ها

اجتناب یا بیزار بودن از کارهایی که نیازمند تلاش فکری مداوم است مانند دروس یا تکالیف مدرسه، یا درنوجوانان و افراد بزرگتر، تهیه گزارش، تکمیل فرم ها یا بررسی مقالات طولانی

گم کردن وسایل ضروری برای انجام وظایف یا فعالیت ها، مانند لوازم مدرسه، مداد، کتاب، ابزار، کیف پول، کلید، کاغذ، عینک و تلفن همراه

پرت شدن حواس به آسانی به وسیله افکار یا محرک های غیر مرتبط

فراموشکار بودن در فعالیت های روزمره، ماموریت ها، تماس های بازگشتی و نگه داشتن ملاقات ها

بیش فعالی-تکانشگری

افراد دارای علایم بیش فعالی-تکانشگری ممکن است اغلب:

دچار بی قراری و احساس ناراحتی در صندلی هایشان شوند.

در موقعیت هایی که انتظار می رود نشسته باشند صندلیهایشان را ترک می کنند. مانند ماندن در کلاس یا در دفتر

دویدن یا بسرعت راه رفتن یا بالا رفتن در موقعیت هایی که نامناسب است، در نوجوانان و بزرگسالان، اغلب احساس بی قراری کردن

نمی توانند در سرگرمی ها بی صدا بازی کنند یا مشغول شوند

به طور مداوم درحال جنبش، یا در حال حرکت هستند مثل اینکه توسط موتور رانده می شوند

بدون وقفه صحبت می کنند

قبل از اینکه سوال تکمیل شود بطور ناگهانی پاسخ می دهند

صحبت کردن بدون منتظر ماندن برای نوبت در مکالمه، یا تمام کردن جملات افراد

مشکل داشتن برای انتظار در نوبت خود

قطع کردن یا مزاحم شدن در بازی ها، مکالمات، یا فعالیت های دیگران

تشخیص اختلال ADHD نیازمند یک ارزیابی جامع توسط یک متخصص مانند متخصص اطفال، روانشناس یا روانپزشک متخصص در ADHDاست، برای فردی که ADHD تشخیص داده می شود ، علایم کم توجهی/ یا بیش فعالی-تکانشگری باید مزمن یا طولانی مدت باشد. باعث اختلال در عملکرد شخص شود و باعث شود که شخص به سطح زیر رشد نرمال خود برسد. درمانگر همچنین اطمینان حاصل خواهد کرد که هیچ یک از علایم اختلال ناشی از یک وضعیت پزشکی یا روانپزشکی دیگر نیست.

اکثر کودکان دارای اختلال بیش فعالی-تکانشگری در طول سالهای ابتدایی مدرسه تشخیص داده می شوند. برای اینکه یک نوجوان یا بزرگسال تشخیص ADHD را دریافت کند، علایم باید قبل از سن 12 سالگی بروز کنند. علایم ADHD از سن 3 تا 6 سالگی ظاهر می شوند و می توانند تا نوجوانی و بزرگسالی نیز ادامه پیدا کنند.

علایم ADHD می تواند با مشکلات هیجانی یا تربیتی اشتباه گرفته شوند. یا کاملا در سکوت از دست بروند. کودکان خوش رفتار ممکن است با تاخیر تشخیص داده شوند. بزرگسالان با ADHD تشخیص داده نشده، ممکن است دارای  تاریخچه عملکرد تحصیلی ضعیف، مشکلات در کار یا مشکل و از دست دادن روابط ، باشند. علایم ADHD می توانند در طول زمان تغییر کنند. در کودکان کوچکتر دارای ADHD، بیش فعالی-تکانشگری علامت غالب است.

وقتی کودک به پیش دبستانی میرسد علایم کم توجهی ممکن است بیشتر غالب شود. به نظر می رسد بیش فعالی در نوجوانی کاهش می یابد. و ممکن است اغلب به صورت احساس  بی قراری و اضطراب نشان داده شود. اما کم توجهی و تکانشگری ممکن است باقی بمانند. بسیاری از نوجوانان دارای اختلال ADHD با روابط و رفتار های ضد اجتماعی درگیر هستند. کم توجهی، بی قراری و تکانشگری به سمت بلوغ گرایش دارند.

دانشمندان مطمئن نیستند که علت ADHD چیست؟ مانند بسیاری از بیماریهای دیگر تعدادی از عوامل می تواند به بروز ADHD کمک کند.

ژن ها

سیگار کشیدن، مصرف الکل، مصرف مواد مخدر در دوران بارداری

قرار گرفتن در معرض سموم محیطی در دوران بارداری

قرارگرفتن در معرض سموم محیطی مانند سرب، در سن جوانی

وزن کم هنگام تولد

آسیب مغزی

ADHD در مردان رایج تر از زنان است.  و  زنان دارای ADHD  بیشتر احتمال دارد که دارای مشکلات  کمبود توجه باشند.

ناتوانی های یادگیری، اختلالات اضطرابی، اختلال سلوک، افسردگی و سومصرف مواد در افراد مبتلا به ADHD  رایج است.

 

درمان

درحالیکه برای ADHD هیچ درمانی وجود ندارد. درمان های رایجی که در دسترس هستند، می توانند به کاهش علایم و بهبود عملکرد فرد کمک کنند. درمان ها شامل دارو درمانی، روان درمانی، آموزش و پرورش یا ترکیبی ازاین درمان هاست.

منبع :NIH

 

اختلالات خوردن

 

یک دیدگاه رایج مبنی بر اینکه اختلالات خوردن یک شیوه زندگی انتخاب شده است وجود دارد. اختلالات خوردن درواقع یک بیماری جدی و اغلب مرگبار است که موجب مشکلات شدید در رفتار غذا خوردن فرد می شود. وسواس ها در مورد غذا، وزن و شکل بدن و همچنین ممکن است نشانه اختلال خوردن باشند.

اختلالات خوردن رایج شامل آنورکسیا نوروزا، بولیمیا نوروزا،و اختلال بینج ایتینگ است.

آنورکسیا نوروزا

افراد مبتلا به آنورکسیا نوروزا ممکن است حتی اگر به طور خطرناکی دارای کمبود وزن باشند خود را دارای اضافه وزن بدانند.

افراد دارای اختلال آنورکسیا نوروزا معمولا بارها و بارها خود را وزن می کنند. میزان مواد غذایی مصرفی خود را به شدت محدود می کنند. و مقدار کمی از غذاهای خاصی را مصرف می کنند.

آنورکسیا نوروزا دارای بالاترین میزان مرگ و میر در بین اختلالات روانی است. درحالیکه بسیاری از زنان و مردان جوان دارای این اختلال از عوارض ناشی از گرسنگی میمیرند سایر افراد دارای این اختلال در اثر خودکشی می میرند. خود کشی در زنان دارای این اختلال بسیار رایج تر از سایر اختلالات روانی است.

علایم این اختلال عبارتند از:

خوردن غذا به شدت محدود است

لاغری شدید(شکنندگی)

بی وقفه به دنبال لاغرشدن هستند و عدم تمایل به داشتن وزن طبیعی یا سالم

ترس شدید از دست دادن وزن

تصویر بدن تحریف شده، عزت نفس به شدت تحت تاثیر اداراکات از شکل و وزن بدن، یا انکار پایین بودن جدی وزن بدن قرار دارد.

علایم دیگری که ممکن است در طول زمان توسعه پیدا کنند شامل:

نازک شدن استخوان ها (استئوپنی یا پوکی استخوان)

کم خونی خفیف وضعف عضلات

مو و ناخن های شکننده

خشکی و زردرنگ شدن پوست

رشد موهای زاید در سرتاسر بدن

یبوست شدید

فشار خون پایین و کندی تنفس

آسیب به ساختار و عملکرد قلب

آسیب مغزی

ناتوانی کل ارگانهای بدن

کاهش درجه حرارت داخلی بدن موجب می شود که فرد در تمام مدت احساس سرما کند

احساس رخوت، تنش یا خستگی تمام وقت

ناباروری

 

بولیمیا نوروزا

افراد دارای اختلال بولیمیا نوروزا دارای دوره های عود کننده و مکرر خوردن غیر معمول مقدار زیادی غذا و احساس عدم کنترل بر این دوره هستند.

بینج ایتینگ با رفتارهایی که پرخوری را جبران می کنند مانند استفراغ اجباری، استفاده بیش از حد از ملین ها یا دیوریتیک ها، روزه داری، ورزش های سنگین یا ترکیبی از این رفتارها ادامه پیدا می کند.

برخلاف آنورکسیا نوروزا افراد مبتلا به بولیمیا نوروزا معمولا سلامتی و وزن طبیعی بدن خود را حفظ می کنند.

علایم این اختلال عبارتند از:

تورم گلو و گلودرد مزمن

در ناحیه گلو و فک غدد بزاقی متورم وجود دارد.

ساییده شدن مینای دندان، و افزایش حساسیت و پوسیدگی دندان ها، دراثرقرار گرفتن در معرض اسید معده

اختلال ریفلاکس اسید معده و سایر اختلالات گوارشی

ناراحتی و تحریک پذیری روده در اثر سومصرف ملین ها

کم آبی شدید بدن در اثر تصفیه مایعات

عدم تعادل الکترولیتی(سطوح پایین و یا خیلی بالای سدیم، کلسیم پتاسیم و سایر مواد معدنی) که می تواند منجر به سکته مغزی یا حمله قلبی شود.

 

اختلال بینج ایتینگ

افراد مبتلا به اختلال بینج ایتینگ، کنترل غذا خوردن خود را از دست می دهند.

برخلاف بولیمیا نوروزا دوره های بیج ایتینگ به دنبال تصفیه، ورزش مفرط، یا روزه داری نیستند.

در نتیجه افراد دارای اختلال بیج ایتینگ چاق و دارای اضافه وزن هستند.

بینج ایتینگ رایج ترین اختلال خوردن در ایالات متحده است.

علایم این اختلال عبارتند از:

خوردن غیر معمول مقادیر زیادی غذا در یک زمان مشخص

خوردن در زمانی که شما کاملا سیر هستید و یا گرسنه نیستید

سریع غذا خوردن در حین دوره های خوردن

خوردن تا زمانی که شما بطور ناراحت کننده ای سیر باشید

خوردن به تنهایی و یا به صورت مخفی برای جلوگیری از خجالت کشیدن

احساس ناراحتی، خجالت یا گناه ، درباره خوردن

رژیم گرفتن مکرر، احتمالا بدون کاهش وزن

 

عوامل خطر

اختلالات خوردن اغلب در سالهای نوجوانی یا جوانی ظاهر می شود. اما ممکن است در دوران کودکی یا بعد از آن در طول زندگی نیز ادامه پیدا کند. این اختلالات بر هر دوجنس موثراست. اما نرخ آن در بین زنان بالاتر از مردان است. مردان نیز مانند زنان مبتلا به اختلالات خوردن احساس تحریف شده ای از تصویر بدنی خود دارند. برای مثال مردان ممکن است دارای اختلال دیسمورفیک عضلانی باشند. نوعی اختلال مشخص شده همراه با نگرانی شدید در مورد عضلانی تر شدن بدن.

محققان دریافتند که اختلالات خوردن ناشی از تعامل پیچیده عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی، رفتاری، روانی و اجتماعی است. محققان از آخرین تکنولوژی و علم به منظور درک بهتر اختلالات خوردن استفاده می کنند.یک رویکرد شامل مطالعه ژن های انسانی است.

محققان تلاش می کنند تا تغییرات DNA را که با افزایش خطر ابتلا به اختلالات خوردن در ارتباط است تشخیص دهند.  مطالعات تصویر برداری مغز نیز درک بهتر ی را از اختلالات خوردن ارائه می دهند. به عنوان مثال محققان اختلافاتی را در الگوهای فعالیت مغزی در زنان مبتلا به اختلالات خوردن در مقایسه با زنان سالم یافتند. این نوع تحقیق می تواند به توسعه روش های جدید در تشخیص و درمان اختلالات خوردن کمک کند.

 

درمان

تغذیه مناسب، کاهش ورزش های سنگین، توقف رفتارهای تصفیه، پایه های درمان اختلالات خوردن هستند.

برنامه های درمانی برای نیازهای فردی طراحی شده و ممکن است شامل یک یا چند مورد زیر باشند:

برنامه های فردی،گروهی و/یا خانواده درمانی

مراقبت های پزشکی و نظارت

مشاوره تغذیه

دارودرمانی

منبع: NIH

اختلال وسواسی-جبری

 

اختلال وسواسی-جبری یک اختلال رایج، مزمن و طولانی مدت است که در آن شخص، به شکل غیر قابل کنترلی، تمایل به تکرار بیش از حد افکار(وسواس ها) و رفتار(اجبارها) دارد.

علایم و نشانه ها

افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری ممکن است علایم مربوط به وسواس، اجبار یا هردو را داشته باشند. این علایم می توانند در تمام جنبه های زندگی مانند کار، مدرسه و روابط شخصی، اختلال ایجاد کنند.

وسواس ها

افکار، تصورات یا تصاویر ذهنی هستند که موجب اضطراب می شوند.

وسواس های شایع عبارتند از:

ترس از میکروب یا آلودگی

افکار ناخواسته ممنوعه یا تابو شامل سکس، مذهب یا آسیب

افکار تهاجمی نسبت به خود یا دیگران

داشتن چیزهای متقارن یا در یک نظم کامل

اجبارها

رفتارهای تکراری است که فرد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری احساس می کند که به پاسخ دادن در مقابل افکار وسواسی تمایل دارد.

اجبار های رایج شامل:

تمیز کردن بیش از حد یا شستن دست

مرتب کردن و سامان دادن اشیا به شیوه ای دقیق و خاص

به طور مرتب چیزها را چک می کند (مانند مواردی که مرتبا بررسی می کنید که ببینید درب قفل شده است یا اجاق گاز خاموش شده است یا نه؟)

اجبار شمردن

همه آیین ها و عادت ها اجبار نیستند. هرکسی گاهی اوقات دوبار چیزهارا چک می کند. اما یک شخص با اختلال وسواسی-جبری به طور معمول، افکار یا رفتار خود را نمی تواند کنترل کند. حتی وقتی که این افکار یا رفتار به طور مفرط سازماندهی شده هستند.

حداقل یک ساعت در روز را با این افکار یا رفتار سپری می کند.

وقتی که رفتار ها یا آیین ها را انجام می دهد از چیزی لذت نمی برد.اما ممکن است به طور مختصر در مقابل اضطرابی که به علت این افکار ایجاد شده است، احساس تسکین کند.

مشکلات قابل توجه در زندگی روزمره که به علت این افکار یا رفتارها ایجاد شده است را تجربه می کند.

برخی از افراد دارای اختلال وسواسی جبری، دارای اختلال تیک هستند.

تیک های حرکتی، ناگهانی، مختصر، حرکت های تکراری، مانند چشمک زدن و سایر حرکات چشم،صورت، بالا انداختن  شانه، تکان دادن سریع سر یا شانه است.

تیک های صوتی رایج شامل پاکسازی گلو، خرناس یا صداهای خشن

علایم ممکن است با گذشت زمان بهتر و یا بدتر شوند.

افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری ممکن است با اجتناب کردن از موقعیت هایی که موجب وسواس در آنها می شود، سعی کنند به خودشان کمک کنند. یا ممکن است سعی کنند با الکل یا دارو خود را آرام کنند.

اگرچه اکثر بالغین دارای اختلال وسواسی جبری تشخیص می دهند،  که آنچه آنان انجام می دهند، بی معنی است. اما بعضی از بزرگسالان و اکثر کودکان، ممکن است متوجه رفتارغیرعادی خود نشوند . والدین یا معلمان معمولا علایم اختلال وسواسی-جبری را در کودکان تشخیص می دهند.

اگر شما فکر می کنید که دارای اختلال وسواسی جبری هستید، با پزشک خود درمورد علایمتان صحبت کنید. در صورت عدم درمان، اختلال وسواسی-جبری می تواند بر تمام جنبه های زندگی شما اثرگذار باشد.

وسواس یک اختلال رایج است که بر بزرگسالان، نوجوانان و کودکان در سراسر جهان اثر گذار است. اکثر افراد دارای این اختلال از سن ۱۹ سالگی تشخیص داده می شوند. معمولا سن شروع آن در پسران زودتر از دختران است. اما شروع آن بعد از 35 سالگی اتفاق می افتد.

علل این اختلال ناشناخته است، اما عوامل خطر عبارتند از:

ژنتیک

مطالعات بر روی دوقلو ها و خانواده های آنان نشان داده است که افراد دارای بستگان درجه اول دارای اختلال وسواسی-جبری، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به این اختلال هستند.

تحقیقاتی که جهت بررسی ارتباط بین اختلال وسواسی-جبری و ژنتیک درحال انجام هستند، ادامه می یابد و ممکن است به بهبود تشخیص و درمان این اختلال کمک کند.

ساختار مغز و عملکرد آن

مطالعات تصویر برداری اختلافاتی را در بین قشر جلویی مغز و ساختار های زیر قشری، در بین مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری نشان داده است. به نظر می رسد که بین علایم اختلال وسواسی-جبری و ناهنجاریها در مناطق خاصی از مغز ارتباط وجود دارد. اما این ارتباط روشن نیست. تحقیقات هنوز درحال انجام است. درک علل این اختلال، به تعیین درمان های خاص و شخصی برای درمان کمک خواهد کرد.

محیط

افرادی که در دوران کودکی مورد آزار فیزیکی یا جنسی قرار گرفته، یا سایر تروما ها را تجربه کرده اند، در معرض افزایش خطر جهت ابتلا به اختلال وسواسی-جبری هستند. در برخی موارد ممکن است به دنبال یک عفونت استرپتوکوک کودکان دچار اختلال وسواسی-جبری شوند. اختلالات روانپزشکی خود ایمنی اطفال وابسته به عفونت استرپتوکوک (PANDAS)  گفته می شوند.

 

درمان ها

اختلال وسواسی جبری به طور معمول با دارو، روان درمانی یا ترکیبی از هر دو درمان می شود. اگرچه بیشتر بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری به درمان پاسخ می دهند، برخی از بیماران همچنان علایم را تجربه خواهند کرد.

گاهی اوقات افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری دارای اختلالات روانی دیگر مانند: اختلال اضطراب، افسردگی، اختلال بدشکلی بدنی(اختلالی که در آن فرد به اشتباه باور دارد که شکل بخشی از اعضای بدن او غیر طبیعی است). هنگام تصمیم گیری در مورد درمان مهم است که اختلالات دیگر نیز در نظر گرفته شوند.

منبعNIH

 

افسردگی

افسردگی یک بیماری واقعی است

افسردگی

افسردگی یک بیماری واقعی است

من یک آتش‌نشان هستم.باید بتوانم با هر چیزی روبرو شوم.اما خوابم بد بود و روحیه بدی داشتم. چون نمی‌توانستم تمرکز کنم به شغلم صدمه می‌خورد. به گونه‌ای کار می‌کردم که گویی برایم اهمیت نداشت و نمی دانستم هدف آن‌ها چیست. هرگز فکر نمی‌کردم که ممکن است به یک بیماری مبتلا شده باشم. تصور می‌کردم زندگی به همین منوال است.

همگی غم را تجربه می‌کنیم. اندوه یک واکنش نرمال به زمان‌های سخت زندگی است و پس از مدت کوتاهی سپری می‌شود. وقتی فردی دچار افسردگی می‌شود زندگی روزمره و عملکردش مختل می‌شود. افسردگی هم برای خود فرد و هم افرادی که از او مراقبت می‌کنند با درد و رنج همراه است. پزشکان به آن اختلال افسردگی یا افسردگی بالینی می گویند. یک بیماری واقعی است و علامتی دال بر ضعف شخصیت یا عیب فرد نیست. شما نمی‌توانید بطور ناگهانی خود را از آن بیرون بکشید. برای رهایی از آن به درمان نیاز دارید.

علایم و نشانه‌های افسردگی:

غم فقط یک قسمت کوچک از اختلال افسردگی است. حتی برخی از مبتلایان به افسردگی احساس غم نمی‌کنند. این اختلال علایم فراوان دیگری هم دارد. حتی می‌تواند علامت جسمی نیز داشته باشد. اگر از چند تا از علایم زیر به مدت بیش از دوهفته رنج ببرید احتمالا به افسردگی مبتلا شده اید.

خلق پایدار غمگین، مضطرب یا احساس تهی بودن.

احساس ناامیدی و دید منفی.

احساس گناه، بی‌ارزشی و درماندگی

عدم علاقه یا لذت از فعالیت‌ها و تفریحات.

خشم زیاد، خستگی، احساس کند شدن.

مشکل در تمرکز و به‌ یادآوردن و ناتوانی در تصمیم‌گیری.

بدخوابی، بیدارشدن زودهنگام یا خواب‌آلودگی.

تغییرات خواب و اشتها.

علایم جسمی پایدار.

عواملی که در بروز افسردگی نقش دارند

عواملی که در افسردگی نقش دارند

عوامل زیادی مانند ژنتیک، عوامل شیمیایی و زیست‌شناسی مغز، مشکلات زندگی، مانند آسیب‌ها، از دست دادن فردی مورد علاقه، مشکل در روابط بین فردی، تجارب ابتدایی دوره کودکی یا هر وضعیت تنش‌زای دیگری ممکن است در افسردگی نقش داشته باشند. افسردگی در هر سنی ایجاد می‌شود اما اغلب در نوجوانی یا دهه سوم یا چهارم زندگی شروع می‌شود. اغلب اختلالات خلقی و اضطرابی بزرگسالان، با اضطراب بالا در دوران کودکی شروع می‌شوند. درواقع اضطراب بالا در کودکی می‌تواند همراه با احتمال بالینی از بروز افسردگی در بزرگسالی باشد.

افسردگی می‌تواند همراه با بیماری‌های جدی طبی مانند دیابت، سرطان، بیماری‌های قلبی و پارکینسون به وقوع بپیوندد. افسردگی می‌تواند این بیماری‌ها را بدتر کند و برعکس. گاهی اوقات داروهایی که برای درمان این بیماری‌ها تجویز می‌شوند با عوارض جانبی خود به افسردگی کمک می‌کنند.

انواع افسردگی

افسردگی دارای انواع متفاوتی است.
افسردگی اساسی: علایم شدیدی دارد که می‌تواند با توانایی شغلی،خواب، مطالعه، خوراک و لذت ‌بردن از زندگی تداخل داشته باشد. می‌تواند فقط یکبار در طول زندگی اتفاق افتد اما اغلب اوقات چندین دوره رخ می‌دهد.
اختلال افسردگی پایدار: خلق افسرده‌ای که حداقل 2 سال طول می‌کشد. کسی که مبتلا به اختلال افسردگی پایدار است ممکن است دوره‌هایی از افسردگی اساسی را همراه با دوره‌هایی ار علایم خفیف‌تر تجربه کرده باشد اما حداقل طول مدت اختلال وی باید 2 سال باشد.
برخی از انواع افسردگی ممکن است کمی متفاوت بوده یادر شرایط خاصی بروز پیداکنند. که شامل موارد زیر هستد.
افسردگی روانپریشانه: فرد علایم شدید افسردگی را همراه با علایمی از روانپریشی تجربه می‌کند. مانند افکار اشتباه ناراحت‌کننده یا قطع ارتباط با واقعیت (هذیان) یا دیدن یا شنیدن چیزهای ناراحت‌کننده‌ای که دیگران نمی‌توانند ببینند یا بشنوند.
افسردگی پس از زایمان: از اندوه پس از زایمان که زنان پس از زایمان به علت تغییرات هورمونی، جسمی و مسئولیت‌های جدید مراقبت ازنوزاد که می‌تواند طاقت‌فرسا باشد به آن مبتلا می‌شوند وخیم‌تر است. حدود 10 تا 15 درصد از زنان پس از زایمان به افسردگی مبتلا می‌شوند.
اختلال عاطفی فصلی: با شروع افسردگی همواره در فصلی خاص مشخص می‌شود. غالباً در زمستان وقتی که نور کم است شروع شده و در طی بهار یا تابستان محو می‌شود. ممکن است این اختلال به‌طور مؤثری با نوردرمانی بهبود یابد ولی در 50 درصد موارد نوردرمانی به تنهایی مؤثر نیست. داروهای ضدافسردگی و روان‌درمانی به تنهایی یا در ترکیب با نوردرمانی می‌توانند علایم اختلال را کم نمایند.
اختلال دو قطبی: این اختلال با افسردگی متفاوت است. اما به این دلیل در اینجا آورده شده است که معمولا مبتلایان به این اختلال دوره‌هایی از خلق افسرده را تجربه می‌کنند. اما افراد مبتلا به اختلال دوقطبی دوره‌های از خلق بالا که به آن شیدایی می‌گویند را نیز تجربه می‌کنند.

افسردگی  افراد رابه طرق مختلفی تحت تاثیر قرار می دهد

کسانی که افسرده می‌شوند همه علایم آن را تجربه نمی‌کنند. برخی تعداد معدودی از علایم و گروهی هم تعداد زیادی دارند. شدت، فراوانی و مدت علایم در هر فردی متفاوت است. همچنین علایم ممکن است در مراحل مختلف بیماری تغییر کنند.

 

اضطراب گاه به گاه یک قسمت نرمال از زندگی است

شما وقتی در کار خود با مشکلی مواجه می شوید ، یا قبل از امتحان دادن یا گرفتن یک تصمیم مهم، احساس اضطراب می کنید. اما اختلالات اضطرابی چیزی بیش از ترس یا نگرانی موقت است. برای یک فرد مبتلا به اختلالات اضطرابی اضطراب از بین نمی رود و در طول زمان می تواند بدتر شود. اضطراب می تواند فعالیت های روزمره مثل  عملکرد شغلی، تکالیف مدرسه، و روابط بین فردی را مختل کند.

اختلالات اضطرابی چند نوع هستند، از جمله: اختلال اضطراب فراگیر، اختلال هراس و اختلال اضطراب اجتماعی.

علایم و نشانه ها در اختلال اضطراب فراگیر

افراد با اختلال اضطراب فراگیر برای ماه ها اضطراب و نگرانی بیش از حد را تجربه می کنند و با علایم مرتبط با اضطراب مواجه می شوند.

به سادگی احساس خستگی می کنند.

به سختی بر موضوعی تمرکز می کنند یا می توانند ذهن خود را خالی کنند.

دچار تحریک پذیری، تنش عضلانی، دشواری در کنترل کردن نگرانی و مشکلات خواب هستند.

اختلال هراس

افرادی که مبتلا به اختلال هراس هستند حملات ناخواسته و غیرمنظره ای دارند که شامل دوره های نگرانی و ترس شدید بوده و گاه ممکن است شامل تپش قلب، یا ضربا ن قلب شدید، لرزش، تعریق، تنگی نفس، یا خفگی و احساس وقوع اتفاقی ناگوار باشد.

علایم اختلال هراس عبارتند از:

حملات ناگهانی و مکرر ترس شدید، و احساس عدم کنترل در طول حملات وحشت

نگرانی شدید در مورد زمانی که حملات بعدی رخ خواهد داد

ترس و اجتناب از مکان هایی که در گذشته حملات هراس در آنجا اتفاق افتاده است.

اختلال اضطراب اجتماعی

افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ترس مشخصی از موقعیت های اجتماعی وکاری دارند؛ که در آن موقعیت ها دچار احساس خجالت و ترس از قضاوت شدن، ترد شدن، و مجازات شدن توسط دیگران هستند.

علایم اختلال اضطراب اجتماعی عبارتند از:

در حضور دیگران احساس اضطراب می کنند و صحبت کردن با دیگران برای آنان دشوار است.

بسیار خجالتی هستند و در مورد احساس حقارت کردن و احساس خجالت و ترس از قضاوت شدن، ترد شدن، و مجازات شدن توسط دیگران بسیار نگرانند.

از قضاوت شدن توسط دیگران واهمه دارند.

برای روزها و هفته ها قبل از وقوع رویدادی که افراد دیگری در آنجا حضور خواهند داشت نگرانند

از مکان هایی که افراد دیگری در آنجا حضور دارند دوری میجویند

ارتباط با دیگران و حفظ رابطه برای آنان دشوار است

در حضور افراد دیگر ممکن است عرق کنند یا بلرزند و یا دچار احساس تهوع و یا معده درد شوند

عوامل خطر در بروز اختلالات اضطرابی

محققان دریافته اند که عوامل ژنتیکی و محیطی اغلب در تعامل با یکدیگر، عوامل خطر برای بروز اختلالات اضطرابی هستند.

عوامل خاص در بروز این اختلالات عبارتند از:

خجالت یا منع رفتاری در دوران کودکی

زن بودن

داشتن مشکلات اقتصادی

مطلقه یا بیوه بودن

قرارگرفتن در معرض حوادث استرس زای زندگی در کودکی یا بزرگسالی

وجود اختلالات اضطرابی در خویشاوندان نزدیک

سابقه اختلالات روانی در والدین

افزایش سطح کورتیزول دربزاق در بعد از ظهر

درمان اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی به طور کلی به وسیله روان درمانی، دارو درمانی و یا هر دو درمان می شوند.

منبع: NIMH

فلج مغزی

فلج مغزی

فلج مغزی عبارتست از یک اختلال حرکتی و ظاهری همراه با محدودیت‌های فعالیتی و طیف متغیری از مشکلات همراه حسی، رفتاری، شناختی، دریافتی، کلامی، طبی، و اسکلتی- عضلانی. اگرچه فلج مغزی غالبا با صرع و اختلالاتی در فرآیند تکامل تکلم، بینایی و هوشی همراه می‌باشد ولی این آسیب‌پذیری سیستم‌های حرکتی مغزی است که آنرا مشخص می‌سازد. اختلال حرکتی پایه اصلی در فلج مغزی است که بصورت تاخیر تکاملی حرکتی، اختلال در راه رفتن و علایم عصبی واضح شامل تغییرات در تونیسیته (خصوصا افزایش تون) مقاومت پاسیو در برابر کشش، کیفیت حرکات اندامها، باقی ماندن رفلکس‌های اولیه و تشدید یافتن رفلکس‌های کششی بروز می‌کند. ترکیب و شدت علایم و ناتوانی‌های حاصله بسیار متفاوت و متنوع هستند. بعلاوه، مشکلات و ناتوانی‌های حرکتی، ممکنست با اختلالات تکاملی در سایر ابعاد (مانند اختلال تکاملی گلوبال)، محدودیت‌های شناختی و یا تطابقی (نظیر عقب‌ماندگی ذهنی)، نارسایی‌های حسی اولیه (همچون اختلال شنوایی یا بینایی)، اختلالات یادگیری (مثلا ناتوانی در یادگیری یا اختلال بیش‌فعالی و کاهش توجه) یا تشنج (مانند صرع) همراه باشند.

علل

فلج مغزی یک اختلال نورولوژیکی غیرپیشرونده است که از آسیب مغزی در زمان کامل نبودن تکامل مغز ناشی می‌شود. چون تکامل مغز در طول دو سال اول عمر ادامه دارد لذا فلج مغزی از آسیب‌های دوران حاملگی،‌ حین زایمان یا بعد از تولد می‌تواند حادث شود.

علایم بالینی

حدود ۷۰-۸۰ درصد موارد بیماران فلج مغزی از اشکال کلینیکی اسپاستیک آن رنج می‌برند. در اندام‌های گرفتار، افزایش رفلکس‌های تاندونی عمقی، لرزش، افزایش تون عضلانی، ضعف،‌ و فرم اختصاصی پاهای قیچی مانند با تکیه بر روی نوک انگشتان پا مشاهده می‌شود. 10-20 درصد بیماران فلج مغزی از فرم آتتویید یا دیس کینتیک آن رنج می‌برند که به صورت حرکات آهسته چرخشی در دستها یا پاها مشخص می‌شود که اینگونه حرکات در طول دوره‌های استرس تشدید و در حین خواب از بین می‌روند. 5-10 درصد بیماران فلج مغزی دچار نوع آتاکسیک آن هستند که نادرترین فرم فلج مغزی است و بیشتر در تعادل و هماهنگی حرکات مشکل دارند. اینگونه بیماران با پاهای باز راه می‌روند و دچار لرزش در زمان انجام حرکات ارادی بوده به صورتی که برای انجام فعالیت‌های روزمره که نیاز به بکارگیری حرکات ظریف دارند دچار مشکل می‌شوند. اختلالات هوشی در نزد حدود دو سوم بیماران فلج مغزی اتفاق می‌افتد. حدود نصف کودکان مبتلا به فلج مغزی تشنج دارند. اختلالات در رشد، نابهنجاریهای نورولوژیکی نظیر اختلال بینایی یا شنوایی و داشتن مشکل در ادراک لمس و درد از زمره مسایل شایع هستند.

تدابیر درمانی

اهداف درمانی در فلج مغزی کسب بهبودی کامل یا رسیدن به وضعیت کاملا طبیعی نیست بلکه عبارتند از افزایش کارآیی، بالابردن توانایی‌ها و رسیدن و نگهداری وضعیت مطلوب حرکتی، تکامل شناختی، تکامل اجتماعی و عدم وابستگی می‌باشند. بهترین نتایج بالینی در نتیجه مداخلات زودرس و وسیع حاصل می‌شوند. درمان ایده‌آل در کودکان نیازمند به یک برخورد گروهی و تیمی است. درمان گروهی مدرن بر هدف تکاملی کلی بیمارتاکید دارد و نه فقط بر درمان یک وجهی و تک علامتی. اجزا برنامه‌های درمانی دربرگیرنده درمان فیزیکی و رفتاری، معالجات دارویی و جراحی، استفاده از وسایل مکانیکی کمکی و درمان مشکلات همراه طبی بیماران فلج مغزی می‌باشند. هدف از فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتار، و رفتار درمانی عبارت از بهبود تعاملات بین بیمار و مراقبین و نیز حمایت از کانون خانواده می‌باشد.

بهداشت روانی

در بیماران فلج مغزی بدلیل درد مزمن، طردشدن اجتماعی و از دست دادن قابلیت‌ها و داشتن وابستگی، بهداشت روانی آنان تحت تاثیر قرار می‌گیرد. در این بیماران برنامه‌های مراقبتی باید بگونه‌ای باشد که سبب کاهش موانع در حضور و شرکت آنان در محل کار، مدرسه، و فعالیت اجتماعی با استفاده از وسایل مکانیکی نظیر صندلی‌های چرخدار موتوری، تولیدکننده‌های صوتی و تغییرات مناسب در محیط و اجتماع بشود. برنامه‌های نظارتی دوره‌ای جهت ارزیابی اطمینان از برآورده شدن نیازمندیهای بیماران ضروری است. به بیماران باید اطلاعات و آگاهیهای کافی در مورد پیشگیری از وقوع آسیب،‌ ایمنی، و نقل و انتقالات داده شود. کودکان مبتلا به فلج مغزی در معرض خطر بالای طردشدن توسط دوستان و اجتماع هستند. به همین نسبت مراقبین از آنان و افراد خانواده ایشان نیز در معرض خطر افسردگی و کنارگذاشتن از اجتماع هستند و لذا برنامه‌های مراقبتی باید بر مبنای مدل همه جانبه پایه‌گذاری شوند.

برگرفته از کتاب بیماری‌های مغز و اعصاب کودکان

به قلم دکتر علی‌اکبر مومن

عقب‌ماندگی ذهنی

عقب‌ماندگی ذهنی یا ناتوانی عقلانی

تعریف کلی عقب‌ماندگی ذهنی را به صورت اعمال هوشی به‌طور قابل توجه کمتر از معمول همراه با نقایص رفتارهای تطابقی و تظاهر آن در سنین تکاملی ارایه شده است. (انجمن عقب‌ماندگی ذهنی آمریکا) حیطه‌های تکاملی شامل موارد زیر می‌باشد:

حرکتی

تکلمی

شناختی

اجتماعی

فعالیت‌های روزمره زندگی

با توجه به اینکه ۲۵/۲ درصد افراد جامعه بهره هوشی کمتر از ۷۰ دارند و تعداد زیادی از این افراد دچار اختلالات تطابقی هم هستند که تعریف عقب‌ماندگی ذهنی را شامل می‌شود لذا عقب‌ماندگی ذهنی در 3-1 درصد عموم جمعیت مشاهده می‌شود. اکثریت این جمعیت را گروه عقب‌ماندگی ذهنی خفیف تشکیل می‌دهد و شیوع عقب‌ماندگی ذهنی شدید تقریبا ۳ در هر هزار کودک است. عقب‌ماندگی ذهنی در پسران از دختران شایعتر است. (3/1 تا 9/1 به 1) شیوع تاخیر تکاملی گلوبال در کودکان زیر 5 سال مشابه عقب‌ماندگی ذهنی و 3 درصد است.

معیارهای تشخیصی عقب‌ماندگی ذهنی:

برای تشخیص عقب‌ماندگی ذهنی انجام آزمون‌های ضریب با بهره هوشی و تطابقی دقیق و دارای اعتبار، ضروری است. معیارهای تشخیصی عقب‌ماندگی ذهنی عبارتند از:

  • توان عقلانی به صورت قابل توجه کمتر از معمول که با تعیین ضریب هوشی بررسی می‌شود. بهره هوشی کمتر از 68 با تست استنفورد و یا کمتر از 70 با تست وکسلر را عقب‌ماندگی ذهنی می‌نامند.
  • نقص در اعمال تطابقی: بیمار بایستی حداقل در دو مهارت تطابقی دچار اختلال باشد. بدیهی است که این اختلال بایستی براساس سن بیمار تفسیر شود. مهارت‌های تطابقی شامل مراقبت از خود، زندگی روزانه، مهارت‌های اجتماعی و ارتباط با دیگر افراد، کار، اوقات فراغت و سرگرمی، مهارت‌های آکادمیک، و حفظ سلامت است.
  • سن شروع قبل از شروع ۱۸

 

طبقه‌بندی عقب‌ماندگی ذهنی

طبقه‌بندی‌های متعددی مطرح گردیده است اما رایج‌ترین آنها به ترتیب زیر می‌باشد.

الف- خفیف که به ضریب هوشی ۵۰- ۶۸ اطلاق می‌شود

ب- متوسط که به ضریب هوشی ۳۶-۵۰ اطلاق می‌شود.

ج- شدید که به ضریب هوشی ۲۰-۳۵ اطلاق می‌شود.

د- عمیق که به ضریب هوشی کمتر از ۲۰ اطلاق می‌شود.

علل عقب‌ماندگی ذهنی

عوامل اتیولوژیک در عقب‌ماندگی ذهنی شامل ژنتیک، تکاملی، اکتسابی، و یا ترکیبی از اینها است. علل ژنتیکی شامل علل کروموزومی و غیرکروموزومی،‌ تکاملی شامل تماس قبل تولد با عفونتها و سموم و علل اکتسابی شامل صدمات حین تولد و عوامل فرهنگی و اجتماعی است. شدت عقب‌ماندگی ذهنی در ارتباط با زمان و مدت صدمه و درجه تماس سیستم عصبی است. هرچه شدت عقب‌ماندگی ذهنی بیشتر باشد احتمال یافت علت بیشتر خواهد بود. در ۷۵ درصد موارد شدید و در حداکثر ۵۰ درصد عقب‌ماندگی ذهنی خفیف علت قابل شناخت یافت می‌شود. علل قابل شناخت متعدد هستند و بیشتر از 200 مورد ژنتیکی تنها در سایت توارث مندلی ثبت شده است.

عوامل اتیولوژیک در عقب‌ماندگی ذهنی بطور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

علل قبل از تولد، علل حوالی تولد، علل بعد از تولد، و علل نامشخص

علل قبل از تولد

علل قبل از تولد۶۰-۸۰ درصد موارد عقب‌ماندگی ذهنی را شامل می‌شود. علل قبل از تولد به دو دسته ژنتیکی و غیرژنتیکی تقسیم‌بندی می‌شوند. علل ژنتیکی شامل کروموزومی و غیرکروموزومی است.

عللل ژنتیکی  – کروموزومی عقب‌ماندگی ذهنی:‌ اختلالات کروموزومهای اتوزومال غالبا با عقب‌ماندگی ذهنی همراه می‌شوند. احتمال این همراهی در عقب‌ماندگی ذهنی 4-34 درصد گزارش شده است. سندرم داون و دیگر تریزومیها،‌ انواع دلیشن از جمله سندرم فریاد گربه و پرادر ویلی، سندروم X شکننده و دیگر اختلالات کروموزوم X از این قبیل هستند.

علل ژنتیکی- غیرکروموزومی  عقب ماندگی ذهنی: شامل سندرمهای پوستی عصبی،‌ اختلالات مادرزادی متابولیسم، و ضایعات ساختمانی مغز است.

علل غیر ژنتیکی عقب‌ماندگی ذهنی قبل از تولد:‌ خیلی از عوامل محیطی در دوران زندگی جنینی می‌توانند سیستم عصبی را تحت تاثیر قرار دهند.

عفونتهای مادرزادی: عفونتهای مادرزادی بخصوص روبلا، هرپس، توکسوپلاسموز، سیتومگالوویروس، زیگما، ابشتاین بار، HIV و احتمالا آنفلونزا می‌توانند صدمه شدید مغزی در جنین را سبب شده و باعث میکروسفالی،‌ عقب‌ماندگی ذهنی، تشنج، هیدروسفالی،‌ و کلسیفیکاسیون مغز شوند.

اشعه X در دوران بارداری:‌ تماس مادر باردار در دوران حاملگی بخصوص در هفته 7-15 با اشعه X می‌تواند منجر به عقب‌ماندگی ذهنی شود که به شدت و میزان اشعه بستگی دارد. تماس با اشعه X در مادران باردار میزان شیوع سندرم داون و سایر ناهنجاریهای کروموزومی را نیز افزایش می‌دهد.

داروها و سوء استفاده از مواد: مصرف الکل، سوءاستفاده از مواد و بعضی داروها از جمله داروهای ضدتشنج و وارفاین در دوران بارداری باعث عوارض شدید در جنین می‌شود.

سندروم الکل جنینی:‌ مصرف الکل در دوران حاملگی می‌تواند باعث بروز ناهنجاریهای جنین شود. میکروسفالی، پتوز،‌ هیپوپلازی ماگزیلا،‌ ناهنجاری مفاصل، بینی کوتاه، لب فوقانی نازک، خطوط غیرطبیعی کف دست، شکاف پلکی کوچک، بند انتهایی انگشتان کوچک،‌ ناخن کوچک انگشت پنجم، ناهنجاری مادرزادی قلب و تاخیر سایکوموتور از یافته‌های این سندروم است.

داروهای ضد تشنج:‌ فنی تویین و سدیم والپرات از داروهای ضدتشنج هستند که مصرف آنها در دوران بارداری می‌تواند با تظاهرات متعددی همراه شوند.

علل حوالی تولد

این دسته ۱۰-۲۰ درصد موارد عقب‌ماندگی ذهنی را تشکیل می‌دهند. زایمان طولانی و مشکل با ایجاد زجر جنین و نوزاد می‌تواند باعث وقوع عقب‌ماندگی ذهنی شود.  

علل بعد از تولد

عوامل بعد از تولد از وسعت کمتری برخوردار است و حداکثر ۱۰ درصد موارد را شامل می‌شود. عفونتها بخصوص مننژیت چرکی،‌ آبسه مغزی و آنسفالیتها،‌ تروما،‌ ایسکمی،‌ و اختلالات الکترولیتی، هیپوگلیسمی،‌ کرانیوسینوسنتوز اولیه شدید،‌ صرع پایا،‌ آلودگی به کرمهای قلاب‌دار،‌ سوءتغذیه،‌ فقر،‌ دیابت وابسته به انسولین، محرومیت سایکوسوشیال، و مسمومیت مزمن با سرب از علل عمده هستند. مسمومیت حاد و شدید با سرب باعث آنسفالوپاتی و عوارض آن می‌شود. مسمومیت مزمن با سرب باعث رفتار ضداجتماعی و کاهش بهره هوشی می‌شود. حداکثر میزان سرب مجاز 10-19 میکروگرم در 100 میلی‌لیتر است.

تظاهرات شایع عقب‌ماندگی ذهنی بر حسب شدت

عقب‌ماندگی ذهنی خفیف (ضریب هوشی 50-68):‌ در این گروه ممکن است تا زمان شروع مدرسه به‌دلیل کفایت‌های مهارتهای اجتماعی و ارتباطی در سنین قبل از مدرسه تشخیص مطرح نشود. انجام تحصیلات ابتدایی تا کلاس ششم در مدارس عادی امکان‌پذیر است. نقایص ارتباطی، اعتماد به نفس کم، خجالتی بودن و وابستگی از یافته‌های بارز این بیماران است.

عقب‌ماندگی ذهنی متوسط (ضریب هوشی 36-50):‌ در این گروه ضعف مهارتهای اجتماعی و ارتباطی در سنین قبل از مدرسه تشخیص را مطرح می‌کند. بخصوص تاخیر در تکلم بارز است. انجام تحصیلات ابتدایی تا کلاس دوم و سوم در مدارس عادی امکان‌پذیر است. این کودکان به نقیصه خود واقف هستند و احساس خشم می‌کنند. نظارت نزدیک بر فعالیتهای این افراد ضروری است.

عقب‌ماندگی ذهنی شدید (ضریب هوشی 20-35): در این گروه تاخیر تکامل حرکتی و تکلمی در دوران کودکی تشخیص را مطرح می‌کند. تکلم بسیار کم و مراقبت شدید ضرورت دارد. آموزش مراقبت از خود و رعایت مسایل بهداشتی امکان‌پذیر است.

عقب‌ماندگی ذهنی عمیق (ضریب هوشی کمتر از 20):‌ در این گروه تاخیر تکامل حرکتی از دوران شیرخوارگی بارز است. امکان تکلم ناقص و بسیار مختصر در سنین بالا وجود دارد. احتمال آموزش مختصر چند مهارت مراقبت از خود نیز وجود دارد. مراقبت کامل و شدید ضروری است.

تفکر اینکه کودک دچار عقب‌ماندگی ذهنی است برای والدین وحشتناک، دردناک و ناباورانه است. این تراژدی با افزایش سن بیمار و مشاهده تفاوتهای رو به افزایش وی با دیگر کودکان بیشتر خواهد شد. وجود اختلالات همراه در این کودکان بر مشکلات آنها می‌افزاید. خشم، سرخوردگی و احساس گناه در والدین مشخص است. مشکلات مالی، محدودیت‌های کاری والدین و هزینه‌های تشخیصی و درمانی بار سنگین دیگری است. گفتگو با والدین بصورت همزمان و توضیح این اختلال و عوارض آن توصیه می‌شود. صحبت از روشهای پیشگیری در صورتیکه امکان‌پذیر باشد تا حدی برای آنها التیام‌بخش است.

افراد عقب‌مانده ذهنی خفیف تقریبا ۸۵ درصد را تشکیل می‌دهند میزان تحصیلات اینها تا ۶ کلاس است و خیلی از اینها می‌توانند تشکیل خانواده داده و مستقل زندگی کنند. این دسته می‌توانند شغل‌های ساده نیز داشته باشند. افراد عقب‌مانده ذهنی متوسط تقریبا 10درصد را تشکیل می‌دهند. بیشتر اینها تکلم داشته و در اوایل کودکی ارتباطات طبیعی داشته و پیشرفت تحصیلی تا حداکثر 1-2 کلاس دارند. در دوران نوجوانی مشکلات این بیماران بیشتر شده و نیاز به حمایت دارند. این افراد می‌توانند کارهای نیمه ماهرانه را با نظارت کافی انجام دهند و در کارهای محیط‌های محافظت شده استخدام شوند. افراد عقب‌مانده ذهنی شدید ۴ درصد را تشکیل می‌دهند و ممکن است چند کلمه‌ای گفته و در بعضی از فعالیت‌های روزانه قابل تربیت باشند. افراد عقب مانده عمیق 1-2 درصد را تشکیل می‌دهند و اکثرا فاقد تکلم بوده و در تمام امور زندگی و فعالیت‌های روزانه وابسته هستند.

برگرفته از کتاب بیماری‌های مغز و اعصاب کودکان

به قلم دکتر محمودرضا اشرفی