هر گرسنگی‌ای، عصبی نیست!

هر گرسنگی‌ای، عصبی نیست!

بیشتر افراد اسم گرسنگی و پرخوری را «عصبی» می‌گذارند!

&#۱۲۸۲۰۴;مثلا می‌شنویم خیلی‌ها می‌گویند: «وقتی گرسنه می‌شوم، عصبی می‌شوم و نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم و در نهایت پرخوری می‌کنم.» یا «وقتی دچار اضطراب می‌شوم یا به هر دلیلی اعصابم به هم می‌ریزد، پرخوری می‌کنم.» به این ترتیب فرد بدون شناخت از ماهيت گرسنگي، برچسب «پرخوری عصبی» بر خود می‌زند. در صورتی‌که بعضی گرسنگی‌ها ممکن است جنبه فیزیولوژیک داشته باشد و همان نیاز طبیعی بدن باشند و بیماری تلقی نمی‌شوند. گاهی هم گرسنگی فرد صرفا عادتی است، یعنی فرد عادت کرده سر ساعت خاصی خوراکی میل کند تا از لحاظ روانی لذت ببرد یا معده‌اش پر شود و احساس گرسنگی را رفع کند. گاهی هم بدن فرد نیازی به غذا ندارد، از لحاظ روانی یا جسمی هم عادت به غذا خوردن ندارد اما یکباره و خارج از کنترل شروع به غذا خوردن می‌کند. برای اینکه بخواهیم بگوییم فردی دچار پرخوری عصبی یا «بولیمیا نروزا» است، اين وضعيت باید چند مشخصه داشته باشد؛ نباید گرسنگی عادتی و فیزیولوژیک داشته باشد، روی آوردن ناگهانی و بدون کنترل به خوردن باید حداقل 2 بار در هفته اتفاق بیفتد و حداقل تا 3 ماه هم طول بکشد، بنابراین اگر کسی هوسی و گهگاه در خوردن یک غذای خاص افراط کند و دیگر هم این رفتار را تکرار نکند، مسلما اسم مشکلش پرخوری عصبی نیست!

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

فوبی اجتماعی

فوبی اجتماعی

خصوصیت اصلی این اختلال عبارتست از ترس مداوم و غیرمعقول و میل مبرم به اجتناب از موقعیتی که فرد در طی آن احتمالاً در معرض داوری دیگران قرار می گیرد. در این اختلال فرد بیمناک است که مبادا طوری رفتار کند که مورد تحقیر واقع شده یا در مخمصه بیفتد. در صورتی که شخص به ناچار با چنین موقعیت هایی روبرو گردد، قبل از آن اضطراب قابل ملاحظه ای به وی دست می دهد و سعی می کند از ورود به چنین موقعیتی خوددادری کند. این ترس موقعیت هایی مانند صحبت کردن، ملاقات با دیگران، غذاخوردن یا نوشتن در مجامع عمومی را دربرمیگیرد. فرد ممکن است در انتظار یا مواجهه با موقعیت فوبیک دچار حمله ی شدید اضطرابی شود.

در اغلب موارد علائم جسمانی اضطراب مانند گرگرفتگی، لرز، تعریق و تاکیکاردی نیز همراه علائم روانشناختی اضطراب وجود دارد. افسردگی در این بیماران شایع است. با توجه به طبیعت این علائم، مشکلات جدی شغلی و اجتماعی برای فرد ایجاد می شود. شیوع این اختلال در زنان اندکی بیشتر از مردان است. شروع این اختلال معمولاً در ۱۵ تا ۲۰ سالگی است. تلفیق درمان های دارویی و و غیردارویی موثرتر از هر کدام به تنهایی می باشد. رفتار درمانی، روان درمانی حمایتی، خانواده درمانی و هیپنوز در درمان فوبی اجتماعی موثر می باشند.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

پرسش های رایج در مورد اعصاب کودکان

پاسخ به برخی پرسش های رایج والدین در درمانگاه های اعصاب کودکان:
والدين كودكانی كه به علتی از علل به درمانگاه اعصاب اطفال مراجعه مي نمايند، سؤالات متعددی در مورد ماهيت و پيش آگهي مشكل فرزندشان در ذهن دارند. بخشي از اين سوالات به نحو طبيعي در ذهن والدين می رويند، و بخشی نيز ناشي از القاء باورهای غلط رايج در جامعه توسط اطرافيان مي باشند.
قسمت بسيار مهمی از وظيفه پزشكان روشنی بخشيدن به زوايای تاريك موضوعات مورد پرسش والدين و رفع نگرانی از آنان است.
ماهيت خود محدود شوندة ی كثيری از مشكلات و بيماري ها در طبّ کودکان و نوجوانان چنين اقتضا مي كند كه در چنین مواردی تنها به تشريح طبيعت خوش خیم بيماری و اطمينان بخشيدن به والدين بسنده شود. نبايد به اين اطمينان بخشيِ صِرف و عدم مداخله به خواری نگريست و آن را بي ارزش شمرد، چرا كه:
-اول این که برای انجام اين مهم باید توضیحات کافی و متقاعد کننده به والدین ارائه نمود، و این امر در بيشتر مواقع نسبت به نسخه نويسي و تجويز دارو نياز به اختصاص دادن زمان بسيار افزون تري از طرف پزشك دارد.
-و دوم این که در خيلي از مواقع، تبيين وضعيّت به نحوي كه براي والدين قابل درك باشد و ايجاد سوء تفاهم ها و تصورات اشتباه جديد در ذهن آنان نکند، نیازمند دقت، و ظرافت، و تجربه است.
– و سرانجام دليل ديگر سختی کار آن است كه گاهي والدين اساسأ باور هاي غلط خود را مطرح نمی كنند و پزشكان نيز با مفروض گرفتن آگاهی آنان، طبعاً نيازی به توضيح نمی بينند.

تصورات اشتباه در صورت باقی ماندن نزد والدين منجر به تاَثيرات مخرّب متعدّد بر روند درمان مي شود كه برخي از آنها عبارتند از:
– عدم همكاری كافی والدين در اجرای دستورات درمانی
– كوتاهی در امر پي گيری و مراجعات بعدی
– اضطراب و تشويش بي مورد در نزد والدين
بيشتر اين مشكلات با صرف اندكی وقت و آگاهي دادن به راحتی قابل اجتنابند.
با در نظر گرفتن آنچه گفته شد، اینک به برخی از تصورات اشتباه و پرسش های شایع والدین و طريقه ی مواجهه و پاسخگويی به آنان پرداخته مي شود.

با توجه به آنكه اولاً بيماران دچار انواع تشنج و صرع، اكثريتِ بيماران را در اين درمانگاه تشكيل مي دهند؛ و ثانياً به علت ماهيت حمله ای و ترسناكِ تشنج كه ايجاد وحشت شديدی در نزد والدين می نمايد، ابتدا برخی باورها و پرسش ها در مورد تشنج مطرح مي شود:

-به ما گفته شده اكنون كه فرزند ما دچار اختلال تشنجی است، ما نبايد در مورد امور تربيتی و انضباطی او خيلی سختگيری كنيم وگرنه به اعصابش فشار بيشتري وارد مي آيد كه با خطر عود تشنج همراه است.

متاسفانه چنين تصور غلطی در ميان والدين كودكان مبتلا به اختلالات صرعی نادر نيست و لازم است حتماً مورد روشنگری قرار گيرد. هر چند عوامل چندي مانند خستگی مفرط، يا بی خوابی طولانی، ممكن است احتمال عود حمله تشنجی را افزايش دهند ولي مقاومت در برابر خواسته های ناموجه كودكان در ميان اين عوامل جایی ندارد.
بايد به والدين خاطرنشان ساخت كه اتفاقاً آنان نباید به خواسته های ناموجه کودکان تن دهند، و اصولاً تا جائی که ممکن است “نبايد” با كودكان مصروع خود رفتار متفاوتی داشته باشند؛ بلکه باید از القای احساس مستثني بودن در این کودکان جلوگيري کنند.
جالب است بدانيم كه نتيجه ی طبيعي اين به اصطلاح “مراعات حال” كودكان مصروع، كراراً اِعوجاج ها واختلال های رفتاری است كه بعدها از سوي والدين اشتباهاً به عوارض داروها نسبت داده مي شود و حتی گاهی به قطع بی مورد دارو منتهی می شود.

– در هنگام بروز حمله ی تشنج از دست ما چه كاری ساخته است؟

واقعيت آن است كه بدون داشتن امكانات مناسب بيمارستاني كار زيادی در محيط منزل برای متوقف كردن تشنج ممكن نيست. با اين حال انجام دستورات زير مفيد است:

خواباندن كودك روي سطح صاف و سفت، و ترجيحاً به پهلوي راست جهت اجتناب از خطر آسپیراسیون و بلع ترشحات یا در صورت استفراغ، عدم بلع مواد برگردانده شده
خارج كردن محتويات احتمالی دهان (مواد غذائی به جا مانده از پیش از زمان شروع تشنج)
ممانعت از گاز گرفته شدن زبان با كمك يك جسم نرم در كنار دهان بدون مسدود كردن راه هوايی
باز كردن دكمه های سفت لباس
و سرانجام در صورت در دسترس بودن استفاده از ديازپام مقعدی.

گذاشتن انگشتان لای لب ها و دندان ها به هیچ وجه توصیه نمی شود و کمک کننده نیست و حتی ممکن است باعث آسیب جدّی به انگشت فرد کمک کننده شود.

– جهت پيشگيری از عود تشنج، كودك ما از مصرف چه غذاهايی بايد احتراز كند؟

در منابع رسمي طب اعصاب کودکان، اصولاً از موادّ غذايی به عنوان يك عامل عمده ی برانگیزاننده ی حمله ی تشنج نام برده نمی شود، بنابراين عموماً از طرف پزشکان ممنوعيّت شدیدی از نظر موادّ خوراكی براي اين بيماران در نظر گرفته نمی شود. در عين حال مشاهدات والدين اگر دقیق و بدون سوگیری باشد ارزشمند است؛ بدين معنا كه اگر طبق تجربه ی والدین، وقوع تشنج با ماده ی خوراكی مشخصی ارتباط “واضح و وثيق” دارد، عاقلانه است که آن مادّه ی غذائی را از برنامه ی تغذيه ی كودك حذف نمايند. شايان ذكر است كه در فرهنگ مردم بيشتر نواحی ايران، غذاهایی که اصطلاحاً “سرد” -يا “سردی” ها-  خوانده می شوند، جزو عوامل افزاینده ی  خطر عود تشنج محسوب ميشوند. براي آنكه اين باور به حذف مواد غذايي مفيد و ضروري (مثلا ماست) از رژیم غذائی کودک در حال رشد نيانجامد، توصیه ی  عملي که از نظر فرهنگی نیز برای خانواده ها قابل قبول باشد، مصرف اين دسته از خوراكی ها به همراه دسته ی  مخالف -يعني “گرمی “ها- (مانند خرما) می باشد.

– آيا مصرف داروهای اعصاب، آن هم برای مدتی طولانی، با عوارض سوء برای فرزندمان همراه نخواهد بود؟ و آيا فرزندمان به مصرف اين داروها معتاد نخواهد شد؟

پاسخ مناسب آن است كه متذكر شويم كه دارو پس از سنجش فوايد و مَضارّ نسبی آن توسط یک فرد حرفه ای یعنی پزشک تجويز شده است. مسلماً ما هيچ كودك سالمی را به مصرف دارو محكوم نمي كنيم. باید به یاد داشت که با وجود آنكه مصرف دارو همیشه با مخاطرات بسیار اندكي برای كودك همراه است، ولي خطر خود بيماری و خطر مصرف نکردن دارو و تشدیدعلائم بیماری خطری به مراتب بزرگتر است. در واقع به اصطلاح حُکما ما از “شَرِّ كثير” به “شرّ قليل” می گريزيم، و از اين امر گزيری نداريم.

ضمناً بايد عوارض احتمالي شايع دارو را برشمریم، و والدين را نسبت به گزارش زودرس آنها هشيار نماييم.
نهایتاً بايد دانست اگر چه داروهاي ضد تشنج به معنای رايج كلمه اعتيادآور نيستند، (ايجاد تولرانس و وابستگي فيزيكي نمي كنند) اما قطع آنان به خاطر خطر عود تشنج بايد تدريجي بوده، با صلاحديد و برنامه ريزی پزشك انجام شود.

– آيا فرزند من که مبتلا به صرع می باشد می تواند به فعاليت های ورزشی بپردازد؟

رویکرد كلی آن است كه شیوه ی زندگی و فعاليت های اجتماعی اين كودكان تا جایی كه ممكن است که دچار محدوديّت نشود. ورزش به طور اَعَمّ براي اين كودكان منع نمی شود و حتی مطابق برخی گزارش ها در كاهش حملات مؤثر است.
ليكن انجام ورزش های پر برخورد و خشن همراه با خطر ضربه به سر (مانند ورزش های رزمی)، و همينطور ورزش های همراه با خطر سقوط (موتورسواری یا صخره نوردی) توصيه نمی شوند.
شنا نيزعليرغم فوايد فراوان، در فردی که هنوز تشنج هایش هنوز به نحو کامل کنترل نیست باید تحت نظارت فردی که قادر به انجام عملیات نجات است انجام شود.
ورزش در کودکان مصروع بهتر است سبک باشد و از فعالیت خیلی سنگین ورزشی که منجر به خستگی مفرط می شود باید اجتناب کرد.

پرسش هایی در باره ماهیت ژنتیکی و ارثی بیماری ها:

– به ما گفته شده کودک مان دچار یک بیماری ارثی یا ژنتیک است، در حالیکه چنین موردی تاکنون در خانواده ی ما سابقه نداشته است.
بعلاوه، ما كه قبل از ازدواج “آزمايش ‍‍‍ژنتيك” داديم، پس چرا فرزندمان دچار مشكل شده است؟
اين يكي از سؤالاتي است كه با آشنائی سطحی مردم با مقوله ای به نام “مشاوره ی قبل از ازدواج”، هر روز بيشتر در كلينيك با آن مواجه ايم.
باید دانست یک بیماری ژنتیک یا ارثی می تواند در یک خانواده برای اولین بار اتفاق بیافتد. حوادثی در سطح سلولها و مواد حامل اطلاعات ژنتیک رُخ می دهند (“جهش” ها در سطح ژن ها، یا مثلا “ترانسلوکیشن” ها و …در سطح کروموزوم ها) که می تواند باعث بروز بیماری برای اولین بار در یک عضو خانواده شود.
بعلاوه، گاهی یک ژن معیوب و بیماری زا ممکن است چندین نسل انتقال یابد و ایجاد علائم بیماری نکند و تازه پس از چندین نسل دوباره تظاهر یابد، و بنابراین هیچکس از اعضای خانواده نفر بیمار قبلی را که متعق به چندین نسل قبل بوده به خاطر ندارد وهمه فکر می کنند این بیماری برای اولین بار ظاهر شده است.
متاسفانه والدینی که چنین پرسش هایی می کنند، گاهی يك آزمايش ساده مثل كاريوتايپ در دست دارند و ادعا مي كنند كه پيش از ازدواج مراجعاتی داشته اند و در پاسخ ابراز نگراني شان در مورد احتمال تولد كودك دچار بيماری ارثی براي آنان چنين آزمايشی تقاضا شده و سپس با مشاهده ی پاسخ آن، احتمال هر گونه بيماری ارثی منتفی دانسته شده است.
باید به والدین توضیح داد که اوّلاً آزمايش واحد و خاصّ و ثابتي به نام “آزمايش ژنتيك” وجود ندارد؛ حداقل چند صد بیماری ژنتیک وجود دارد و بسته به اینکه به کدام بیماری یا کدام دسته از بیماری های ژنتیک شک کنیم آزمایشات مختلفی قابل درخواست کردن است و بنابراین هیچ بعید نیست که نوع خاصی از آزمایش در فردی نرمال باشد، و در عین حال او به نوع دیگری از بیماری های ژنتیک مبتلا باشد.
و بالاخره گاهی نیز والدین می پرسند که اگر فرزندشان دچار یک بیماری ارثی است چرا تا چند سالگی سالم بوده است و اینک تازه دچار علائم بیماری شده است. باید توضیح داد که بیماری های ژنتیک با اینکه از والدین به ارث می رسند در واقع لزوماً از بدو تولد تظاهر نمی یابند و بسیاری از آنها ممکن است حتی در سنین پیری خود را آشکار کنند و بنا براین صِرف اینکه کودک تا مدتی ظاهراً مشکلی نداشته است، رد کننده ی بیماری ارثی نیست.

 

دکتر محسن جوادزاده، نورولوژیست کودکان و نوجوانان

فرزندپروری

تغییرات و اتفاقات پیش بینی نشده جزیی از زندگی است. کودکان دشوارتر از بزرگسالان با تغییرات زندگی کنار می آیند. با صبر و درک آنان در این شرایط به فرزندانمان بیاموزیم که با صبر و درک دیگران تغییرات زندگی را مدیریت کنند.

  • اولین قدم برای موفقیت در فرزندپروری و تربیت : وجود رابطه ی خوب بین والدین و فرزندان است.بدون این رابطه همه ی شیوه های تربیتی ناکام خواهد ماند.
  • “توجه” کلید اصلی برقراری رابطه ی خوب با فرزند است. کودکان به توجه نیاز دارند.  می توان از این ابزار برای برقراری رابطه ی مناسب با فرزند استفاده نمود.
  • در طی روز هرگاه فرصت داشتید به رفتار آن زمان کودک خود نگاه کنید و مانند یک گزارش گر رفتار او را توصیف کنید و یا راجع به آن رفتار با او صحبت کنید ؛ مثلا “ساینا جان داری نقاشی می کشی ، چه نقاشی قشنگی کشیده ای” و یا “آرین جان می بینم که با ماشین هات بازی می کنی ” و … . با این شیوه به کودک می فهمانید که من به تو و رفتارهایت توجه دارم. این روش هم نیاز کودک به توجه را رفع می کند و هم زمینه ساز برقراری رابطه ی خوب با فرزند است.
  • باور غلط: والدگری خوب برای داشتن فرزند خوب کافی است.باید بدانیم کودکان تحت تاثیر هم سالان ، هم کلاسی ها ، دیگر بزرگترها و رسانه ها هستند و همه ی این ها می توانند فرزند ما را به راه های درست و یا نادرست هدایت کنند.
  • باور غلط: فرزند پروری همیشه شاد و سرگرم کننده است.باید بدانیم فرزند پروری و تربیت کودک مثل هر کار دیگری گاهی همراه با شادی و گاهی همراه با غصه است ، ممکن است رضایت بخش و شاید همراه با ناکامی باشد، برخی اوقات هیجان انگیز است و گاهی حوصله ی مان را سر می برد.
    مهم این است که والدین باید نگاهی واقع بینانه به فرزند پروری داشته باشند.
  • با فرزندتان محترمانه صحبت کنید و به حرف های او با دقت گوش کنید.
  • به قول های تان عمل کنید یا اصلا قول ندهید. قول ها برای عمل کردن هستند.
  • قوانین و مقررات ایمنی و بهداشت را به کودکان آموزش بدهید.
  • کودکان به درگیری والدین خصوصا اگر تکرار شونده و شدید باشد بسیار حساس هستند. درجاتی از اختلاف نظر میان هر دو شخصی از جمله پدر و مادر قابل انتظار است. بعنوان والدین تلاش کنید درگیریهای احتمالی شما در حضور فرزند صورت نگیرد.
  • اصل مهم در فرزند پروری”رابطه ی خوب بین والدین و فرزند” برای موفقیت در تربیت کودک لازم و اساسی است. برای داشتن رابطه ی خوب به کارها و فعالیت های کودک در طی روز توجه کنید و مانند گزارشگر رفتارهای او را گزارش کنید تا بفهمد که شما به او و کارهایش توجه دارید. رفتارهای خوب فرزندتان را تشویق کنید. با این کار هم به او توجه می کنید و هم رابطه ی خود را با او بهتر می کنید و در ضمن او را متوجه می سازید که چه کارهایی خوب است و باعث افزایش دفعات انجام رفتارهای خوب او می شوید. تشویق باعث تقویت رفتار می شود. اگر دوست دارید رفتاری بیشتر تکرار شود آن را تشویق کنید. مچ فرزند خود را موقع کارهای خوب بگیرید.

باورهای غلط و مخرب در زمینه ی تربیت کودکان:

بعضی باورها در زمینه ی تربیت کودکان مخرب بوده و سبب بروز مشکلاتی در روابط والدین و فرزندان می شود:
&#۱۲۸۳۰۸;برخی والدین فکر می کنند کودک رفتار نامناسب را فقط به این جهت انجام می دهد که آن ها را اذیت کند. با این نوع تفکر کودک مقصر شناخته می شود و والدین خشمگین می شوند.

&#۱۲۸۳۰۸;والدین بعضی رفتارهای نامناسب کودک را موقتی و زودگذر می دانند ودر نتیجه در قبال آن رفتارها واکنش سریع و مناسب را انجام نمی دهند و زمانی متوجه اشتباه خود می شوند که رفتار شدید، نه آدینه و طولانی مدت شده و تغییر دادن آن بسیار سخت شده است.

&#۱۲۸۳۰۸;گاهی والدین خودشان را در رفتارهای اشتباه فرزندشان مقصر می دانند و احساس گناه و افسردگی و اضطراب پیدا می کنند. بروز این حالات تحمل آنان را کم کرده و باعث بروز واکنش های خشمگینانه و شدید تری می گردد .

&#۱۲۸۳۰۸;گاهی والدین انتظارات غیر واقع بینانه ای از کودکان خود دارند که با سطح رشد کودک متناسب نیست. انتظار دارند کودک دو ساله به خوبی و تمیز با قاشق و چنگال غذا بخورد یا کودک شش ساله ساعت ها پیاده روی و خرید بزرگ ترها را تحمل کند.
کودکان بالغین کوچک نیستند و همه ی توانایی های بزرگ سالان را ندارند. انتظارات ما باید متناسب با سطح رشدی کودکان باشد.

&#۱۲۸۳۰۸;بعضی والدین توقع زیادی از فرزندان خود دارند و دوست دارند کودک شان کامل و عالی باشد و به همین دلیل گاهی رفتارهای عادی و متناسب با سن کودک آن ها را عصبانی می کند.

&#۱۲۸۳۰۸;بعضی والدین فکر می کنند کودک به تدریج و بدون آموزش و تمرین همه ی مهارت ها را کسب می کند. در حالی که بیشتر مهارت ها نیاز به آموزش فعال و تمرین و صرف وقت از سوی والدین و کودک دارد.

کودکان با یکدیگر متفاوت هستند و توانایی های آن ها مشابه هم نیست.

همان گونه که توجه به نیازهای کودکان در رشد عاطفی و اجتماعی آنان موثر می باشد توجه به خود به عنوان والد هم بسیار مهم می باشد. والد خوب بودن به این معنی نیست که کودک بر زندگی شما تسلط داشته باشد. پدر و مادر بودن کار سختی است . باید بتوانید بین خواسته های فرزند، همسر، امور منزل، خانواده، دوستان و شغل تان توازن برقرار کنید. وقتی نیازهای شخصی شما از نظر ارتباط صمیمانه، همراهی خانواده با شما، تفریح و تنها بودن در زمان های خاص برآورده شود پدر یا مادر بودن برای شما آسان تر خواهد بود.

چند نکته جهت کاهش استرس والدین:
گه گاه در شیوه ی زندگی تان تغییراتی ایجاد کنید.

یاد بگیرید که بتوانید در مقابل خواسته های زیاده از حد دیگران به شیوه ای مودبانه “نه” بگویید.

فعالیت ورزشی مستمر (پیاده روی) باعث بهبود رفتار و افزایش انرژی شما در طول روز خواهد بود.

مسئولیت امور منزل و فرزندان تان را با همسرتان و دیگرانی که می توانند تقسیم کنید.

زمانی را به خود اختصاص دهید تا به فعالیت مورد علاقه تان بپردازید.

زمانی که یک مشکل رفتاری اتفاق می افتد همدیگر را حمایت کنید. (والدین)

ارتباط شاد و لذت بخش را گسترش دهید. (ارتباط با اقوام و دوستان)

اگر احساس کردید که شما و همسرتان اغلب تحت فشار و استرس هستید و یا در کنار آمدن با مشکلات توانایی کافی را ندارید حتما با یک فرد متخصص مشورت کنید.

توجه داشته باشید:

اگر والدین آرام باشند و راهکارهای تربیتی سازنده را با پشتکار پیش بگیرند فرزندان روند سالمی خواهند داشت و می توانند رفتارهای مناسب را فرا بگیرند.

دستور دادن به کودکان

یکی از شایع ترین مشکلات در بین خانواده ها، روش دستور دادن به کودک است به طوری که کودک آن را به خوبی درک کرده و اجرا کند. دستورهایی که معمولا موثر واقع نمی شوند دارای خصوصیاتی هستند که در ادامه به آن ها اشاره می شود.

دستورهایی که معمولا موثر واقع نمی شوند:

الف. دستورهای زنجیره ای: دستورهایی هستند که پشت سر هم به کودک داده می شوند و کودک توانایی به خاطر سپردن همه ی آن ها را ندارد، بنا بر این برخی از آن ها را فراموش کرده و انجام نمی دهد:
مانند” لباست را بپوش،دندان هایت را مسواک بزن، موهایت را شانه کن، بعد بیا صبحانه بخور.”

بهتر است این دستورها را به بخش های کوچک تر تقسیم کرده و هر کدام را به تنهایی از کودک درخواست کرد.

ب. دستورهای مبهم: دستورهایی هستند که برای کودک واضح و روشن نیستند و به خوبی نمی توانند منظور گوینده را منتقل کنند.
به عنوان مثال هنگامی که ما انتظار داریم بچه ها بدون درگیری و خشونت با هم بازی کنند و دعوا نکنند، فقط به آن ها بگوییم: “بچه های خوبی باشید.”
کودک ممکن است نداند از او چه خواسته شده است و باید چه کار کند که از نظر والدین بچه ی خوبی باشد. این دستورها مبهم می باشند، بنابراین بهتر است به صورت مشخص و اختصاصی به آن ها بگوییم: “با هم و به آرامی با اسباب بازی های تان بازی کنید.”

پ. دستورهای پرسشی: در این گونه دستورها از کودک سوال می شود که آیا دوست دارد که این کار را انجام دهد.
مثلا: ” آیا دوست داری که اتاقت را تمیز کنی؟” که ممکن است یک کودک لج باز به راحتی بگوید: “نه، دوست ندارم.”
در این گونه دستورها ما به بچه حق انتخاب می دهیم. پس دور از انتظار نیست که او آن را انجام ندهد.

ت. دستورهایی که به دنبالش دلیل و منطق آورده می شود:
مانند: “زود باش اتاقت را مرتب کن ،چون امشب مهمان داریم و از این که خانه نامرتب باشد نگران و عصبانی می شوم.”
در این مثال ممکن است کودک دستور اصلی را فراموش کند، بنا بر این به تر است که دستور به این شکل باشد :”امشب مهمان داریم و خانه ی نامرتب مرا نگران و عصبانی می کند، پس لطفا هرچه سریع تر وسایلت را جمع کن.”
یعنی اول توضیح داده و بعد دستور مورد نظر گفته شود.

روش دستور دادن موثر به کودک:

نزدیک کودک بروید، تاحد چشم های کودک خم شوید و با او تماس چشمی برقرار کنید. فاصله ی شما در زمان دستور دادن به اندازه ی فاصله ی یک دست باز باشد (یعنی به فاصله ی شانه تا نوک انگشتان) و برای کودک به طور دقیق مشخص کنید و بگویید که چه کار کند.

نکات مهم در زمان دستور دادن:

الف. هرچه تعداد دستورها کم تر باشد ، موثرتر بوده و کودک بهتر متوجه شده و سریع تر آن را اجرا می کند.

ب. دستوری که به کودک داده می شود باید مشخص، خاص و روشن باشد.

پ. دستورها باید بیشتر به شکل مثبت باشند، مثلا به جای گفتن “بلند صحبت نکن.” بگویید ” آرام صحبت کن.”

ت. با صدای محکم و قاطع با کودک صحبت کرده و بگویید که چه کار باید بکند، اما نباید در کلام تان خشونت وجود داشته باشد.

ث. به اطاعت از دستور پاداش بدهید.

ج. دستورها باید در حد سن و فهم و توانایی های کودک باشد.

چ. سعی کنید دستورها با تهدید هم راه نباشند و با لحن خوب و قاطع گفته شوند.

اگر کودک در شرایطی است که نمی تواند دستورهای ما را انجام دهد، بهتر است به زمان دیگری موکول گردد و اصلا درخواست نگردد.
مثلا: کودک در حال دیدن کارتون مورد علاقه اش می باشد و ما به او می گوییم” بلند شو ، کتاب هایت را مرتب کن.”

عدم رعایت دستور از جانب کودک همیشه دلیل بر لج بازی او نیست. احتمال دارد که کودک متوجه منظور شما نشده باشد، پس دستور خود را دوباره با توجه به روش های ذکر شده برای او تکرار کنید.

تربیت کودک هنر است. مچ کودک تان را هنگام کارهای خوب بگیرید.

قدم اول فرزند پروری، برقراری رابطه‌ی خوب با فرزند است؛ در طی روز هرگاه که فرصت بود به کارهای عادی و روزمره‌ی فرزندتان توجه نشان بدهید.

تشویق، رابطه‌ی والدین با فرزند را بهتر می‌کند. تشویق، رفتار خوب را تقویت می‌کند. تشویق انواع مختلفی دارد: شایع‌ترین شکل تشویق، نوع “کلامی” است. در تشویق کلامی بلافاصله رفتار مثبت فرزندتان را با ذکر رفتار تشویق می کنید. در طول زمان بسیار موثر است. امتحان کنید.

شکل دیگر تشویق، تشویق “عاطفی” است. در تشویق عاطفی؛ با نوازش، در آغوش گرفتن و نگاه تحسین آمیز رفتار مثبت فرزندتان را تقویت و تشویق کنید. موثر است؛ حوصله کنید.

نوع دیگر تشویق، “تشویق فعالیتی” است. برای تشویق با فرزند خود وقت بگذرانید، با او بازی کنید، پارک و سینما و باغ‌وحش بروید. تشویق “فعالیتی” هم رفتارهای مثبت کودک را تقویت می‌کند و هم رابطه‌ی والدین و فرزند را بهتر می‌کند. امتحان کنید، حتما نتیجه می دهد.

نوع دیگر تشویق، “تشویق ‌مادی” است. خرید جایزه و دادن هدیه مشوق‌های خوبی هستند، به شرط آن‌ که درست استفاده شوند. هرگاه یک رفتار مثبت در فرزندتان تکرار شد می‌توانید از مشوق‌های مادی استفاده کنید. یادتان باشد به کودک باج و رشوه ندهید.

 

 

 

دکتر محمدرضا کاظمی

فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان

افسردگی اساسی

“افسردگی” غمگینی معمولی نیست. طولانی‌تر است، شدید‌تر است، معمولا در واکنش به اتفاق خاصی نیست. “افسردگی” کیفیت زندگی را مختل می‌کند. “افسردگی” جدی است، ممکن است خودتان متوجه آن نباشید. “افسردگی” نیاز به درمان دارد. جدی بگیرید.

اختلال افسردگی اساسی

همه گیرشناسی :

شیوع آن در طول عمر پانزده درصد است. شیوع آن در زنان دو برابر مردان است. سن متوسط شروع آن تقریباً چهل سالگی است.

سبب شناسی :

عوامل زیست شناختی(ژنتیکی)
عوامل روان شناختی
عوامل محیطی و اجتماعی

علائم بالینی :

احساس ذهنی غمگینی (خلق افسرده) و از دست دادن علاقه و لذت در فعالیتها و سرگرمی هایی که قبلاً لذت بخش بوده اند، علائم اصلی اختلال افسردگی اساسی می باشند.
سایر علائم عبارتند از اختلال خواب، اختلال اشتها، تحریک یا کندی روانی – حرکتی، کاهش انرژی یا احساس خستگی، کاهش میل جنسی، احساس گناه و بی ارزشی، اشکال در تمرکز، حافظه و تفکر، بلاتصمیمی و افکار ناامیدی، مرگ و خودکشی.
اضطراب، علامت شایعی است و تا ۹۰% بیماران افسرده آن را تجربه می کنند.
افسردگی در کودکان و نوجوانان ممکن است با علائم ترس از مدرسه ، چسبندگی اغراقی به والدین، عملکرد نامناسب تحصیلی، سومصرف مواد، رفتار ضداجتماعی و هرج و مرج طلبی جنسی خود را نشان دهد.
در سالمندان افسردگی با علائمی نظیر اضطراب، تحریک پذیری، ضعف و سستی و شکایتهای متعدد جسمانی همراه است و ممکن است منجر به اختلال قوای شناختی شده، اختلال در تمرکز و حافظه (دمانس کاذب) ایجاد کند.

سیر و پیش آگهی :

در هر سنی ممکن است ظاهر شود. بطور متوسط طی یک دوره ۲۰ ساله ۵ تا ۶ عود ممکن است وجود داشته باشد. در هر عود، شدت علائم افزایش یافته و فاصله بین اپیزودها کاهش می یابد. این اختلال تمایل به مزمن شدن دارد. سیر مزمن و ناتوان کننده در مردان بیشتر از زنان است.
درمان :
روان درمانی و درمان دارویی در درمان این اختلال بکار می روند.
در اولین اپیزود این بیماری، درمان دارویی حداقل به مدت ۶ ماه پس از بهبودی قطعی ادامه می یابد. قطع دارو باید طبق نظر پزشک درمانگر صورت بگیرد . مهم ترین علت شکست درمان، عدم همکاری بیمار یا مقدار ناکافی دارو می باشد.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

وسواس

“وسواس” هم خود فرد مبتلا و هم اطرافیان او را آزار می‌دهد. برخی مبتلایان رفتار خود را عادی و متناسب تلقی می‌کنند و متوجه شدت علائم خود نیستند. شایع‌ترین انواع وسواس، حساسیت به آلودگی، قرینگی، شک و چک کردن مکرر است. گاهی وسواس ها فکری و درون ذهن فرد مبتلا هستند مثل شمارش های بی دلیل و یا نگرانی مفرط از انجام یک رفتار خطرناک یا پرخاش‌گرانه

وسواس درمان‌های موثر دارویی و غیر دارویی دارد. تاخیر، درمان را سخت‌تر می‌کند.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

ترس

” ترس” احساس ناخوشایندی است که در مواجهه با خطر بیرونی ایجاد می‌شود. ” ترس” باعث اجتناب از موقعیت یا موضوع ترسناک می‌شود.
” ترس”، “اضطراب” نیست. “اضطراب” احساسی مبهم است که معمولا به موقعیت یا موضوع خاص بیرونی ارتباط ندارد ولی “ترس” به موضوع و موقعیت مشخص بیرونی مرتبط است.

” فوبیا” شکلی از “ترس” است که غیر منطقی، شدید و مداوم است و در مواجهه با یک موقعیت یا موضوع خاص مثل حشرات، توفان، بلندی، خون و محیط دربسته ایجاد می‌شود. فرد مبتلا به ” فوبیا” خود می‌داند که ترسش شدید و غیرمنطقی است ولی قادر به جلوگیری از آن نیست. درمان ” ترس” و ” فوبیا” مواجهه با عامل ترس است.

 

 

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

اسباب‌بازی مناسب برای کودکان

اسباب‌بازی مناسب برای کودکان

از بدو تولد تا شش‌ماهگی

– بازى بدنى که حتى در نخستين ماه‌ها آغاز مى‌شود، عمدتاً به رشد و تکامل اعمال حرکتى درشت مانند کنترل اندام‌ها تنه و سر کمک مى‌کند. کودک، در ماه اول و دوم پس از تولد، به فعاليت‌هاى عضلاني، لگد زدن، برگشتن، غلت زدن، تکان دادن دست‌ها و ساير حرکات شناخته‌یٔ بدنى علاقه دارد.
– کودک در يک ماهگى جغجغه را لمس مى‌کند و زود مى‌اندازد.
– کودک در دو و نیم ماهگى مى‌تواند جغجغه را تکان دهد و يکى از سرگرمى‌هاى او بيرون آوردن صداهاى مختلف از حنجره است.
– از حدود ۲ يا ۳ ماهگى بازى اکتشافى که به‌صورت بازى با انگشتان است آغاز مى‌شود.
– کودک از ۱ تا ۴ ماهگى صدا و رنگ را کشف مى‌کند و هنگامى به اسباب‌بازى نگاه خواهد کرد که اسباب‌بازى در معرض ديد او قرار بگيرد. از سه‌ماهگى به بعد علاقهٔ کودک به اسباب‌بازى شديدتر خواهد شد و کودک خواهد کوشيد، با حرکت هر دو دست، اسباب‌بازى را به سوى خود بکشد و با آن تماس يابد. در چنين سني، مى‌توان جسمى حرکت‌کننده را به تختخواب بچه آويخت و تصاوير رنگى در اتاق او قرار داد. اسباب‌بازى يا جغجغه‌اى به آرامى در کنار چشمان کودک حرکت دهيد، به‌طورى‌که چشمان او مسير حرکت اسباب‌بازى را دنبال کند. به کودک اجازه دهيد شیئی (جغجغه، پيمانهٔ پلاستيکى و …) را که در دستان او هست چنگ بزند، به صدا درآورد و آن را تکان دهد. اين کار باعث سرگرمى کودک مى‌شود.
– کودک در چهار و نیم ماهگى هر شىء را که مى‌بيند و در دسترس او قرار دارد، برمى‌دارد، به‌طرف دهان مى‌برد، مى‌مکد، تکان مى‌دهد و پرت مى‌کند. اشياء مختلفى (مانند قطعات و پيمانه‌ها …) در اختيار او قرار دهيد تا آنها را بگيرد. کودک احتمالاً دوست دارد اين اشياء را به دهان ببرد، بنابراين، از تميز بودن و اندازهٔ آنها که امکان بلعيدن آنها وجود نداشته باشد، اطمينان پيدا کند. جغجغه‌اى را پشت سر کودک تکان دهيد تا امکان برگشتن و گرفتن آن را بيابد.
– در پنج‌ماهگى بررسى اسباب‌بازى‌ها با چشم، خيره شدن به دست‌ها و زياد شدن حرکات صدایى باعث تفريح و لذت کودک است.
در پنج‌ماهگي، وقتى که مکعبى در دسترس کودک قرار مى‌گيرد، به آن نگاهى مى‌کند و با خوشحالى آن را مى‌گيرد.
از شش ماهگی

– در ماه ششم خنديدن، پرتاب کردن اسباب‌بازى‌ها و لذت بردن از صداى به زمين خوردن آنها و کشيدن اسباب‌بازى‌ها به طرف خود، اگر به نخ بسته شده باشند، کودک را به وجد مى‌آورد.
۱. کودک در شش‌ماهگي، به مدت پنج الى ده دقيقه مى‌تواند خودش را با اسباب‌بازى‌هاى خود سرگرم کند.
۲. در شش‌ماهگى علاقهٔ فراوانى دارد که به همه چيز دست بزند. مى‌خواهد همه چيز را در دهان بگذارد. اسباب‌بازى‌ها را از طريق نگاه کردن، لمس کردن، به دهان گذاشتن و زمين زدن کشف کند. بنابراين، اجازه دهيد کودک با وسايل معمولى مثل بشقاب، قابلمه، قاشق، روزنامه، پارچه و … خانه بازى کند.
۳. کودک در شش‌ماهگى صورت خود را با کشيدن ملحفه مخفى مى‌کند و سپس آن را کنار مى‌زند.

– در هفت‌ماهگي، دستکارى اشيای محيط زندگي، مچاله کردن کاغذ، بازى با قاشق و فنجان، برداشتن کلاه از سر، پایين کشيدن جوراب‌هاى خود، بازى با آب، اگر در طشت ريخته شود، خنده و دست تکان دادن و فرياد کشيدن در مقابل افراد آشنا و سر را براى مخفى شدن و بازى کردن، گرداندن، از انواع بازى‌هاى اين سن است.
۱. در هفت‌ماهگى کودک مى‌تواند اسباب‌بازى را از يک دست به دست ديگر بدهد؛ اسباب‌بازى را بيندازد و نگاه کند که کجا مى‌افتد؛ اسباب‌بازى را بر روى سطحى که توليد صدا مى‌کند به حرکت درآورد و از ميان اسباب‌بازى‌ها، اسباب‌بازى‌هاى حرکت‌دار و صدادار را ترجيح مى‌دهد. اسباب‌بازى‌هاى هل‌دادنى يا کشيدنى را با يک تکه نخ طورى متصل کنيد که کودک بتواند آن را در طول اتاق، ميز يا تختخواب بکشد.
۲. در هفت‌ماهگى دست خود را زير شير آب مى‌گيرد و از ريزش آب بر روى دست خود خوشش مى‌آيد و لذت فراوان مى‌برد.
۳. بازى تقليدى مانند تقليد از آهنگ صداى مادر و ساير پستانداران در هفت تا هشت‌ماهگى آشکارا مشاهده‌شدنى است. با کودک حرف بزنيد و صداى او را تقليد کنيد؛ به‌ويژه وقتى که به او غذا مى‌دهيد يا لباس او را تعويض مى‌کنيد، دربارهٔ غذا و لباس با او حرف بزنيد؛ مثلاً بگوئيد: ‘حالا دکمه رو مى‌بندم.’ دربارهٔ تصاويرى که او مى‌بيند با او حرف بزنيد، از طرز سخن گفتن بچگانه استفاده نکنيد. هنگام حرف زدن مستقيماً به بچه نگاه و از جملات کامل و درست استفاده کنيد.

 

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

 

اختلال اضطراب جدایی

“اضطراب‌جدایی” نوعی از اضطراب است که در آن کودک در هنگام جدایی از والدین یا مراقبین اصلی خود دچار بی‌قراری و ناراحتی می‌شود. “اضطراب‌جدایی” تا سه سالگی به صورت طبیعی وجود دارد. در یک ماه شروع مدرسه هم ممکن است به صورت طبیعی دیده شود. سن شایع اختلال اضطراب‌جدایی ۶ تا ۸ سالگی است. اضطراب جدایی نباید مانع مدرسه رفتن کودک بشود. کودک مبتلا به اضطراب‌جدایی وقتی در کنار والدین است علامتی ندارد.  علایم در هنگام جدا شدن از مراقبین و یا انتظار جدایی روی می‌دهد.

علائم “اضطراب‌جدایی” بسته به سن کودک متفاوت است:
-بی‌قراری و گریه

– چسبیدن به والدین

-کابوس های با موضوع جدا شدن از والدین

– ترس از هر موضوعی که باعث جداماندن از والدین می‌شود: دزدیده‌شدن، گم‌شدن، مرگ و … .

– ابراز نگرانی در مورد سلامت والدین: ” شما پیر می شید؟”، ” ممکنه مثل پدربزرگ بمیرید؟”، ” اگر مریض بشید چی میشه؟” و سوالاتی از این دست

دیگر علایم اضطراب جدایی:
– علائم جسمی مثل دل‌درد، سردرد، تهوع در هنگام جدا شدن به خصوص صبح‌ها قبل از مدرسه و با شدت بیشتر در روزهای شنبه

– آه کشیدن و یاد گذشته کردن‌های زیاد

– شکایت از این که کسی او را دوست ندارد و یا بین او و خواهر یا برادرش فرق می‌گذارند.

دنبال مادر به هر جا رفتن و ایجاد مزاحمت در کارهای او

-کم شدن خواب و نخوابیدن در اتاق خودش به تنهایی

-کاهش اشتها

کودک دچار اختلال اضطراب‌جدایی را بی‌خبر ترک نکنید. موقع ترک کودک به او بگویید که کجا می‌روید و چه زمانی باز می‌گردید. مثلا: من دارم میرم خرید و تو پیش مادربزرگ با اسباب‌بازی‌هات بازی کن تا من برگردم.

اختلال اضطراب‌جدایی نباید مانع مدرسه رفتن کودک شود. حتی اگر کودک نمی‌تواند سر کلاس بنشیند بهتر است در دفتر مدرسه و یا حیاط مدرسه باشد. در روزهای اول مدرسه در کودکی که تحمل مدرسه ندارد یکی از والدین ساعاتی را در مدرسه بماند و به تدریج ساعات حضورش را کم و قطع کند. غیبت از مدرسه بهبود و درمان را بسیار سخت می‌کند. کودک باید آموزش ببیند که در هنگام جداشدن و اضطراب خود را آرام کند. والدین نباید با هیجان خود اضطراب کودک را دامن بزنند. حفظ آرامش والدین، اضطراب کودک را کم‌تر می‌کند. در صورت شدت و طولانی‌شدن اضطراب‌جدایی درمان دارویی لازم است.

 

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

حمله‌ی پانیک

حمله‌ی پانیک (وحشت یا هول)
حمله‌ی اضطرابی ناگهانی و شدید و معمولا غیر قابل پیش‌بینی

علائم حملات پانیک:

حمله‌ی پانیک شروع ناگهانی دارد
سریع به اوج می‌رسد

-احساس نگرانی شدید
– تپش قلب
– درد قفسه‌ی سینه
– احساس خفگی
-لرزش بدن و اندام‌ها
– احساس خواب رفتگی( گزگز) و مورمور شدن بدن
– گرم و سرد شدن بدن
– احساس مرگ قریب الوقوع
-احساس از دست دادن کنترل
-احساس غیر‌واقعی شدن محیط پیرامون
-احساس تغییر در بدن فرد و مسخ‌شدگی
-سرگیجه و دوار سر
– سیاهی رفتن چشم‌ها

هر فرد دچار حمله‌ی پانیک ممکن است برخی از علایم را در هر حمله تجربه کند.  وقتی حملات غیر‌منتظره به صورت مکرر در یک فرد روی می‌دهد وی دچار ” اختلال پانیک”شده است.

فرد دچار اختلال پانیک همواره از وقوع مجدد حملات می‌ترسد،
همیشه نگران عواقب حمله مثل خفگی، مرگ، آسیب جدی جسمی، سکته‌ی قلبی و مغزی و از دست دادن کنترل خود می‌باشد.
مبتلایان ممکن است از ترس وقوع حمله و شاید خجالت از آن از برخی کارها و مکان‌ها اجتناب کند؛ مثل جاهای شلوغ، بازار، پل‌عابر، میهمانی وهر جای دیگری که ممکن است خروج از آن سخت باشد. حملات پانیک بسیار سخت و هراس‌انگیز و طاقت‌فرسا هستند. حملات پانیک سبب مرگ و خفگی نمی‌شوند. احساس کنترل بر اوضاع و حفظ آرامش به رفع سریع‌تر علائم کمک می‌کند.  حفظ آرامش، کنترل تنفس و آرام‌سازی عضلات اقدامات اولیه در رفع حملات هستند. اگر مبتلا به اختلال پانیک هستید مطمئن باشید که این حملات آسیب جسمی به شما وارد نمی‌کند. عمیق، آهسته و شکمی نفس بکشید. در جای راحت و آرام استراحت کنید و عضلات را شل کنید.  حمله خیلی زود پایان می‌یابد. مراجعه به پزشک برای تشخیص اولیه‌ی دقیق و استفاده از داروهای مناسب که روند بهبود را تسریع می‌کند لازم است. لازم است در درازمدت علت بروز این اختلال و عوامل فشار و استرس ‌های فرد مورد بررسی و درمان قرار گیرد تا جلوی عود بیماری گرفته شود. اختلال پانیک خیلی خوب به درمان‌ها پاسخ می‌دهد. نگران نباشید.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان