ذهن آگاهی یا توجه آگاهی چیست؟

ذهن آگاهی توانایی اساسی انسان برای حضور کامل در زمان حال است، آگاهی از اینکه ما درهر لحظه در کجا قرار داریم و چه کاری انجام می دهیم ، و نه واکنشی بیش از حد یا غرق شدن درمورد آنچه که در اطراف ما اتفاق می افتد. اگرچه ذهن آگاهی چیزی است که همه ما به طور طبیعی از آن برخوردار هستیم ، اما وقتی که روزانه آن را تمرین می کنیم ، با سرعت بیشتری در دسترس ما قرار می گیرد.

هر وقت آگاهی خود را از آنچه که مستقیماً از طریق حواس خود تجربه می کنید ، یا از طریق افکار و احساساتی که به ذهن شما می رسد ، تجربه می کنید،ذهن آگاه هستید. تحقیقات نشان می دهد وقتی به مغز خود می آموزید که ذهن آگاه شود ، در واقع در حال بازسازی ساختار فیزیکی مغز تان هستید. هدف ذهن آگاهی این است که به اعمال درونی، فرآیندهای ذهنی، عاطفی و فرایندهای جسمی خود آگاه شویم.

مدیتیشن چیست؟(مدیتیشن )مراقبه کاوش کردن است. این یک مقصد ثابت نیست. ذهن شما از افکارتان خلاص نمی شود. هنگامی که مراقبه می کنیم ، به عملکرد ذهن خود توجه می کنیم:احساسات ما (هوایی که روی پوست ما می وزد یا بوی تند و تیزی که به مشام ما می رسد) ، احساسات ما (دوست داشتن چیزی ، یا متنفر بودن از آن ،  یا دلسرد شدن از چیزی) و افکار ی که به ذهن تان هجوم می آورند.

مراقبه ذهن آگاهی از ما می خواهد که قضاوت کردن را به حالت تعلیق درآوریم و کنجکاوی طبیعی خود را در مورد عملکرد ذهن از بین ببریم و نسبت به خود ودیگران با شفقت و مهربانی، تجربه پذیر باشیم. چگونه می توانم ذهن آگاهی و مراقبه را انجام دهم؟ ذهن آگاهی در هر لحظه، خواه از طریق مدیتیشن و اسکن بدن، یا تمرین های آگاه بودن در لحظه مانند (مکث کردن و نفس عمیق کشیدن هنگامی که تلفن زنگ می زند به جای با عجله پاسخ دادن به آن )، در دسترس ما ست.

مبانی تمرین ذهن آگاهی

ذهن آگاهی به ما کمک می کند تا فضایی بین خود و واکنش های خود قرار دهیم و پاسخهای شرطی خود را ازبین ببریم.

در اینجا نحوه تمرینات روزمره ذهن آگاهی  آورده شده است:

زمانی را برای انجام تمرینات کنار بگذارید. برای دستیابی به مهارت های ذهن آگاهی نیازی به یک کوسن یا نیمکت مراقبه یا هر نوع تجهیزات ویژه ندارید ، بلکه باید زمان و مکان خود را تنظیم کنید.

لحظه فعلی را آنگونه که هست مشاهده کنید. هدف ذهن آگاهی ، آرام کردن ذهن ، یا تلاش برای دستیابی به وضعیت آرامش ابدی نیست. هدف ساده است: ما قصد داریم بدون قضاوت به لحظه حاضر توجه کنیم.

بگذارید قضاوتهای شمادر ذهنتان جریان داشته باشند. وقتی در طول تمرین متوجه می شویم که  قضاوت ها به وجود می آیند، می توانیم از آنها یادداشت برداریم و اجازه دهیم از ذهنمان عبور کنند.

به مشاهده لحظه حال بازگردید (همانطور که هست. )ذهن ما غالباً در فکر فرو می رود. به همین دلیل است که ذهن آگاهی عملی برای بازگشت دوباره و دوباره به لحظه حال است.

با ذهن سرگردان خود مهربان باشید. خود را برای هرگونه تفکر که از ذهنتان سردر می آورد سرزنش نکنید، فقط تشخیص دادن اینکه که چه وقت ذهن شما سرگردان و شلوغ است را تمرین کنید، و به آرامی آن را به حالت قبل بازگردانید. اغلب گفته می شود که این عمل بسیار ساده است ، اما لزوماً آسان نیست. فقط انجام این عمل مهم است. نتایج به خودی خود حاصل می گردند.

نحوه انجام مدیتیشن

این مراقبه بر تنفس تمرکز می کند ، نه به این دلیل که مساله خاصی در مورد آن وجود دارد، بلکه به این دلیل است که احساس فیزیکی تنفس همیشه وجود دارد و می توانید از آن به عنوان یک لنگر برای حضور در لحظه حال استفاده کنید.

در طول تمرین ممکن است خود را درگیر افکار، احساسات، و صداهای اطرافتان کنید. هر کجا که ذهن شما پیش می رود، می توانید به سادگی دوباره به تنفس خود بازگردید. حتی اگر شما تنها یک بار بتوانید از افکار خود بازگردید، اشکالی ندارد.

یک تمرین ساده مراقبه

راحت بنشینید. مکانی پیدا کنید که به شما یک جای پایدار ، محکم و راحت می دهد. توجه کنید که پاهای شما در چه حالتی قرار دارند. اگر روی بالشتک هستید، به حالت لوتوس (نیلوفری)بنشینید. اگر روی یک صندلی هستید ، کف پاهای خود را روی زمین قرار دهید. قسمت بالای بدن خود را صاف، اما سفت نگه ندارید . ستون فقرات شما دارای انحنای طبیعی است. اجازه دهید در همین حالت قرار گیرد. توجه کنید که بازوهای شما در چه حالتی قرار دارند. بازوهای خود را به موازات قسمت بالا تنه خود قرار دهید. کف دست های خود را در حالت طبیعی روی پاهای خود قرار دهید.

نگاه خود را خیره کنید. کمی چانه خود را رها کنید و بگذارید نگاه شما به آرامی به سمت پایین بیفتد. لازم نیست چشمان خود را ببندید. به سادگی می توانید اجازه دهید نگاه شما بر آنچه جلوی چشمان شما ظاهر می شود بدون تمرکز کردن روی آن قرار داشته باشد.

تنفس خود را احساس کنید. توجه خود را به حالت فیزیکی تنفس متوجه سازید : هوایی که از طریق بینی یا دهان حرکت می کند، بالاو پایین  آمدن  شکم یا سینه شما.

توجه کنید وقتی که ذهن شما از تنفس کردن منحرف می شود. ناگزیر توجه شما ازنفس کشیدن به چیزهای دیگر منحرف می شود. نگران نباشید، نیازی به مسدود کردن یا از بین بردن تفکر نیست. وقتی متوجه شدید ذهن شما منحرف شده است به آرامی توجه خود را به تنفس کردن باز گردانید.

با ذهن سرگردان خود مهربان باشید. ممکن است ذهن شما مرتباً سرگردان و شلوغ باشد.  این طبیعی است. به جای اینکه با افکار خود بجنگید، بدون اینکه به آنها  واکنش نشان دهید، آنها را مشاهده کنید.

فقط بنشینید و توجه کنید. حفظ کردن توجه هر چه سخت باشد، همه چیز در آنجاست. بارها و بارها توجه خود را به سمت تنفس کردن بازگردانید ، بدون هیچ قضاوت و انتظاری.

وقتی آماده شدید، نگاه خود را به آرامی بلند کنید (اگر چشمان شما بسته است، آنها را باز کنید). در لحظه قرار داشته باشید و هر صدایی را در محیط گوش کنید. توجه کنید که بدن شما در حال حاضر چه حسی دارد. به افکار و احساسات خود توجه کنید.

هر روز در حالی که وقت خود را برای تمرین های ذهن آگاهانه می گذرانید، با خود مهربان بودن ، آرام تر بودن و شکیبایی بیشتری  احساس خواهید کرد. این تغییر در تجارب شما احتمالاً باعث ایجاد تغییراتی در سایر قسمتهای زندگی شما نیز خواهد شد.

ذهن آگاهی می تواند باعث شود که شما سرزنده تر شوید، مانند لذت بردن از مکالمه طولانی با یک دوست یا یک فنجان چای ، و یا آماده شدن برای یک خواب آرامش بخش .

 

 

 

 

 

 

 

بحران روانشناختی چیست؟

بحران روانشناختی هنگامی به وجود می آید که یک رویداد آسیب زا بیشتر ازظرفیت فرد، برای سازگاری با آن موقعیت به روش معمول اوست. بحرانهای روانشناختی را نمی توان براساس وقایعی که پیش از آنها رخ داده، به طور قابل اطمینان پیش بینی کرد. رویدادی که یک بحران روانی را برای یک شخص ایجادمی کند لزوماً باعث ایجاد بحران برای شخص دیگر نمی شود.
با این وجود ، برخی از وقایع معمولاً واکنش های بحران روانی را تسریع می کنند. این موارد شامل حمله جسمی، شکنجه، تجاوز، تصادفات خودرو ، خسارات شدید شخصی و فجایع طبیعی مانند زلزله ، آتش سوزی و سیل است.

رویدادهایی از این قبیل اغلب باعث ایجاد یک اختلال روانپزشکی می شوند که ما آن را اختلال استرس حاد می نامیم. اختلال استرس حاد با احساس ترس شدید ، درماندگی و وحشت مشخص می شود. همچنین ممکن است احساس بی حسی ، کمبود پاسخگویی هیجانی ، احساس جداشدگی ، کاهش آگاهی از محیط اطراف ، احساس غیرواقعی بودن یا فراموشی وجود داشته باشد. افرادی که دچار اختلال استرس حاد هستند ممکن است احساس اضطراب، برانگیختگی، آشفتگی، پریشانی ، افکار ناامید کننده و تحریک پذیری داشته باشند. آنها ممکن است این رویداد رابه طورمکرر در رؤیاها ، فلش بک ها یا خاطرات مداوم از تروما دوباره تجربه کنند.
ممکن است فرد از افراد، مکانها و اشیایی که ممکن است دوباره خاطرات رویداد آسیب زا را یادآوری کند، دوری کند. آنها ممکن است در تمرکز مشکل داشته باشند و در عملکرد معمول خود در خانه و محل کار دچار مشکل شوند. همچنین ممکن است به دلیل عدم ارائه کمک کافی به دیگران در حین رویداد از احساس گناه یا احساس گناه بازمانده بودن رنج ببرند. برخی از افراد ممکن است پرخاشگر یا خود مخرب شوند ، از مراقبت از خود صرفنظر کنند، دچار سردرگمی شوند یا با روشی عجیب و غریب رفتار کنند.

در صورت درمان سریع ، علائم اختلال استرس حاد به طور معمول طی ۳۰ روز کاهش می یابد یا از بین می رود. در برخی موارد ، به ویژه در صورت عدم درمان، اختلال استرس حاد ممکن است ادامه یابد. اگر مدت زمان آن از یک تا سه ماه باشد ، ما آن را اختلال استرس حاد می نامیم. هنگامی که این علائم بیش از سه ماه طول بکشد ، ما آنرا اختلال استرس پس از سانحه می نامیم. بعید نیست که علائم اختلال استرس پس از سانحه درمان نشده و برای سالها ادامه یابد و به محدودیتهای جدی در زندگی فرد تبدیل شود. یادآوری این نکته نیز مهم است که وقتی فردی با یک موقعیت استرس زا روبرو می شود، به احتمال زیاد خانواده یا سایر اطرافیان بیمار نیز تحت تأثیر علائم اختلال استرس پس از سانحه بیمار قرار می گیرند.
روانشناسانی که با بیماران مبتلا به اختلال استرس حاد و اختلال استرس پس از سانحه کار می کنند، ممکن است به آنان در مدیریت مسایل استرس پس از سانحه (اطلاع رسانی به دیگران ، برقراری تماس ، تنظیم مجدد امور روزمره شخص) کمک کرده و فضای امنی را برای گفتگو در مورد این رویداد ، برای فرد فراهم کنند.

علائم شخص یا هر چیز دیگری که در ذهن او وجود داردآزار دهنده و صحبت کردن درباره این رویداد آسیب زا در ابتدا دردناک است ، اما افراد اغلب بعد از اینکه توانسته اند در مورد این رویداد صحبت کنند ، احساس تسکین و کاهش علائم را گزارش می دهند.
آنها می توانند بعد از قراردادن ابعاد مختلف مشکل در کنار هم و درنظر گرفتن همه جوانب، همراه با یک مشاور شرایط را با وضوح بیشتری مشاهده کنند.
در حالی که بزرگسالان در این شرایط می توانند با یک درمانگر صحبت کنند، کودکی که دچار واکنش استرس حاداست، احتمالاً در مورد آن به زبان غیر کلامی، مانند بازی و همچنین در استعاره های کلامی و داستانهایی که از تخیل خود می گوید صحبت کند. بنابراین در ارتباط با کودکان ، بیشتر احتمال دارد که یک جلسه بازی درمانی (بیشتر در مورد این مورد) برگزار شود. در بسیاری از شرایط ، همانطور که در بالا ذکر شد ، تغییر ناگهانی رفتار فرد آسیب دیده تمام خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. هنگامی که این اتفاق می افتد ، اغلب ملاقات با یک درمانگر است که می تواند به افراد در رسیدگی به مشکلات دشوار و بهبود روابط بین اعضای خانواده کمک کند.

مشکلات حافظه و زوال عقل

بسیاری از ما با پیر شدن ، فراموشکارتر می شویم.
و به سادگی می توان نگران بود که این مساله ممکن است نشانه اولیه زوال عقل یا بیماری آلزایمر باشد.

اما دلایل بسیار دیگر ی برای این مساله وجود دارد – فقط برخی از ما مشکلات جدی تر زوال عقل را رشد خواهیم داد.
بسیاری از موارد می توانند بر حافظه ما تأثیر بگذارند – مواردی مانند استرس ، افسردگی ، غم- و حتی بیماری های جسمی مانند کمبود ویتامین یا عفونت.
در اینجا، ما بر دو مشکل حافظه خاص تمرکز می کنیم: زوال عقل ، که به اشکال مختلفی از جمله بیماری آلزایمر و اختلال شناختی خفیف (MCI) ایجاد می شود.

دمانس یک اصطلاح کلی است که برای توصیف گروهی از شرایط تأثیرگذار بر حافظه به کار می رود.

  • به خاطر سپردن چیزها برای شما دشوارتر می گردد و مشکلات دیگر را با تفکر خود ایجاد می کنید.
  • اینها سازگاری شما را با زندگی روزمره دشوارتر می کند.
  • این مشکلات وخیم تر می شوند – یا “پیشرونده” هستند.
  • این مسایل یک قسمت طبیعی از پیری نیستند.

انواع مختلفی از زوال عقل وجود دارد. همه آنها از بین رفتن حافظه است ، اما علائم دیگری نیز وجوددارند که با توجه به علت متفاوت هستند.

زوال عقل اغلب با مشکلات حافظه شروع می شود ، اما فرد مبتلا به زوال عقل نیز می تواند دچار این مشکلات شود:

  • برنامه ریزی و انجام کارهای روزانه
  • ارتباط برقرار کردن با دیگران
  • آنها همچنین ممکن است تغییراتی در روحیه ، توانایی تصمیم گیری داشته باشند، یا ممکن است در شخصیت آنان تغییراتی مشاهده کنید.
  • هرچه زوال عقل پیشرفت کند ، فرد مبتلا به زوال عقل به دیگران وابسته تر می شود.

زوال عقل چقدر شایع است؟

در حال حاضر بیش از ۸۵۰،۰۰۰ نفر در انگلستان را تحت تأثیر قرار داده است. این مشکل هرچه پیرتر می شویم شایع تر می شود ، بنابراین:

در سن ۶۵ سالگی ، از هر ۱۰۰ نفر حدود ۲ نفر دچار زوال عقل می شوند.
تا سن ۸۵ سالگی ، حدوداً ۱ نفر از هر ۵ نفر دارای میزان زوال عقل است.
دمانس گاهی اوقات می تواند افراد جوان را تحت تأثیر قرار دهد .

نقص شناختی خفیف چیست؟

اختلال شناختی خفیف (MCI) یک مشکل حافظه کمتر جدی است. این امر به طور عمده در زندگی روزمره شما تداخل ایجاد می کند و به اندازه کافی شدید نیست که بتوان آن را زوال عقل نامید. ممکن است متوجه شوید که:

  • نام افراد ، مکانها ، رمزهای عبور را فراموش کنید
  • چیزها را گم کنید
  • فراموش نکنید که کارهایی را که قبلاً برنامه ریزی کرده بودید انجام دهید.

از هر ۱۰ نفر بالای ۶۵ سال احتمالاً دارای MCI هستند.

از این تعداد ، تقریباً در هر یک سال یک از ده نفر به زوال عقل مبتلا می شوند.

ما هنوز نمی توانیم پیش بینی کنیم که چه کسی به سمت پیشرفت زوال عقل می رود ، و این مشکل در چه کسی پیشرفت نخواهد کرد.

در زیر شایع ترین دمانس ها را شرح می دهیم. اما گاهی اوقات فرد می تواند بیش از یکی از این اختلالات را داشته باشد – “زوال عقل مختلط”.
یا آلزایمر حدود ۶ از ۱۰ از مورد دمانس است.
معمولاً با مشکلات حافظه شروع می شود و به مرور زمان و به آرامی بدتر می شود. مردم غالباً متوجه خواهند شد كه نمی توانند اتفاقاتی را كه اخیراً افتاده است ، به خاطر بیاورند ، حتی اگر هنوز هم می توانند آنچه سالها پیش اتفاق افتاده را بخاطر بسپارند.

آنها غالباً متوجه می شوند که در به یاد آوردن کلمات خاص و نامگذاری اشیاء مشکل دارند.

بعضی اوقات آنها از مشکلات حافظه خود، آگاه نیستند ، اما افراد دیگر متوجه آنها می شوند.

فرد مبتلا به زوال عقل ممکن است در  این زمینه ها مشکل پیدا کند:

  • چیزهای جدید یاد بگیرند
  • رویدادهای اخیر ، قرارها یا پیامهای تلفنی را به خاطر بسپارند
  • نام افراد یا مکانها را به خاطر بسپارند.
  •  درک کردن افراد دیگر ، یا ارتباط برقرار کردن با آنها
  • به یاد بیاورند که وسایل را کجا قرار داده اند ، که می تواند بسیار ناراحت کننده باشد – ممکن است احساس کند که فردی در خانه آنها بوده است ، یا چیزهایی را برداشته است

متوجه باشید که هیچ مشکلی در آنها وجود ندارد – ممکن است وقتی کسی تلاش کند به آنها کمک کند ناراحت شوند. این مشکلات سازگاری با فعالیتهای ساده روزانه را دشوارتر و سخت تر می کند.

افرادی که شخصی را با آلزایمر می شناسند ، اغلب متوجه تغییرات ظریف در شخصیت آنها می شوند.آنان متفاوت باآنچه قبل از بیمار شدن انجام می دادند رفتار می کنند

، یاواکنش نشان می دهند.

در آلزایمر ، پروتئین هایی به نام آمیلوئید و تاو در مغز تشکیل می شوند تا رسوبهایی به نام ‘پلاک’ و درهم و برهم تشکیل دهند.

در این مناطق آسیب مغزی رخ می دهد،و این روی انتقال دهنده های عصبی در مغزکه پیامها را از سلول به سلول دیگر منتقل می کنند تأثیر می گذارد.

، به ویژه انتقال دهنده ای به نام استیل کولین.

اختلال بیشفعالی کمبود توجه(ADHD) و اختلال طیف اتیسم(ASD)

 

اختلال طیف اتیسم یاASD شامل آنچه قبلاً به آن اختلال اوتیسم  ،سندروم آسپرگر،اختلال فراگیر رشد نامعین، گفته می شد. همه اینها بر مهارتهای اجتماعی و عاطفی و ارتباطات غیر کلامی فرد تأثیر می گذارند.

ASDشباهت های زیادی با ADHD دارد.، اما همچنین تفاوتهایی نیز بین این دو  وجود دارد.

آیا می توان فرد مبتلا به ADHD و ASDرا تشخیص داد؟ 

بيش از نيمي از كساني كه بهASD مبتلا شده اند. علائم ADHD   را  نيز دارند.

در حقیقت، ASD  شایعترین همبودی باADHD است.

بیش از یک چهارم کودکان مبتلا بهADHD علائم ASD  را به صورت خفیف دارند.که ممکن است شامل مشکل در مهارت های اجتماعی یا مثلاً نسبت به بافت لباس بسیار حساس باشند.

چراADHD  و ASD به دفعات با هم به صورت همزمان وجود  دارند؟

آیا شباهت هایی بین آنها وجود دارد؟

هر دوADHD و ASD جزو اختلالات عصبی رشدی هستند.(رشد مغزی به نوعی تحت تأثیر قرار گرفته است)این بدان معناست که هر دو شرایط / اختلالات بر سیستم عصبی مرکزی که مسئولیت حرکت ، زبان ، حافظه و مهارتهای اجتماعی و تمرکز را بر عهده دارد، تأثیر می گذارد.

تعدادی از تحقیقات علمی نشان داده اند که این دو اختلال اغلب به صورت کاموربید وجود دارند ، اما محققان هنوز نمی دانند که چرا اینگونه است؟

درADHD یاASD ، رشد مغز به نوعی تحت تأثیر قرار گرفته است.

مهمتر از همه ، شامل عملکرد اجرایی مغز ، مسئولیت تصمیم گیری ، کنترل تکانه، مدیریت زمان ، تمرکز و مهارت های سازماندهی است.برای بسیاری از کودکان ،مهارتهای اجتماعی نیز تحت تأثیر قرار می گیرند. هر دوADHD و ASD در پسران شایع تر است. اگرچه هم بزرگسالان می توانند،به صورت همزمان دارایADHD و ASD باشند ، اما ترکیب آن به اندازه کودکان رایج نیست.

در حالی کهASD  یک اختلال مادام العمر محسوب می شود، مطالعات طولانی مدت نشان داده اند که در یک سوم تا دو سوم موارد، علائم كودكان مبتلا به ADHD، در بزرگسالی ادامه دارد.

 

 تفاوت بینADHD و ASD چیست؟

در ابتدا بسیاری از کودکان بهADHD مبتلا می شوند،زمان شروع آنها از مهد کودک یا پیش دبستانی است، زیرا رفتار آنها با رفتار همکلاسی هایشان تضاد دارد.

ADHDباعث می شود کودکان همیشه بیقرار باشند، به صورت تکانشی عمل کنند یا در توجه کردن مشکل داشته باشند. برخی از کودکان مبتلا بهADHD  علائم متفاوتی دارند، به عنوان مثال ، تمام توجه آنها روی یک اسباب بازی متمرکزاست و نمی خواهند با هیچ چیز دیگری بازی کنند.قبل از رسیدن به دومین سالگرد تولد علائم ،ASD برای برخی از کودکان مبتلا به  قابل توجه است. برای دیگرکودکان ممکن است نشانه های ASDتا زمانی که به سن مدرسه رفتن نرسیده اند و  رفتارهای اجتماعی آنان کاملاً متفاوت از همکلاسی هایشان نشده به شکل واضح مشخص نباشد.  کودکان مبتلا به  ASDاغلب از تماس چشمی اجتناب می کنند و به نظرنمی رسد علاقه مند به بازی یا مشغول شدن با دیگران باشند. توانایی آنها در صحبت کردن ممکن است به آهستگی رشد کند یا اصلاً رشد نیابد. آنها ممکن است شیفته یکنواختی در بافت مواد غذایی و یا تکرار کردن حرکات، به خصوص با دست و انگشتان خود باشند.

 

رفتارهای خاص درADHD وASD

اغلب کودکان مبتلا بهADHD در تمرکز بر روی یک فعالیت یا کار مشکل دارند. هنگامی که آنها به فعالیت های روزانه خود مشغول هستند، ممکن است به راحتی حواسشان پرت شود. برای کودکان مبتلا بهADHD  چالش برانگیز است که قبل از پریدن به کار دیگری، یک کار را به شکل کامل انجام دهند. آنها اغلب از نظر فیزیکی قادر به نشستن نیستند. اما برخی از کودکان مبتلا بهADHD  ممکن است خیلی علاقه مند به یک موضوع یا فعالیت باشند که روی آن ثابت می مانند، یاروی آن بیش از حد تمرکز می کنند. اگرچه تمرکز روی یک چیز می تواند مثبت باشد ، ممکن است به معنای این باشد که وقتی از آنها خواسته می شود توجه خود را به فعالیت های دیگر جلب کنند دچار مشکل می شوند.

کودکان مبتلا بهASD به احتمال زیاد بیش از حد متمرکز می شوند و قادر به انتقال توجه خود به کار بعدی نیستند. آنها غالباً در مورد امور روزمره خود انعطاف ناپذیر هستند. ودارای تاب آوری پایین برای تغییرمی باشند.

این ممکن است به معنای طی کردن مسیریکسان و هر روز خوردن غذای مشابه باشد. بسیاری از آنها بسیار حساس یا بدون حساسیت به نور ، سر و صدا ، لمس، درد، بو یا مزه هستند یا علاقه شدید به آنها دارند.

آنها ممکن است اولویتهای غذایی را بر اساس رنگ یا بافت تنظیم کرده باشند، و ممکن است. حرکاتی مانند بال بال  زدن مکرر دست ها را انجام دهند.

تمرکز شدید در آنها یعنی افراد دارایASD  اغلب قادرند جزییات وقایع را برای مدت زمان طولانی بخاطر بسپارند و ممکن است، به ویژه در ریاضیات، علوم هنر و موسیقی بسیار خوب باشند.

 

مروری بر درمان

بهترین ارایه دهنده درمان ارائه شده برای فردی که به هر دو اختلال ADHD و ASD مبتلا شده است ، روانپزشکی است که تجربه درمان هر دو بیماری را دارد.

درمان ADHD معمولاً شامل دارو است. از طرف دیگر ، چون گزینه های دارویی برای ASD هنوز محدود است، کودکان مبتلا بهASD ممکن است به گزینه های غیر دارویی بهتر پاسخ دهند.

این گزینه ها ممکن است شامل رفتار درمانی باشد،برای مدیریت علائم و مهارت آموزی برای زندگی روزمره فرد، برای کودک مبتلا به ASD ، توجه به رژیم غذایی ضروری است، زیرا محدودیت غذایی مبتنی بر حس می تواند منجر به ایجاد شکاف در تغذیه شود.برای فردی که مبتلا به ADHD است ، داروهای محرک می توانند باعث از بین رفتن اشتها شوند.در حالی که علائمADHD معمولاً به میزان معمول داروی تجویز شده خوب پاسخ می دهند.

علائمASD احتمالاً چنین نیستند. علائم ASD که غالباً با ADHD همپوشانی دارند ، از جمله بیش فعالی، تکانشگری و کم توجهی ممکن است،به داروهای مورد استفاده در درمان ADHD پاسخ دهند.

در حال حاضر داروهای درمان کننده ASD در حال توسعه هستند، و تحریک پذیری، پرخاشگری، و خودآزاری که به ASD مربوط می شود ،معمولاً به داروهای ضد روانپریشی پاسخ می دهند.

داروها اغلب بخشی از برنامه درمانی برای کودکان مبتلا بهADHD هستند زیرا به کاهش برخی از علایم مهم ازجمله بیش فعالی وتکانشگری کمک می کنند.

 

 

کارگاه کوچینگ بیماران مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD)

 

انجمن علمی روانپزشکان ایران، شاخه گیلان برگزار میکند:

 

عنوان کارگاه: کوچینک بیماران مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD).

با حضور مدعووینی از تهران (جناب آقای دکتر علاقبند راد).

ارائه گواهی معتبر از انجمن علمی روانپزشکان ایران، شاخه گیلان.

 

ویژه : روانپزشکان، دستیاران روانپزشکی، متخصصین اطفال، روانشناسان.

زمان : ۳ بهمن ۱۳۹۸. ساعت ۸ صبح الی ۱۳، همراه با پذیرایی میان وعده.

مکان : مرکز اموزشی درمانی شفای رشت

 

هزینه: ۲۵۰ هزار تومان

دستیاران روانپزشکی: ۵۰ درصد مبلغ پایه &#۱۱۰۱۳; متقاضیان شرکت در این کارگاه با ورایز مبلغ فوق به شماره کارت زیر وارائه تصویر فیش

به واتساپ شماره تلفن ۰۹۱۱۱۴۵۲۱۵۷ ثبت نام خود را قطعی کنند.

شماره کارت: به نام خانم روشندل، بانک ملت.

۶۱۰۴_۳۳۷۹_۶۴۷۳_۷۹۴۲

 ظرفیت محدود و اولویت با کسانی است که زودتر ثبت نام کنند

اختلال اضطراب جدایی: اجتناب از مدرسه رفتن


رفتن به مدرسه برای بیشتر کودکان یک تجربه لذت بخش و هیجان انگیز است. با این حال، برای برخی، حضور در مدرسه ممکن است رنج آور و تحمل آن دشوار باشد و یا از آن اجتناب شود.

این کودکان ممکن است از اختلال اضطراب جدایی رنج ببرند که ممکن است به صورت اجتناب ازرفتن به مدرسه ظاهر شود. اجتناب از اجزای اصلی این اختلال است.
و می تواند به صورت اجتناب از رفتن به مدرسه، عدم تمایل به تعامل با سایر کودکان، بدون حضور والدین یا مراقبان یا امتناع از به تنهایی خوابیدن شکل بگیرد.
درک این نکته مهم است که ترس از جدایی در ۸ ماهگی، ۱۲ ماهگی و بین ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی متداول است. همچنین برای کودکان عادی است که هنگام ورود به مهد کودک یا پیش دبستانی ترس ازجدایی داشته باشند. ، با این حال ،این اختلال با اضطراب بیش از حد و نامتناسب با رشد کودک در مورد جدا شدن از خانه یا مراقب او مشخص می شود.

علائم اضطراب جدایی جسمی، شناختی و رفتاری است. علائم جسمی ممکن است شامل معده درد، حالت تهوع، اسهال، استفراغ، سردرد، گر گرفتن، خستگی، گریه، عدم توانایی در صحبت کردن، تنش / کج خلقیهای گاه به گاه و لجبازی تحریک پذیری باشد.
علائم شناختی شامل افکار بیش از حد نگران کننده است که به خود یا مراقبان فرد مبتلا مربوط می شود. این موارد ممکن است شامل گم شدن یا ربوده شدن، ترس از بیماری یا نگرانی از اینکه مراقب ممکن است در یک تصادف خطرناک کشته شود و به این ترتیب به خانه برنگردد، باشد. ارتباط بین این افکار متفاوت، ترس است که در نهایت فرد از مراقب اصلی جدا شود.
از نظر رفتاری، شایع ترین و آشفته ترین علامت امتناع از مدرسه است. این ممکن است امتناع کامل از حضوردر مدرسه، رفتن به مدرسه اما زود به خانه برگشتن، شروع دیر هنگام مدرسه، کج خلقی در هنگام ورود به مدرسه، وحضور درکلاس باشدت بالایی ازاحساس پریشانی به نظر برسد. علائم دیگر شامل امتناع یا عدم تمایل به تنها بودن یا بدون حضور مراقبان، کابوس های مکرر با مضامین جدایی و اجتناب از موقعیت ها یی است که ممکن است منجر به جدایی از مراقبان شود.
این اختلال در صورت تشخیص صحیح، قابل درمان و کنترل است. شرکت والدین در درمان بسیار مهم است ، زیرا کودک برای موفقیت باید مورد توجه والدین قرار گیرد. والدین نیز علی رغم فشارهای زیاد کودک برای بازگشت به راهکارهای “قبلی” تعامل با یکدیگر، باید کاملاً از برنامه درمانی حمایت کنند.
و همچنین والدین نیز باید، با وجود فشار زیاد کودک برای بازگشت به راهکارهای متقابل “قبلی”. مطابق با برنامه درمانی کاملاً مورد حمایت قرار گیرند.
مدت زمان ایده آل برای درمان اختلال اضطراب جدایی در حدود دوازده جلسه است، اگرچه مطالعات نشان می دهد کودکانی که حداقل شش جلسه دارند، بهبود نشان می دهد. مانند درمان سایر اختلالات اضطرابی ، توصیه می شود که هر جلسه به صو رت مستقل بوده و مؤلفه های اصلی درمان شناختی-رفتاری را در بر بگیرد.

درمان با آموزش کودک در مورد اضطراب و عادی سازی تجربه خودش شروع می شود. اضطراب یک پاسخ طبیعی است که همه افراد آن را تجربه می کنند و به هشدار دادن به فرد برای آگاهی از خطر کمک می کند. استفاده از قیاس آلارم اتومبیل هنگام خرابی آن یا زنگ هشداردودی که با کمترین سیگنال خاموش می شود ، در کمک به کودک و نوجوانان در درک اضطراب کمک می کند. آموزش همچنین شامل کمک به کودک برای درک اینکه چرا اضطراب ایجاد می شود. یک راه ایده آل برای توضیح اضطراب استفاده از مثلث A (عاطفه) B (رفتار) C (شناخت) است تا کودک بتواند ارتباط بین افکار (C) ، احساسات (A) و رفتار (B) را درک کند.

به عنوان مثال یک کودک ممکن است فکر کند (C) ، “پدر من اگر به محل کار برود ، تصادف خواهد کرد” ، احساسات (A) حالت تهوع و سر درد شود. رفتارها (B) حرفها و شكايات کودک است تا پدر در خانه بماند. درک این رابطه در نهایت کودک را قادر می سازد تا کنترل بیشتری از وضعیت تحریک کننده اضطراب را به دست گیرد.

مؤلفه اصلی درمان ، کمک به کودک است که علایم بدنی اضطراب ، احساسات (A) را تشخیص دهد.و نحوه مدیریت آنها را بیاموزد استفاده از علایم بدنی به عنوان سرنخ یا علائم هشدار دهنده اضطراب به کودک کمک می کند تا بداند چه زمانی می تواند از راهکارهای مدیریتی مؤثر مانند آرامسازی پیشرونده عضلات یا تنفس عمیق و کنترل شده استفاده کند.

یکی دیگر از مؤلفه های اصلی درمان شناختی به چالش کشیدن یا کمک به کودک برای به دست آوردن توانایی جلوگیری از انتشار افکارافراطی و اغراق آمیز است.

(C) یادگیری شناسایی افکار غیر مفید و بیرونی کردن آنها به عنوان “هیولاهای نگران کننده” ، کودک را قادر می سازد که با آنها مقابله کند. سایر راهبردهای شناختی به کودک کمک می کند تا افکار مختل کننده را با ایده های مفید تر جایگزین کند یا واقع بینانه احتمال وقوع هر فکر را تخمین بزند. شناسایی و سپس به چالش کشیدن الگوهای تفکر معیوب کمک می کند تا اضطراب کاهش یابد و احتمال مشارکت در مقابل اجتناب را افزایش دهد.
همه مؤلفه های درمان شناختی – رفتاری اختلالات اضطرابی برای مداخله موفق مهم هستند. با این حال، قرار گرفتن در معرض وضعیت ترسناک یا مواجهه کودک با ترس از آنها بسیار مهم است. قرار گرفتن در معرض وضعیت ترسناک بهتر است بتدریج انجام شود، نه اینکه از رویکرد همه یا هیچ استفاده شود. سلسله مراتب یا نردبان ترس به گونه ای ساخته شده است که کودک می تواند به تدریج از کمترین وضعیت ترسناک به ترسناک ترین وضعیت روبرو شود. از آنجا که کودک از طریق سلسله مراتب ترس می آموزد، مدت زمان قرار گرفتن در معرض آن نیز می تواند از کوتاه تا طولانی افزایش یابد. هر سلسله مراتب برای هر کودک به صورت فردی خواهد بود. به عنوان مثال، بازی در خانه یک دوست بدون حضور والدین ممکن است از حضورکامل پدر و مادر در خانه برای زمان بازی، نیمی از زمان بازی یا انتظار دربیرون از خانه در ماشین فقط با دسترسی به تلفن همراه صورت گیرد .

اگرچه اضطراب جدایی می تواند یک اختلال دشوار باشد، اما قابل درمان است. بخشی از مؤلفه های اصلی درمان شامل درک احتمال عود است. غالباً كودك برای مدت زمانی سلسله مراتب را خوب انجام می دهد و سپس ناگهان پسرفت می کند. این ممکن است هنگام تغییر برنامه ها و روالهای مورد انتظار رخ دهد. بهتر است بدانید این امر طبیعی است و به تجدید دستاوردهای قبلی کمک خواهد کرد.

تحقیقات نشان داده است که مهارتهای مدیریت اضطراب در رویکرد شناختی-رفتاری و استراتژیهای مواجهه با آن در درمان اختلال اضطراب جدایی مؤثر است. مدرسه رفتن برای کودکان مانند کار برای بزرگسالان ، بخش مهمی از تجربه و رشد آنان است. آموزش برای مدیریت علائم ناتوان کننده این اختلال، کودکان و خانواده ها را قادر می سازد تا با ترس های خود روبرو شوند و زندگی لذت بخش تری داشته باشند.

گریه کردن در نوزادان و کودکان

همه کودکان وقتی گرسنه معذب  خسته و بیمار هستند یا دردی را احساس می کنند گریه می کنند

گاهی اوقات آنها گریه می کنند زیرا نیازمند جلب توجه اند.

کودکان نوپا  و بزرگتر نیزممکن است گریه کنند زیرا رنجور، ناراحت و خشمگین هستند برای مثال:

درک کردن نیاز های کودک تان می تواند برای شما سخت باشد مخصوصا وقتی که هنوز صحبت نمی کند

بنابراین وقتی کودک شما گریه می کند، با چک کردن اینکه بیمار یا آسیب دیده نیست شروع کنید، اگر مطمئن نیستید،

بهتر است کودک را برای ویزیت نزد پزشک ببرید

اگر کودک شما به دلایل دیگری گریه می کند کارهای زیادی وجود دارد که برای کمک به او می توانید انجام دهید

کودکان با توانایی گریه کردن به دنیا می آیند و گریه راه اصلی آنان برای برقراری ارتباط است

یکی از هر ده کودک بیش از حد گریه می کند، بیش از حد یعنی بیشتر از ۳ ساعت در روز

کودکانی که زیر ۱۲ ماه سن دارند بیشتر در اوایل شب و صبح خیلی زود گریه می کنند که این می تواند بسیار استرس زا باشد. مخصوصا هنگامی که شما مشغول انجام کارهای دیگری باشید

این مرحله از گریه کردن بسیار زودتر از آنچه شما فکر می کنید سپری می شود

 

چطور گریه کردن نوزاد را مدیریت کنیم

قدم اول این است که

چک کنید آیا کودک  گرسنه معذب  خسته و بیمار است یا دردی را احساس می کند

با گذشت زمان، شما می دانید که گریه نوزادتان چه معنی می دهد.

در اینجا چند استراتژی مفید دیگر وجود دارد:

کودک خود را در یک کالسکه یا یک رول کودک قرار دهید و برای پیاده روی بروید

از یک کودک یا خویشاوند بخواهید در اوقاتی از روز که کودک خیلی گریه می کند به شما کمک کند

اگر احساس خستگی می کنید، کودک خود را در جایی امن نگه دارید و استراحت پنج دقیقه ای انجام دهید. اجازه بدهید کودک شما برای چند دقیقه گریه کند،این کار به او آسیب نمی رساند و می تواند به شما کمک کند همه چیز را کنترل کنید.

کودکان نوپا نیز به دلایل مشابه با نوزادان گریه می کنند. اما کودکان نوپا برای یافتن راهی برای مقابله با احساسات جدید و دشوار مانند سرخوردگی، خجالت یا حسادت گریه می کنند

چگونه گریه کردن  کودک نوپا را مدیریت کنیم

اگر کودک از نظر جسمی مشکلی نداشته باشد راهبرد های زیر می توانند کمک کننده باشند:

اگر فکر می کنید فرزندتان خسته است،استراحت ممکن است به او کمک کند.

یا شما می توانید زمان آرامی را با گوش دادن به موسیقی و یا خواندن یک داستان  به او اختصاص بدهید.

اگر گریه در زمان خواب اتفاق بیافتد شما ممکن است برای مدیریت کودکتان به کمک نیاز داشته باشید

اگر فرزند شما عصبانی و یا دچار اوقات تلخی است ، او را در جایی امن نگه دارید تا آرام شود.

اگر فرزند شما رنجور است ، سعی کنید راه حلی با کمک یکدیگر پیدا کنید

به عنوان مثال، به او بگویید تو ناراحت هستی چون لگو ها در حال افتادن هستندبیا با هم دوباره درستش کنیم

نامگذاری هیجانات به کودکتان اجازه می دهد تا  بداند که شما احساسات او را درک می کنید. همچنین به او کمک می کند که بتواند هیجانات خود را کنترل کند.

اگر کودک نوپای شما فقط بدخلق است بهتر است تغییر در موقعیت فعلی را امتحان کنید مانند رفتن به پیاده روی،بردن او به حمام، و پلی کردن یک آهنگ کودکانه و باهم رقصیدن

و از اینکه چقدر می توانید باهم خوشبگذرانید متعجب خواهید شد

 

چگونه گریه کردن کودکان پیش دبستانی و دبستانی را مدیریت کنیم

اگر کودک از نظر جسمی مشکلی نداشته باشد راهبرد های زیر می توانند کمک کننده باشند

به فرزندتان فرصت دهید تا آرام شود، سپس از او بپرسید که چه چیزی او را ناراحت کرده است

گوش دادن به اورا با بازخورد دادن احساسش به اوبازگو کنید

برای مثال تو ناراحتی چون سام نمی تونه باهات بازی کنه

راهکارهای دیگری را برای مقابله با این موقعیت به کودک پیشنهاد دهید

برای مثال درعوض بهتره از رایان بخوای که با تو بازی کنه

اطمینان حاصل کنید که فرزند شما متوجه شود گاهی اوقات خوب است که گریه کند – مثلا وقتی اتفاقی برایش می افتد یا وقتی آسیب می بیند. به او بگویید “خب، اگر به سر من ضربه ای وارد بشه من هم گریه می کنم “.اگر به نظر میرسد  که فرزندتان زمان زیادی را صرف گریه و غم و اندوه می کند بهتر است با روانپزشک یا روانشناس کودک در این خصوص مشورت کنید. گریه در نوزادان و کودکان یکی از رایج ترین دلایلی است که  والدین  در این خصوص به دنبال کمک حرفه ای هستند.

اگر فرزند تان بسیار گریه می کند، شما ممکن است خلق پایین یا حتی افسردگی را تجربه کنید. اگر چنین احساسی دارید یا دچار افسردگی شده اید و افکاری در مورد صدمه زدن به فرزندتان دارید، مهم است که به دنبال  یک راه حل درست برای دریافت کمک باشید. همچنین به یاد داشته باشید که کودک شما از طریق تماشا کردن شما درباره زمان و چگونگی ابراز هیجاناتش مانند غم و اندوه، خشم و شادی می آموزد.

 

اتیسم و بلوغ

اگر فکر می کنید که نوجوان شما ممکن است دارای اختلال طیف اوتیسم باشد، یا شما یک کودک مبتلا به اوتیسم دارید و می خواهید بدانید زمانی که آنها به یک بالغ جوان تبدیل می شوند چه اتفاقی می افتد ، ما علائمی را که ممکن است در یک کودک مبتلا به اوتیسم که به یک نوجوان تبدیل شده است وجود داشته باشد را در اینجا، عنوان می کنیم.

شما می توانید مراحل قدم به قدم و استراتژی هایی که می تواند برای مدیریت رفتارهای خاص این نوجوانان به شما کمک کند را در اینجا بیابید.

 

فکر می کنم ممکن است نوجوان من اوتیستیک باشد، چرا بعضی از جوانان اتیستیک دیر تشخیص داده می شوند؟

تشخیص دیرهنگام این اختلال در نوجوانی امری معمول است،خصوصا اگراین کورکان دارای “عملکرد بالا” و یا دارای تواناییهای علمی باشند. این موضوع در دختران بیش از پسران رخ می دهد،به عنوان مثال دختران معمولا در کپی کردن رفتارهای طبیعی عصبی ،از جمله ارتباطات کلامی و غیر کلامی به منظور پنهان کردن اوتیسم مهارت بیشتری دارند. تشخیص دیرهنگام این اختلال می تواند رخ دهد زیرا برخی از ابهامات وجود دارد که دشوار است تا اطمینان حاصل شود که یک جوان مبتلا به اوتیسم است، یا به این دلیل که مسایل دیگری به عنوان مشکل اصلی این نوجوانان عنوان شده است، به عنوان مثال رفتار چالش برانگیز یا ADHD.

به طور معمول، کودکان اغلب قادر به سازگاری با محیط مدرسه در مقطع ابتدایی هستند.اماافزایش تکالیف در دوره متوسطه بسیار استرس زاست، که باعث می شود مشکلات آنها بیشتر آشکار شود. برای این اختلال نشانه هایی وجود دارد که والدین، معلمان و مراقبین اگر فکر می کنند کودک ممکن است مبتلا به اوتیسم باشد می توانند به دنبال آن باشند:

مشکل در برقراری تعامل و ارتباطات اجتماعی

مشکل درایجاد دوستی با دیگران

خطادر درک اشاره های اجتماعی یا زبان بدن

ایجاد سوء تفاهم در مکالمات

پیدا کردن راههای آسان تر برای ایجاد دوستی آنلاین

ارتیاط چشمی ضعیف

اظهار داشتن به عدم مطابقت دیگران با آنان

انعطاف ناپذیری یا اندیشه های سختگیراته (تفکر سیاه و سفید)

مشکلات پردازش حسی  و  تجربه حساسیت بیش از حد، به عنوان مثال حساسیت پیدا کردن به شلوغی استرس زای مدرسه

قادر به تحمل صف یا جمعیت نیستند نسبت به لمس شدن حساس هستند

داشتن مشکلات در برنامه ریزی و سازماندهی کارها مثل آماده کردن کیفٰ مدرسه یا برنامه های روز مدرسه

مشکلات احساسی

عزت نفس پایین

مشکل یا عدم تمایل به بیان یا نام گذاری هیجانات خود

سطوح اضطرابی که نسبت به شرایط ایجاد کننده آن بسیار بیشتربه نظر می رسد

خلق پایین یا افسردگی

تمایل به کناره گیری از دنیای بیرون

اگر شما معتقدید که یک نوجوان مبتلا به اوتیسم است گام هایی که باید برای ایشان بردارید

اگر فکر میکنید نوجوان شما دارای اوتیسم است، برای شما مهم است که در مورد آن مطالعه کنید. همچنین مهم است که درباره آن با پزشک خود صحبت کنید که در صورت لزوم توصیه های پزشکی لازم و ارجاع به دیگر متخصصین را به شما ارائه کند.

وقتی یک کودک مبتلا به اوتیسم به یک نوجوان تبدیل می شود چه اتفاقی می افتد؟

علائم جدیدی که ممکن است در دوران نوجوانی ظاهر شوند

اغلب دوره نوجوانی درکودکان اتیستیک را می توان بسیار دشوار یافت. اگرچه آنها هورمون هایی مشابه دیگر نوجوانان دارند،
اما به طور طبیعی روابط پیچیده ای را ایجاد نمی کنند و قادر به تفسیر یا درک کردن انواع مختلف روابط که با بزرگ شدن کودکان رشد پیدا میکند نیستند.

استراتژی برای مدیریت علائم

استراتژی های زیر می تواند برای کمک به مدیریت هر نوع رفتار اوتیستی درکودکی که به یک نوجوان تبدیل می شود، استفاده شود:

(آرام بودن) رویکرد سکوت در هنگام صحبت با نوجوان در حالی که اطمینان حاصل می کنید که آنها به طور کامل از زندگی خانوادگی کناره گیری نمی کنند.

به آنها اجازه بدهید فضای خودرا داشته باشند.

فعالیت های آنلاین آنها را برای تشویق به برقراری ارتباط چهره به چهره با مردم محدود کنید.

برای انجام فعالیت های مختلف در تعطیلات آخر هفته و تعطیلات عید برنامه ریزی کنید و این برنامه ها را با نوجوان به اشتراک بگذارید.

روتین هاراحفظ کنید

صحبت کردن با پسر یا دختر تان، را هنگامی که با یکدیگر در حال انجام یک فعالیت انتخاب شده ، مانند راه رفتن در پارک یا رانندگی در ماشین، هستید انجام دهید.  از بسیاری تعریف و تمجید های های ظریف و خالصانه استفاده کنید، زیرا کودکان مبتلا به اوتیسم معمولا عزت نفس پایینی دارند و بیشتر از کودکان معمولی نیازمند تعریف وتمجید هستند. اما به یاد داشته باشید که بسیاری از بچه های اوتیستیک دوست ندارند که در برابر دیگران برجسته شوند و مورد تحسین و تمجید قرار بگیرند.