Autism

اختلال طیف اتیسم (ASD)

Autism

اختلال طیف اتیسم (ASD) چیست؟

اختلال طیف اتیسم یک اصطلاح برای گروهی از اختلالات رشدی است که، توسط موارد زیر توصیف می شوند:

مشکلات با دوام در تعاملات و ارتباطات اجتماعی در موقعیت های متفاوت

رفتارهای تکراری و/ یا نخواستن تغییر در روتین روزمره

نشانه هایی که در اوایل دوران کودکی و یا معمولا در دوسال اول زندگی آغاز می شود

نشانه هایی که باعث می شوند فرد در زندگی روزمره خود نیاز به کمک داشته باشد

اصطلاح طیف به حوزه گسترده ای از علایم که به نقاط قوت و سطوح آسیب پذیری که  افراد دارای ASD می توانند داشته باشند، اشاره دارد. تشخیص ASD  در حال حاضر شامل شرایط دیگری است.

اختلال اتیسم

سندروم آسپرگر

اختلال رشدی فراگیر

به طریق دیگر مشخص شده است

اگرچه ASD  در اوایل رشد شروع می شود، می تواند در سراسر زندگی یک فرد طول بکشد

 

علایم و نشانه های ASD چیست؟

همه افراد مبتلا به ASD همه این رفتارها را را نشان نمی دهند. اما اغلب چندین علامت نشان داده خواهد شد.

افراد مبتلا به ASD ممکن است، رفتارهای خاصی را تکرار کنند یا رفتارهای غیر عادی داشته باشند

بیش از حد بر علایق خود متمرکز شوند، مانند اشیا متحرک یا قسمت هایی از اشیا

داشتن علایق شدید و بادوام در موضوعات خاص، مانند اعداد، جزئیات یا حقایق

با یک تغییر جزئی در روتین یا قرار گرفتن در یک موقعیت جدید بیش از حد تحریک کننده

برقرارساختن تماس چشمی اندک یا متناقض

تمایل کمتری به نگاه کردن و گوش کردن به مردم در محیط آنها دارند

به ندرت به دنبال به اشتراک گذاشتن لذت های خود از اشیا یا فعالیت ها به وسیله اشاره کردن یا نشان دادن چیزها به دیگرانند

هنگامی که دیگران خشم، عواطف و علایق خود را نشان می دهند ، پاسخ غیرعادی می دهند

ناموفق بودن یا کند بودن در پاسخ دادن به نام خود یا دیگر کوشش های کلامی برای بدست آوردن توجه آنها

با عقب و جلو رفتن در مکالمات مشکل دارند

اغلب درمورد یک موضوع مورد علاقه صحبت می کنند. اما به کس دیگری فرصتی برای پاسخ دادن یا توجه کردن زمانی که دیگران با بی تفاوتی واکنش نشان میدهند، نخواهند داد.

تکرار کلمات یا عبارتهای که می شنوند، یک رفتار به نام اکولالیا

از کلماتی که به نظر عجیب می رسند استفاده می کنند، خاص یا خارج از موقعیت، معانی تنها برای کسانی که با روش ارتباطی شخص آشناست شناخته شده است.

حالات صورت، حرکات و ژست هایی که با آنچه که آنان می گویند مطابقت ندارند.

تن صدای غیرعادی  دارند که می تواند صدای یکنواخت و صاف و مانند ربات باشد.

مشکل در درک نقطه نظرات دیگران، ناتوانی در پیش بینی یا درک کردن اعمال دیگران

افراد دارای اختلال طیف اتیسم ممکن است مشکلات دیگری مانند حساسیت حس ها(مانند حساسیت به نور، سرو صدا، لباس های بافتنی یا درجه حرارت) مشکلات خواب، مشکلات گوارشی و تحریک پذیری

افراد دارای اختلال طیف اتیسم همچنین دارای ظرفیت ها و توانایی های بسیاری هستند، به عنوان مثال ممکن است:

دارای هوش بالاتر از متوسط باشند

قادر به یادگیری جزئیات چیزها و یادآوری اطلاعات در دوره های طولانی مدت باشند

یادگیرنده های سمعی و بصری قوی هستند

در ریاضیات ،علوم، موسیقی و هنر برتر هستند

 

آشنایی با اختلال طیف اتیسم در کودکان کوچک

بعضی از کودکان دارای اختلال طیف اتیسم ممکن است خیلی زود در طول رشد خود متفاوت به نظر برسند.

دیگران معمولا ممکن است تا دومین سال و حتی سومین سال زندگی رشد یافته به نظر برسند، اما سپس والدینشان دیدن مشکلات راشروع می کنند.

 

اختلال طیف اتیسم چگونه تشخیص داده می شود؟

پزشکان اختلال طیف اتیسم را با نگاه کردن به رفتار و رشد کودک تشخیص می دهند. کودکان کوچکتر دارای اختلال طیف اتیسم به طور قابل اعتمادی می توانند در سن ۲ سالگی تشخیص داده شوند.

کودکان بزرگتر و نوجوانان باید برای اختلال طیف اتیسم غربالگری شوند، وقتی که والد یا معلم آنها بر اسا س مشاهداتشان در مورد رفتار های اجتماعی، ارتباطی و بازی درآنان، نگرانند.

اختلال طیف اتیسم در بالغین به سادگی تشخیص داده نمی شود. در بزرگسالان برخی از نشانه های اختلال طیف اتیسم، می تواند با نشانه های دیگر اختلالات سلامت روان همپوشانی داشته باشد. مانند اسکیزوفرنی یا اختلال بیش فعالی-کمبود توجه. با این حال تشخیص درست اختلال طیف اتیسم در یک بزرگسال، می تواند به شخص در درک مشکلات گذشته اش کمک کند؛ اورا شناسایی کند. و راه درست دریافت کمک را برای او فراهم سازد.

 

تشخیص در کودکان کوچکتر

تشخیص در کودکان کوچکتر اغلب فرایندی دو مرحله ای است. غربالگری عمومی رشد درطول بررسی های مختص کودک انجام می شود.هر کودک باید معاینه های مختص کودک را دریافت کند. توسط متخصص اطفال یا ارائه دهنده مراقبت های سلامت در اوایل کودکی،غربالگری اختصاصی اختلال طیف اتیسم باید در ویزیت های ۱۸ تا ۲۴ ماهگی انجام شود. اگر کودک در خطر بالایی برای اختلال طیف اتیسم یا مشکلات رشدی باشد، غربالگری پیش از موعد نیزممکن است نیاز باشد.

کسانی که در معرض خطر بالا هستند شامل آنهایی هستند که:

دارای یک خواهر، برادر، یا دیگر اعضای خانواده دارای اختلال طیف اتیسم باشند

دارای برخی از رفتارهای دارای اختلال طیف اتیسم باشند

نارس یا زودرس و هنگام تولد با وزن کم به دنیا آمده اند

کودکانی که برخی مشکلات رشدی را در طول این پروسه غربالگری نشان می دهند. برای مرحله دیگری از ارزیابی ارجاع داده خواهند شد.

 

 

ارزیابی افزوده

این ارزیابی با یک تیم از پزشکان و متخصصین سلامت است ، با طیف گسترده ای از متخصصین با تجربه در تشخیص اختلال طیف اتیسم.

این تیم ممکن است شامل موارد زیرباشد:

پزشک متخصص اطفال-پزشکی که آموزش ویژه ای در آن دارد

یک روانشناس کودک و/ یا روانپزشک کودک – پزشکی که در مورد رشد مغز و رفتار می داند

یک آسیب شناس گفتار و زبان  ، یک متخصص سلامت که در مورد مشکلات ارتباطی آموزش ویژه دیده است

ارزیابی ممکن است:

سطح شناختی یا مهارت تفکر

توانایی های زبان

مهارت های مناسب سن که نیاز به تکمیل روزانه دارند

فعالیت های مستقل مانند غذاخوردن، لباس پوشیدن و توالت کردن

از آنجا که ASD یک اختلال پیچیده است که گاهی اوقات همراه با بیماری های دیگر یا یادگیری رخ می دهد

ارزیابی همه جانبه اختلالات ممکن است شامل:

آزمایش خون

سنجش شنوایی

نتیجه ارزیابی به توصیه های برای کمک به برنامه ریزی برای درمان منجر خواهد شد

تشخیص در کودکان و نوجوانان

بچه های بزرگتر که آغاز می کنند ظاهر ساختن علایم  ASD را بعد از شروع مدرسه اغلب اولین بار به رسمیت شناخته شده است. و توسط آموزش های ویژه مدرسه مورد ارزیابی قرار می گیرد. تیم می تواند به مراقبت های سلامت حرفه ای ارجاع داده شود.

والدین ممکن است با متخصص اطفال فرزند خود درمورد مشکلات اودر تعاملات اجتماعی، صحبت کنند. از جمله مشکلات در ظرافت ارتباطات مانند درک تن صدا یا حالات چهره، زبان بدن و عدم درک اشکال صحبت کردن، شوخ طبعی یا لطیفه.

والدین ممکن است فرزندشان را دارای مشکل در ایجاد دوستی با همسالان بیابند. در این نقطه متخصص اطفال یا روانشناسی یا روانپزشک کودک، کسی که در ASD تجربه و تخصص دارد می تواند کودک را غربال کند و خانواده را برای ارزیابی های بیشتر و درمان ارجاع دهد.

تشخیص در بزرگسالان

بزرگسالانی که علایم و نشانه های ASD را می بینند، باید با یک پزشک صحبت کند و برای ارجاع به ارزیابی ASD  از او درخواست کند. درحالیکه تست برای  ASD دربزرگسالان هنوز هم تصفیه شده است.بزرگسالان را می توان به یک روانشناس یا روانپزشک متخصص در ASD ارجاع داد. این متخصص در مورد نگرانیها، از جمله چالش های تعاملات و ارتباطات اجتماعی جویا خواهد شد.موضوعات حسی،اعمال تکراری، و علایق منحصر به فرد.

اطلاعات در مورد تاریخچه رشد که به یک تشخیص دقیق کمک خواهد کرد. بنابراین ارزیابی ASDممکن است شامل صحبت کردن با والدین یا سایر اعضای خانواده باشد

 

درمان برای  ASD چیست؟

درمان زود هنگام  ASDو دریافت مراقبت های مناسب می تواند مشکلات شخصی را کاهش دهد و توانایی های فرد را برای به حداکثر رساندن نقاط قوت و یادگیری مهارت های جدید افزایش دهد. درحالیکه یک درمان بهترین برای ASD وجود ندارد. همکاری دقیق با پزشک بخش مهمی از یافتن برنامه درمان مناسب است.

داروها

چند طبقه از داروها وجود دارد که دکترها ممکن است از آن برای درمان بعضی از مشکلات رایج ASD استفاده کنند. با دارو فرد دارای ASD ممکن است مشکلات کمتری داشته باشد.من جمله:

تحریک پذیری

پرخاشگری

رفتارهای تکراری

تکانشگری

مشکلات توجه

اضطراب و افسردگی

 

چه کسی مبتلا به ASD است؟

ASD بر افراد بسیاری تاثیر می گذارد. و درسالهای اخیر بیشتر تشخیص داده شده است. پسران بیشتر از دختران تشخیص ASD را دریافت می کنند.

 

علل ASD چیست؟

دانشمندان علل دقیق ASD را نمی دانند. اما تحقیقات اظهار دارند که ژن و محیط نقش مهمی در این اختلال بازی می کنند

محققین شناسایی ژنهایی را که ممکن است درافزایش ریسک  ASDنقش داشته باشند آغاز کرده اند

ASD اغلب در افرادی که شرایط ژنتیکی خاص دارند رخ می دهند.مانند سندروم x شکننده و توبروز اسکلروزیس

بسیاری از محققان بر اینکه ژن ها چطور با یکدیگر و با فاکتور های محیطی تعامل می کنند تمرکز می کنند. مانند وضعیت پزشکی خانواده، سن والدین و دیگر فاکتورهای دموگرافیک و دشواریها در طول تولد یا بارداری

به طور متداول هیچ مطالعه علمی مرتبط با ASD  و واکسیناسیون وجود ندارد.

منبع :NIH

فرزندپروری

 

 

تقویت و تنبیه اغلب به عنوان ابزار فرزند پروری برای اصلاح رفتار کودکان استفاده می شود. بیایید تفاوت بین تقویت مثبت و منفی و تفاوت در نتایج بین تقویت وتنبیه را مرور کنیم.

تفاوت بین تقویت مثبت / منفی

تقویت مثبت

تقویت منفی

تفاوت بین تنبیه مثبت / منفی

تنبیه مثبت

تنبیه منفی

تقویت و تنبیه

در روانشناسی رفتاری یک تقویت، معرفی یک وضعیت مطلوب است که باعث می شود رفتار مورد نظر بیشتر در آینده رخ دهد، ادامه یابد یا تقویت شود

از آنجا که شرایط مطلوب به عنوان پاداش عمل می کند، تقویت یک وعده مبتنی بر پاداش است در اینجا تقویت مثبت و منفی وجود دارد.

آنها می توانند گیج کننده باشند، زیرا اصطلاحات تکنیکی هستند که در روانشناسی استفاده می شود

به عنوان پارامتر فنی، مثبت به اضافه کردن یک عامل اشاره دارد در حالی که منفی اشاره به از بین بردن یک عامل است. اما مثبت و منفی کیفیت عامل را اضافه یا حذف نمی کند.

این عامل می تواند دلپذیر یا ناخوشایند باشند.

به عنوان مثال، مثبت می تواند اضافه کردن چیزی ناخوشایند منجر به احساسات ناخوشایند، در حالی که منفی می تواند با حذف چیزی ناخوشایند منجر به احساسات دلپذیرشود.

بنابراین، به یاد داشته باشید که مثبت و منفی اشاره به اضافه کردن و حذف چیزی است، نه به کیفیت از اضافه / حذف عامل و یا احساساتی که در نتیجه آن وجود دارد..

تقویت مثبت

تقویت مثبت افزودن یک محرک دلپذیر برای ارتقاء رفتار است.

مثال های تقویت مثبت                                                                                          محرک دلخواه                        رفتار مورد نظر

یک مادر به دخترش یک عروسک جایزه می دهد برای انجام دادن تکالیفش                       اسباب بازی                        انجام دادن تکالیف

پدر پسر خود را برای انجام تمرین فوتبال تحسین می کند.                                            تحسین کردن                      تمرین فوتبال

 

تقویت منفی

تقویت منفی حذف یک محرک ناخوشایند برای افزایش رفتار است.

تقویت منفی/مثال ها/                                                                                        محرک ناخوشایند                     رفتار مطلوب

الکس کارهای خود را برای متوقف کردن نق زدن های مادرش انجام می دهد                   نق زدن                                 کارها

ایرن برای از بین بردن بوی بد بدنش دوش می گیرد                                                   بوی بد                                  دوش گرفتن

 

تنبیه مثبت و تنبیه منفی

درحالیکه هدف تقویت، تقویت یک رفتار مطلوب است هدف تنبیه این است که احتمال اتفاق افتادن یک رفتار نامطلوب را در آینده کاهش دهد.

همانند تقویت معانی تکنیکی تنبیه مثبت و منفی اشاره دارد بر اضافه یا حذف کردن یک عامل برای رسیدن به نتایج .آنها به کیفیت یا تاثیر تنبیه اشاره ندارند.

 

تنبیه مثبت افزودن یک محرک آشکار برای جلوگیری از رفتار                                                             محرک ناخوشایند                   رفتار ناخوشایند

جان باید تکالیف اضافی راانجام می داد زیرا دیر به مدرسه رسیده بود.                                              تکالیف اضافی                       دیر رسیدن به مدرسه

 

 

 

تنبیه منفی

از بین بردن یک محرک خوشایند برای بازداشتن از یک رفتار

مثال های تنبیه منفی                                                                                                     محرک خوشایند                 رفتار مطلوب

زمان تلویزیون مری به مدت ۲۰ دقیقه کاهش یافت زیرا او به مامانش گوش نداد                          زمان تلویزیون                    گوش ندادن

جک برای صحبت کردن به زمین خیره شد                                                                           بیرون رفتن                       صحبت کردن

 

تقویت وتنبیه

اضافه کردن/حذف کردن  رفتار

تقویت مثبت                       اضافه                                                   افزایش مطلوب

تقویت منفی                      حذف                                                   افزایش مطلوب

تنبیه مثبت                        اضافه                                                   بازداشتن نامطلوب

تنبیه منفی                        حذف                                                  بازداشتن نامطلوب

 

اهداف تقویت افزایش رفتار است درحالیکه که هدف تنبیه کاهش رفتار است.

اغلب اوقات، کاهش یک رفتار نامطلوب را می توان با افزایش یک رفتار مطلوب دیگر به دست آورد.برای مثال هر دوتنبیه برای دیر رسیدن به مدرسه و پاداش برای سروقت بودن می تواند برای سروقت بودن به کودک انگیزه بدهد.به دلیل عوارض جانبی منفی تنبیه والدین  باید تاجاییکه ممکن است برای استفاده از تقویت تلاش کنند. با این حال والدین نیز باید مراقب باشند که بیش از حد از تقویت استفاده نکنند  زیرا استفاده بیش از حد از هر چیز خوب می تواند بد باشد.

منبع: parenting for brain

 

پیشگیری از خودکشی

پیشگیری از خودکشی

اگر شما کسی را می شناسید که دچاربحران است

خودکشی یک نگرانی عمده در سلامت عمومی است. سالانه بیش از ۴۰۰۰۰ نفر در ایالات متحده بر اثر خودکشی میمیرند. خودکشی دهمین علت کلی منجر به مرگ، پپیچیده و تراژیک است.  ولی اغلب قابل جلوگیری است. آگاهی از علایم خطر خودکشی و چگونگی دریافت کمک، می تواند به حفظ زندگی افراد کمک کند.

علایم و نشانه ها

رفتارهای زیر ممکن است علایم شخصی که در حال فکر کردن به خودکشی است باشد.

صحبت کردن درباره اینکه می خواهد بمیرد یا میخواهد دیگران را بکشد.

صحبت کردن درباره احساس پوچی، ناامیدی یا نداشتن امید به زندگی

طراحی نقشه یا جستجو برای راهی برای کشتن دیگران مانند جستجوی آنلاین، ذخیره کردن قرص یا خرید اسلحه

صحبت کردن درباره یک گناه یا شرم بزرگ

صحبت کردن درباره احساس دردام افتادن یا صحبت درباره اینکه راه حلی وجود ندارد.

احساس درد غیرقابل تحمل (درد هیجانی یا فیزیکی)

صحبت کردن درمورد تحمیل کردن بار بردوش دیگران

اغلب استفاده کردن از الکل یا دارو

نگران یا مضطرب شدن

پس زدن خانواده یا دوستان

تغییر کردن عادت های خوردن/ یا خوابیدن

نشان دادن محدوده یا صحبت کردن درباره سعی بر انتقام جویی

خطرات بزرگ کردن که می تواند منجر به مرگ شود مانند رانندگی کردن خیلی سریع

اغلب صحبت کردن یا فکر کردن درباره مرگ

چرخش شدید خلق،تغییر ناگهانی از خیلی غمگین به آرامش یا شادی

دور ریختن دارایی های مهم

خداحافظی کردن با خانواده و دوستان

بکاربردن امور در جهت اراده کردن

عوامل خطر

خودکشی قابل تبعیض نیست.افراد از همه جنسیت ها، سنین و قومیت ها می توانند در خطر باشند.رفتار وابسته به خودکشی پیچیده است و یک علت منفرد ندارد. در حقیقت علل مختلف بسیاری به اینکه شخصی برای اقدام به خودکشی سعی کند منجر می شوند.

اما افرادی که بیشتر در معرض خطر هستند به اشتراک گذاشتن مشخصه های خاص گرایش دارند.

عوامل خطر اصلی برای خودکشی عبارتند از:

افسردگی ، دیگر اختلالات روانی، یا احتلال سومصرف مواد

شرایط پزشکی خاص

تلاش برای خودکشی پیشین

تاریخچه خانوادگی یک اختلال روانی یا سومصرف مواد

تاریخچه خانوادگی خودکشی

خشونت خانوادگی، شامل سواستفاده فیزیکی یا جنسی

داشتن اسلحه یا سلاح های گرم درخانه

اخیرا از زندان آزاد شدن

قرار گرفتن در معرض رفتارهای خودکشی دیگران مانند اعضای خانواده، همسالان و یا افراد مشهور

 

بسیاری از مردم برخی از این عوامل خطر را دارند.  اما خودکشی نمی کنند. مهم است که توجه داشته باشیم که خودکشی یک پاسخ عادی به استرس نیست. افکار یا اقدامات خودکشی نشانه ای از افسردگی شدید است، نه یک پیشنهاد بی ضرر برای مورد توجه قرارگرفتن، و نباید نادیده گرفته شود.

اغلب خانواده و دوستان اولین کسانی هستند که علامت های هشدار دهنده خودکشی را تشخیص می دهند و می توانند اولین گام در جهت کمک به فرد در معرض خطر که یافتن درمان با متخصص تشخیص و درمان بیماری های روانی است را بر دارند.

منبع:nimh

اختلالات خلقی فصلی

اختلال خلقی فصلی

اختلالات خلقی فصلی

 

بررسی اجمالی

اختلال خلقی فصلی نوعی افسردگی است که با فصول سال می آید و می رود. که معمولا از اواخر پاییز و اوایل زمستان شروع می شود و در طول بهار و تابستان از بین می رود. اپیزود های افسردگی مرتبط با تابستان می توانند رخ دهند اما بسیار کمتر از اپیزود های رایج این اختلال  در فصل زمستان هستند.

 

علایم و نشانه ها

اختلال خلقی فصلی (SAD) به عنوان یک اختلال جداگانه محسوب نمی شود. یک نوع افسردگی است که الگوی فصلی تکراری را نشان می دهد.

برای تشخیص اختلال خلقی فصلی افراد باید معیار های کامل افسردگی عمده را همراه با فصول خاص (ظاهر شدن در ماه های زمستان یا تابستان) برای حداقل دوسال، داشته باشند. افسردگی های فصلی باید مکررا بیشتر از هر افسردگی غیر فصلی وجود داشته باشند.

 

علایم افسردگی عمده

احساس افسردگی در بیشتر روز، تقریبا هر روز

احساس نا امیدی یا بی ارزشی

کمبود انرژی

از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که شما یک بار از آنها لذت برده اید

داشتن مشکلات خواب

تجربه تغییر در وزن و اشتها

احساس کند شدن یا آشفته شدن

به سختی متمرکز شدن

داشتن افکار مکرر مرگ یا خودکشی

 

علایم الگوی زمستانی اختلال خلقی فصلی عبارتند از:

انرژی پایین

پرخوابی

پرخوری

افزایش وزن

میل شدید به کربوهیدرات

انزوای اجتماعی

علایم اختلال خلقی فصل تابستان که کمتر اتفاق می افتد عبارتند از:

کمبود اشتها با کاهش وزن همراه است

بیخوابی

تحریک پذیری

بی قراری

اضطراب

دوره هایی از رفتار خشونت آمیز

 

عوامل خطر

ویژگی هایی که ممکن است خطر ابتلا به اختلال خلقی فصلی را افزایش می دهند عبارتند از:

زن بودن: SAD در زنان چهار بار بیشتر از مردان گزارش شده است.

زندگی کردن دور از خط استواSAD:  در افرادی که محل زندگی آنان از شمال یا جنوب استوا دور است بیشتر است.

سابقه خانوادگی: افراد دارای سابقه خانوادگی ابتلا به انواع افسردگی، بیشتر از افرادی که سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی ندارند، احتمال دارد که مبتلا به SAD شوند.

داشتن افسردگی یا اختلال دوقطبی: علایم افسردگی ممکن است با فصل ها بدتر شوند. اگر شما یکی از این شرایط را داشته باشید.SAD) زمانی تشخیص داده می شود که افسردگی های فصلی شایع هستند.)

سن جوانی: بزرگسالان جوان نسبت به بزرگسالان مسن برای ابتلا به SAD  دارای خطر بالاتر ی هستند.

SAD حتی در کودکان و نوجوانان نیز گزارش شده است.

علل اختلال خلقی فصلی ناشناخته است اما پژوهش ها برخی علل بیولوژیکی را یافته اند:

افراد مبتلا به اختلال خلقی فصلی ممکن است در تنظیم یکی از انتقال دهنده های عصبی کلیدی درگیر در خلق، به نام سروتونین مشکل داشته باشند. یک مطالعه نشان داده است که افراد مبتلا به اختلال خلقی فصلی در ماههای زمستان دارای ۵ درصد بیشتر پروتئین حمل کننده سروتونین هستند. پروتئین حمل کننده سروتونین بالاتر، سروتونین دردسترس کمتری را در سیناپس رها می کند. زیرا عملکرد انتقال دهنده بازگرداندن نوروتراسمیتر به نورون پیش سیناپسی است.

افراد مبتلا به اختلال خلقی فصلی ممکن است، هورمون ملاتونین را بیش از حد تولید کنند. تاریکی تولید ملاتونین را افزایش می دهد. که خواب را تنظیم می کند. همانطور که روزهای زمستان کوتاهتر می شود، تولید ملاتونین افزایش می یابد. افراد مبتلا به این اختلال اغلب با تاخیر در ریتم های شبانه روزی، احساس خواب آلودگی و رخوت بیشتری می کنند.

افراد مبتلا به اختلال خلقی فصلی همچنین ممکن است ویتامین D کمتری تولید کنند. اعتقاد بر این است که ویتامین D در فعالیت های سروتونین نقش مهمی دارد. کمبود ویتامین D ممکن است با علایم افسردگی عمده مرتبط باشد.

معالجه و درمان

چهار نوع درمان اصلی برای اختلال خلقی فصلی وجود دارد:

دارو درمانی

نوردرمانی

روان درمانی

ویتامین D

این درمان ها ممکن است به تنهایی یا در ترکیب با یکدیگر استفاده شوند.

منبع: NIH

درباره ناتوانی های یادگیری

 

ناتوانی های یادگیری بر چگونگی یادگیری خواندن، نوشتن، صحبت کردن و انجام محاسبات ریاضی تاثیر می گذارد. این موارد ناشی از تفاوت ها در مغز افراد است. که اغلب در چگونگی عملکرد آن است، اما گاهی اوقات می تواند در ساختار مغز باشد.  این تفاوت ها بر نحوه پردازش اطلاعات در مغز تاثیر می گذارند. ناتوانی های یادگیری، اغلب هنگامی پیدا می شود که کودک در مدرسه بوده و دارای مشکلات یادگیری است که در طول زمان بهبود نیافته اند. هر فرد می تواند بیش از یک ناتوانی یادگیری داشته باشد. ناتوانی های یادگیری نشانه ای از هوش فرد نیست. ناتوانی های یادگیری می توانند در طول زندگی یک فرد وجود داشته باشند، اما او هنوز هم می تواند با حمایت آموزشی مناسب موفق شود.

ناتوانی های یادگیری نشانه ای از هوش فرد نیست. و با مشکلات یادگیری ناشی از معلولیت های ذهنی و رشدی تفاوت دارد.

 

انواع ناتوانی های یادگیری

برخی از رایج ترین ناتوانی های یادگیری عبارتند از:

دیسلکسیا (نارساخوانی): افرادی که دچار نارسا خوانی هستند ممکن است در به دقت و سهولت خواندن کلمات مشکل داشته باشند، که ممکن است مشکلاتی را در هنگام املا، درک جملات و تشخیص کلماتی که قبلا می دانسته اند داشته باشند.

دیسگرافیا: افراد مبتلا به دیسگرافیا با دست خط خود مشکل دارند. آنان ممکن است در نوشتن شکل حروف، نوشتن در فضای مشخص شده، و نوشتن افکار خود مشکل داشته باشند.

دیسکالکولیا: افراد مبتلا به ناتوانی یادگیری در ریاضی، ممکن است در فهمیدن مفاهیم حساب، جمع و ضرب و اندازه گیری مشکل داشته باشند.

آپراکسیا در گفتار: این اختلال شامل مشکلات در صحبت کردن است. افراد دارای این اختلال در گفتن آنچه که می خواهند بگویند مشکل دارند. گاهی اوقات آپراکسیای کلامی نامیده می شود.

اختلال پردازش شنوایی مرکزی: افراد دارای این وضعیت دچار مشکل در فهمیدن و به یاد آوردن مسائل مرتبط با زبان هستند. در توضیح دادن چیز ها، در ک کردن جوک ها و پیروی کردن از دستورات مشکل دارند. آنها واژه ها را اشتباه می گیرند و به سهولت حواسشان پرت می شود.

اختلال یادگیری غیر کلامی: افراد دارای این وضعیت مهارت های کلامی قوی دارند، اما حالالت چهره و زبان بدن را به دشواری درک می کنند. آنان نا آزموده هستند و به طور کلی با دنبال کردن جهات چندگانه مشکل دارند.

 

برخی نشانه های ناتوانی های یادگیری چیست؟

بسیاری از کودکان مشکلات خواندن، نوشتن و انجام تکالیفی که از برخی نقطه نظرات با یادگیری مرتبط است دارند. این به این معنا نیست که دارای ناتوانی های یادگیری هستند. یک کودک دارای ناتوانی یادگیری اغلب دارای چندین نشانه مرتبط است. و این نشانه ها با گذشت زمان بهتر نمی شوند و یا از بین نمی روند. علایم ناتوانی های یادگیری از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

لطفا توجه داشته باشید که علایم عمومی مشترک در اینجا فقط برای مقاصد اطلاعاتی هستند. این اطلاعات قصد ندارد ناتوانی های یادگیری را به طور کلی یا به طور خاص یکی از انواع اختلالات یادگیری را نمایش دهد.

نشانه های عمومی که یک فرد دارای ناتوانی های یادگیری ممکن است داشته باشد عبارتند از:

مشکلات خواندن و/ یا نوشتن

مشکلات ریاضی

حافظه ضعیف

مشکلات توجه

مشکل در دنبال کردن مسیرها

بدخطی

چالش

مشکل درنقل کردن زمان ها

مشکل در سازمان یافته ماندن

یک کودک دارای اختلال یادگیری ممکن است یکی یا بیشتر از موارد زیر را داشته باشد:

عمل کردن بدون تفکر واقعی درباره نتایج ممکن (پیروی از نتایج)

عمل کردن در مدرسه یا موقعیت های اجتماعی

مشکل در متمرکز ماندن و پرت شدن حواس به آسانی

مشکل در صحیح گفتن کلمات با صدای بلند و بیان افکار

مشکل درعملکرد مدرسه از هفته به هفته یا روز به روز

صحبت کردن مانند یک بچه کوچکتر, استفاده از عبارات کوتاه و ساده و جا انداختن کلمات در جملات

داشتن مشکل در شنوایی

مشکلات رفتاری در تغییر شرایط و برنامه ها

مشکل در درک کلمات یا مفاهیم

این نشانه ها به تنهایی برای تعیین اینکه فرد دارای ناتوانی های یادگیری است کافی نیست. تنها یک متخصص می تواند ناتوانی یادگیری را تشخیص دهد.

هر ناتوانی یادگیری نشانه های خود را دارد، یک فرد با ناتوانی خاص ممکن است همه علایم این ناتوانی را نداشته باشد. کودکانی که یک زبان دوم را آموخته اند ممکن است علایم مشکلات یا ناتوانی های یادگیری رانشان دهند. در ارزیابی ناتوانی های یادگیری این نکته باید درنظر گرفته شود که آیا دانش آموز دو زبانه است یا یک زبان دوم را آموخته است.

علاوه بر این ، باید به تفاوت هایی که ناشی از گویش (یک شکل از زبان که مختص به یک گروه یا منطقه خاص است) حساسیت نشان داد.

 

دیسلکسیا(نارسا خوانی)

افراد مبتلا به نارسا خوانی معمولا با ایجاد ارتباط بین حروف و صداها و املا و تشخیص کلمات مشکل دارند. افراد مبتلا به نارسا خوانی اغلب نشانه های دیگری از این اختلال را نشان می دهند. که ممکن است شامل:

داشتن اوقات سخت در درک آنچه که دیگران می گویند

دشواری در سازماندهی زبان نوشتار و گفتار

تاخیر در توانایی صحبت کردن

دشواری در بیان افکار یا احساسات

دشواری در یادگیری کلمات (واژگان) جدید، در زمان خواندن یا شنیدن

مشکل در یادگیری زبان های خارجی

مشکل در یادگیری ترانه ها و ریتم ها

با سرعت آهسته خواندن هم در سکوت و با صدای بلند

دست کشیدن از خواندن در تکالیف طولانی

دشواری در درک سوالات و پیروی از دستوالعمل ها:

املای ضعیف

مشکل در یادآوری اعداد در توالی (برای مثال شماره تلفن و آدرس)

مشکل در خواندن از سمت چپ به راست

 

دیسگرافیا

کودکانی که در نوشتن مشکل دارند یا دست خط بسیار ضعیفی دارند و نمی توانند در آن پیشرفت کنند ممکن است دارای اختلال دیسگرافیا باشند.

این اختلال ممکن است باعث شود که یک کودک هنگام نگه داشتن یک مداد یا خودکار عصبی و هیجان زده شود و پیچ و تاب بخورد.

دیگر علایم این حالت ممکن است شامل:

بیزاری شدید از نوشتن و یا نقاشی

مشکل در دستورزبان

مشکل در نوشتن ایده ها

از دست دادن انرژی یا علاقه به محض شروع به نوشتن

مشکل در نوشتن افکار در یک تسلسل منطقی

خواندن کلمات با صدای بلند در هنگام نوشتن

از قلم انداختن کلمات یا نوشتن جملات ناتمام به هنگام نوشتن جملات

 

دیسکالکولیا

علایم این ناتوانی عبارتن از مشکل در درک مفاهیم اصلی حساب، مانند کسر، محور اعداد، و اعداد مثبت و منفی.

سایر علایم ممکن است شامل:

دشواری در کلمات مربوط به مسائل ریاضیات

مشکل در ایجاد تغییر در معاملات نقدی

آشفتکی در ارائه دادن مسائل ریاضی بر روی کاغذ

مشکل با توالی منطقی(به عنوان مثال، مراحل در مسائل ریاضی)

مشکل در درک توالی زمانی وقایع

مشکل در شرح دادن عملیات ریاضی

 

علل ناتوانی های یادگیری چیست؟

محققان تمام علل ممکن ناتوانی های یادگیری را نمی دانند.اما، در طول کار خود یک طیف از عوامل خطر را برای پیدا کردن علل بلقوه این اختلال یافته اند. تحقیقات نشان می دهند که عوامل خطر ممکن است از زمان تولد وجود داشته باشند، و درخانواده ها تمایل به ادامه داشته باشند. در حقیقت کودکانی که یک والد دارای ناتوانی یادگیری دارند، احتمال بیشتری دارد که یک ناتوانی یادگیری را در خود پرورش دهند. برای درک بهتر ناتوانی های یادگیری، محققان در مورد اینکه چگونه مغز کودکان خواندن، نوشتن و مهارت های ریاضی را یاد می گیرد، مطالعه می کنند. محققان برای کمک به پاسخگویی به نیاز های کسانی که بیشتر با خواندن درگیر هستند از جمله کسانی که دارای ناتوانی های یادگیری هستند برای بهبود یادگیری و سلامت کلی، درحال انجام مداخلات اند.

عواملی که بر روی یک جنین در حال رشد در رحم تاثیر می گذارند، مانند مصرف الکل یا مواد مخدر، می تواند یک کودک را در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلات و ناتوانی های یادگیری قرار دهد. همچنین عوامل دیگر ی در محیط کودک ممکن است نقش داشته باشند. این عوامل می تواند شامل تغذیه نامناسب یا قرارگرفتن درمعرض سرب موجود در آب یا در رنگ نقاشی کودکان باشد. کودکان کوچکی که حمایت مناسبی را که برای رشد فکریشان نیاز دارند دریافت نمی کنند، ممکن است علایمی از اختلالات یادگیری را پس از شروع مدرسه نشان دهند.

 

درمان های ناتوانی های یادگیری چیست؟

ناتوانی های یادگیری درمان ندارند. اما مداخلات زودهنگام می تواند اثرات آنان را کاهش دهد. افراد دارای ناتوانی های یادگیری می توانند راه هایی را برای منطبق شدن با ناتوانی هایشان بسازند. دریافت کمک به موقع شانس موفقیت در مدرسه و زندگی را افزایش می دهد. اگر ناتوانی های یادگیری بدون درمان باقی بمانند، کودک ممکن است احساس ناامیدی کند که ممکن است منجر به عزت نفس پایین و مشکلات دیگر شود. کارشناسان می توانند در یادگیری مهارت ها و پیدا کردن نقاط قوت کودک به وسیله ساختن راههایی برای جبران کردن ضعف های کودک به او کمک کنند، مداخلات بسته به ماهیت و میزان ناتوانی متفاوت است.

 

منبع:NIH

 

بی اختیاری ادراری در کودکان

بی اختیاری ادراری از دست دادن کنترل مثانه است که ناتوانی در دفع ادرار نیز نامیده می شود. در کودکان زیر سه سال ناتوانی در کنترل مثانه طبیعی است. هرچه کودکان بزرگتر می شوند توانایی آنان نیز در کنترل مثانه بیشتر می شود. وقتی که خیس کردن در کودکی که به اندازه کافی بزرگ شده است؛ که بتواند مثانه اش را  کنترل کند، اتفاق می افتد به عنوان بی اختیاری ادراری شناخته می شود.

بی اختیاری ادراری می تواند در طول روز یا شب رخ دهد. این می تواند یک حالت ناامید کننده باشد. اما مهم این است که صبور باشید و به یاد آورید که این خطای فرزند شما نیست. کودک بر دفع ادرار کنترل ندارد. و راه های بسیاری برای درمان آن و کمک به فرزند شما وجود دارد.

چهارنوع شب ادراری وجود دارد، یک کودک ممکن است یک نوع یا بیشتر از این را داشته باشد.

شب ادراری: به معنی خیس شدن درطول شب است، که اغلب خیس کردن تخت خواب نامیده می شود. این رایج ترین نوع بی اختیاری ادراری است.

بی اختیاری ادراری روزانه: شامل خیس کردن در طول روزاست.

بی اختیاری ادراری اولیه: زمانی اتفاق می افتد که کودک تمرینات توالت رفتن را نیاموخته است.

بی اختیاری ادراری ثانویه: زمانی اتفاق می افتد که فرد یک دوره از خشکی را سپری کرده است، سپس دوره های خیس شدن اتفاق می افتند.

 

علل بی اختیاری ادراری در یک کودک چیست؟

بی اختیاری ادراری علل ممکن بسیاری دارد.علل بی اختیار ی شبانه اغلب ناشناخته است اما برخی علل ممکن است شامل یک یا تعداد بیشتری از عوامل زیر باشد:

اضطراب

اختلال بیش فعالی/کمبود توجه

ژن های خاص

یبوستی که بر مثانه فشار وارد می کند

دیابت

کافی نبودن هورمون آنتی دیوریتیک در بدن در طول خواب

مثانه بیش فعال

وقفه انسدادی تنفسی

رشد جسمی کند

مثانه کوچک

مشکلات ساختاری در مجاری ادراری

مشکل در احساس کردن پر بودن مثانه وقتی خواب هستید

عفونت مجاری ادراری

خواب بسیار عمیق

 

علل بی اختیاری ادراری روزانه ممکن است شامل:

اضطراب

کافئین

یبوستی که به مثانه فشار وارد کند

به انداره کافی توالت نرفتن

به اندازه ادرار نکردن

مثانه بیش فعال

مثانه کوچک

مشکلات ساختاری در مجاری ادراری

عفونت مجاری ادراری

 

کدام کودکان در معرض خطر ابتلا به بی اختیاری ادراری قرار دارند؟

کودکی که بیشتر در معرض خطر ابتلا به بی اختیار ی ادراری قرار دارد:

دچار یبوست است

عادتهای منظم توالت ندارد

دارای مشکلات رشد جسمانی است

دارای اضطراب است

علایم بی اختیاری ادراری در یک کودک چیست؟

علایم ممکن است در هر کودک کمی متفاوت باشد. علامت اصلی بی اختیاری ادراری این است که یک کودک ۵ ساله یا بزرگتر تخت خواب یا لباس خود را دوبار در هفته یا بیشتر در طول حداقل سه ماه خیس می کند.

چطور بی اختیاری ادراری در یک کودک تشخیص داده می شود؟

بسیاری از کودکان از یک زمان تا زمان دیگر ممکن است بی اختیاری ادراری داشته باشند. یادگیری کنترل کردن مثانه در  بعضی کودکان می تواند بیشتر از سایرین طول بکشد. دختران اغلب قبل از پسران کنترل مثانه را دارند. از این رو بی اختیاری ادراری در دختران زودتر از پسران تشخیص داده می شود. دختران ممکن است در 5 سالگی تشخیص داده شوند. پسران تا سن 6 سالگی تشخیص داده نمی شوند.

درمانگر درباره تاریخچه سلامت کودک شما از شما سوال خواهد کرد. در مورد گفتن این موارد به درمانگر اطمینان حاصل کنید:

اگر دیگر اعضای خانواده بی اختیاری ادراری داشته اند.

کودک شما اغلب چند بار در طول روز ادرار می کند؟

کودک شما چقدر در طول عصر آب می نوشد؟

اگر فرزند شما علایمی نظیر درد یا سوزش در هنگام ادرار کردن داشته باشد

اگر ادرارر تیره رنگ است یا خون داخل آن است

اگر فرزند شما مبتلا به یبوست باشد

اگر فرزند شما اخیرا استرسی را تجربه کرده باشد

کودک شما ممکن است به دنبال مشکل در سلامتی اش مانند ابتلا به عفونت یا دیابت، نیاز به آزمایش ادرار یا آزمایش

خون داشته باشد.

 

عوارض احتمالی بی اختیاری ادراری در کودکان چیست؟

مشکلات احتمالی ناشی از بی اختیاری ادراری در کودکان:

استرس هیجانی و خجالت

مشکلات پوستی ناشی از مرطوب شدن لباس زیر

 

چگونه بی اختیاری ادراری در یک کودک درمان می شود؟

در اغلب موارد بی اختیاری ادراری در طول زمان از بین می رود و نیاز به درمان ندارد. اگر درمان مورد نیاز باشد، بسیاری از روش ها می توانند کمک کننده باشد، مانند:

تغییرات در مصرف مایعات:شما ممکن است به فرزندتان بگویید که در زمان های خاصی از روز یا درعصر کمتر مایعات مصرف کند.

دور نگهداشتن کافئین از رژیم غذایی فرزندتان: کافئین را در کولا یا بسیاری از نوشیدنی ها، چای، قهوه یا شکلات می توان یافت.

شب بیداری در برنامه زمانی، این بدین معناست که کودک شما شب ها برای رفتن به دستشویی بیدار شود.

تمرینات مثانه: این ها شامل تمرینات و ادرار کردن طبق یک برنامه است.

استفاده از یک زنگ هشدار رطوبت: از یک سنسور استفاده می کند که رطوبت را تشخیص می دهد و با صدای زنگ هشدار می دهد، پس از آن کودک شما برای توالت رفتن بیدار می شود.

داروها: داروهایی که می توانند سطوح ADH را بالا ببرند یا عضلات مثانه را تسکین دهند.

درمان (مشاوره): کار با یک درمانگر می تواند به کودک کمک کند که با تغییرات زندگی و یا سایر استرس ها کنار بیاید. برای پیدا کردن بهترین گزینه هایی که ممکن است به فرزند شما کمک کنند، با درمانگر کودکتان صحبت کنید.

منبع:URMC

اختلال سلوک

  اختلال سلوک یک اختلال رفتاری و هیجانی جدی است که می تواند در کودکان یا نوجوانان رخ دهد. یک کودک دارای این اختلال ممکن است یک الگوی رفتاری ناخوشایند و خشونت آمیز را نشان دهد و در پیروی از قوانین مشکل داشته باشد. برای کودکان و نوجوانان این غیر معمول نیست که گاهی اوقات […]

اختلال بیش فعالی کمبود توجه

 

 

اختلال کمبود توجه / بیش فعالی یک اختلال مغزی است. که با یک الگوی مداوم بی توجهی / بیش فعالی- تکانشگریمشخص می شود، و در عملکرد یا رشد فرد اختلال ایجاد می کند.

بی توجهی یعنی فرد از وظایف خود منحرف می شود، دوام ندارد. دارای مشکلات تمرکزاست. و بی نظم است. و این مشکلات ناشی از سرپیچی کردن یا عدم درک نیست.

بیش فعالی به این معنی است که به نظر می رسد فرد به طور مداوم در حال حرکت کردن است. یا بی قراری و صحبت کردن بیش از حد، در موقعیت هایی که این رفتار مناسب نیست.

در بالغین ممکن است با بیقراری شدید باشد یا خسته کردن دیگران با فعالیت های مداوم مشخص شود.

تکانشگری بدین معناست که شخص اقدامات شتابزده ای را انجام می دهد که در لحظه اتفاق می افتد بدون اینکه در ابتدا در مورد آنها فکر کند. و ممکن است پتانسیل بالایی برای آسیب رساندن داشته باشد. یا ممکن است به پاداش فوری یا عدم توانایی در به تاخیر انداختن لذت ها تمایل داشته باشد.

یک فرد تکانشی ممکن است از نظر اجتماعی سواستفاده کند یا به طور مفرط صحبت دیگران را قطع کند. یا بدون در نظر گرفتن عواقب بلند مدت، تصمیمات مهمی بگیرد.

عدم توجه/ بیش فعالی / تکانشگری رفتارهای کلیدی ADHD هستند. برخی از افراد مبتلا به اختلال ADHD تنها با یکی از رفتارها مشکل دارند، درحالیکه دیگران هر دو کم توجهی و بیش فعالی – تکانشگری را دارند. اکثر کودکان دارای نوع ترکیبی ADHD هستند. در پیش دبستانی ، شایعترین نشانه ADHD بیش فعالی است. داشتن مقدار کمی کم توجهی فعالیت حرکتی نامشخص، و تکانشگری طبیعی است.

اما این علایم در افراد دارای اختلال ADHD:

شدیدتر هستند

اغلب رخ می دهند

در زندگی فرد تداخل  ایجاد می کنند یا کیفیت عملکرد اجتماعی فرد را در مدرسه یا کار کاهش می دهند

کم توجهی

افراد دارای نشانه های کمبود توجه ممکن است اغلب:

دچار نادیده گرفتن یا از دست دادن جزِیات، اشتباهات بی دقتی در تکالیف مدرسه، در کار یا در طول دیگر فعالیت ها

مشکل در حفظ توجه درانجام وظایف یا بازی کردن، شامل مکالمات، سخنرانی ها، یا مطالعه طولانی

به نظر نمی رسد گوش کند وقتی مستقیما با او صحبت می کنید

پیروی نکردن از دستورالعمل ها و شکست خوردن در به پایان رساندن تکالیف مدرسه، کارهای عادی و روزمره و وظایف در محل کار، یا به سرعت از دست دادن تمرکزهنگام شروع کردن کار و به سادگی از موضوع اصلی منحرف شدن

در سازماندهی وظایف و فعالیتها مشکل دارد، مانند آنچه که باید به ترتیب انجام شود، مانند نگهداری مواد و وسایل مورد نیاز، داشتن کار آشفته و مدیریت زمان ضعیف و شکست در مواجه شدن با ضرب العجل ها

اجتناب یا بیزار بودن از کارهایی که نیازمند تلاش فکری مداوم است مانند دروس یا تکالیف مدرسه، یا درنوجوانان و افراد بزرگتر، تهیه گزارش، تکمیل فرم ها یا بررسی مقالات طولانی

گم کردن وسایل ضروری برای انجام وظایف یا فعالیت ها، مانند لوازم مدرسه، مداد، کتاب، ابزار، کیف پول، کلید، کاغذ، عینک و تلفن همراه

پرت شدن حواس به آسانی به وسیله افکار یا محرک های غیر مرتبط

فراموشکار بودن در فعالیت های روزمره، ماموریت ها، تماس های بازگشتی و نگه داشتن ملاقات ها

بیش فعالی-تکانشگری

افراد دارای علایم بیش فعالی-تکانشگری ممکن است اغلب:

دچار بی قراری و احساس ناراحتی در صندلی هایشان شوند.

در موقعیت هایی که انتظار می رود نشسته باشند صندلیهایشان را ترک می کنند. مانند ماندن در کلاس یا در دفتر

دویدن یا بسرعت راه رفتن یا بالا رفتن در موقعیت هایی که نامناسب است، در نوجوانان و بزرگسالان، اغلب احساس بی قراری کردن

نمی توانند در سرگرمی ها بی صدا بازی کنند یا مشغول شوند

به طور مداوم درحال جنبش، یا در حال حرکت هستند مثل اینکه توسط موتور رانده می شوند

بدون وقفه صحبت می کنند

قبل از اینکه سوال تکمیل شود بطور ناگهانی پاسخ می دهند

صحبت کردن بدون منتظر ماندن برای نوبت در مکالمه، یا تمام کردن جملات افراد

مشکل داشتن برای انتظار در نوبت خود

قطع کردن یا مزاحم شدن در بازی ها، مکالمات، یا فعالیت های دیگران

تشخیص اختلال ADHD نیازمند یک ارزیابی جامع توسط یک متخصص مانند متخصص اطفال، روانشناس یا روانپزشک متخصص در ADHDاست، برای فردی که ADHD تشخیص داده می شود ، علایم کم توجهی/ یا بیش فعالی-تکانشگری باید مزمن یا طولانی مدت باشد. باعث اختلال در عملکرد شخص شود و باعث شود که شخص به سطح زیر رشد نرمال خود برسد. درمانگر همچنین اطمینان حاصل خواهد کرد که هیچ یک از علایم اختلال ناشی از یک وضعیت پزشکی یا روانپزشکی دیگر نیست.

اکثر کودکان دارای اختلال بیش فعالی-تکانشگری در طول سالهای ابتدایی مدرسه تشخیص داده می شوند. برای اینکه یک نوجوان یا بزرگسال تشخیص ADHD را دریافت کند، علایم باید قبل از سن 12 سالگی بروز کنند. علایم ADHD از سن 3 تا 6 سالگی ظاهر می شوند و می توانند تا نوجوانی و بزرگسالی نیز ادامه پیدا کنند.

علایم ADHD می تواند با مشکلات هیجانی یا تربیتی اشتباه گرفته شوند. یا کاملا در سکوت از دست بروند. کودکان خوش رفتار ممکن است با تاخیر تشخیص داده شوند. بزرگسالان با ADHD تشخیص داده نشده، ممکن است دارای  تاریخچه عملکرد تحصیلی ضعیف، مشکلات در کار یا مشکل و از دست دادن روابط ، باشند. علایم ADHD می توانند در طول زمان تغییر کنند. در کودکان کوچکتر دارای ADHD، بیش فعالی-تکانشگری علامت غالب است.

وقتی کودک به پیش دبستانی میرسد علایم کم توجهی ممکن است بیشتر غالب شود. به نظر می رسد بیش فعالی در نوجوانی کاهش می یابد. و ممکن است اغلب به صورت احساس  بی قراری و اضطراب نشان داده شود. اما کم توجهی و تکانشگری ممکن است باقی بمانند. بسیاری از نوجوانان دارای اختلال ADHD با روابط و رفتار های ضد اجتماعی درگیر هستند. کم توجهی، بی قراری و تکانشگری به سمت بلوغ گرایش دارند.

دانشمندان مطمئن نیستند که علت ADHD چیست؟ مانند بسیاری از بیماریهای دیگر تعدادی از عوامل می تواند به بروز ADHD کمک کند.

ژن ها

سیگار کشیدن، مصرف الکل، مصرف مواد مخدر در دوران بارداری

قرار گرفتن در معرض سموم محیطی در دوران بارداری

قرارگرفتن در معرض سموم محیطی مانند سرب، در سن جوانی

وزن کم هنگام تولد

آسیب مغزی

ADHD در مردان رایج تر از زنان است.  و  زنان دارای ADHD  بیشتر احتمال دارد که دارای مشکلات  کمبود توجه باشند.

ناتوانی های یادگیری، اختلالات اضطرابی، اختلال سلوک، افسردگی و سومصرف مواد در افراد مبتلا به ADHD  رایج است.

 

درمان

درحالیکه برای ADHD هیچ درمانی وجود ندارد. درمان های رایجی که در دسترس هستند، می توانند به کاهش علایم و بهبود عملکرد فرد کمک کنند. درمان ها شامل دارو درمانی، روان درمانی، آموزش و پرورش یا ترکیبی ازاین درمان هاست.

منبع :NIH

 

اختلالات خوردن

 

یک دیدگاه رایج مبنی بر اینکه اختلالات خوردن یک شیوه زندگی انتخاب شده است وجود دارد. اختلالات خوردن درواقع یک بیماری جدی و اغلب مرگبار است که موجب مشکلات شدید در رفتار غذا خوردن فرد می شود. وسواس ها در مورد غذا، وزن و شکل بدن و همچنین ممکن است نشانه اختلال خوردن باشند.

اختلالات خوردن رایج شامل آنورکسیا نوروزا، بولیمیا نوروزا،و اختلال بینج ایتینگ است.

آنورکسیا نوروزا

افراد مبتلا به آنورکسیا نوروزا ممکن است حتی اگر به طور خطرناکی دارای کمبود وزن باشند خود را دارای اضافه وزن بدانند.

افراد دارای اختلال آنورکسیا نوروزا معمولا بارها و بارها خود را وزن می کنند. میزان مواد غذایی مصرفی خود را به شدت محدود می کنند. و مقدار کمی از غذاهای خاصی را مصرف می کنند.

آنورکسیا نوروزا دارای بالاترین میزان مرگ و میر در بین اختلالات روانی است. درحالیکه بسیاری از زنان و مردان جوان دارای این اختلال از عوارض ناشی از گرسنگی میمیرند سایر افراد دارای این اختلال در اثر خودکشی می میرند. خود کشی در زنان دارای این اختلال بسیار رایج تر از سایر اختلالات روانی است.

علایم این اختلال عبارتند از:

خوردن غذا به شدت محدود است

لاغری شدید(شکنندگی)

بی وقفه به دنبال لاغرشدن هستند و عدم تمایل به داشتن وزن طبیعی یا سالم

ترس شدید از دست دادن وزن

تصویر بدن تحریف شده، عزت نفس به شدت تحت تاثیر اداراکات از شکل و وزن بدن، یا انکار پایین بودن جدی وزن بدن قرار دارد.

علایم دیگری که ممکن است در طول زمان توسعه پیدا کنند شامل:

نازک شدن استخوان ها (استئوپنی یا پوکی استخوان)

کم خونی خفیف وضعف عضلات

مو و ناخن های شکننده

خشکی و زردرنگ شدن پوست

رشد موهای زاید در سرتاسر بدن

یبوست شدید

فشار خون پایین و کندی تنفس

آسیب به ساختار و عملکرد قلب

آسیب مغزی

ناتوانی کل ارگانهای بدن

کاهش درجه حرارت داخلی بدن موجب می شود که فرد در تمام مدت احساس سرما کند

احساس رخوت، تنش یا خستگی تمام وقت

ناباروری

 

بولیمیا نوروزا

افراد دارای اختلال بولیمیا نوروزا دارای دوره های عود کننده و مکرر خوردن غیر معمول مقدار زیادی غذا و احساس عدم کنترل بر این دوره هستند.

بینج ایتینگ با رفتارهایی که پرخوری را جبران می کنند مانند استفراغ اجباری، استفاده بیش از حد از ملین ها یا دیوریتیک ها، روزه داری، ورزش های سنگین یا ترکیبی از این رفتارها ادامه پیدا می کند.

برخلاف آنورکسیا نوروزا افراد مبتلا به بولیمیا نوروزا معمولا سلامتی و وزن طبیعی بدن خود را حفظ می کنند.

علایم این اختلال عبارتند از:

تورم گلو و گلودرد مزمن

در ناحیه گلو و فک غدد بزاقی متورم وجود دارد.

ساییده شدن مینای دندان، و افزایش حساسیت و پوسیدگی دندان ها، دراثرقرار گرفتن در معرض اسید معده

اختلال ریفلاکس اسید معده و سایر اختلالات گوارشی

ناراحتی و تحریک پذیری روده در اثر سومصرف ملین ها

کم آبی شدید بدن در اثر تصفیه مایعات

عدم تعادل الکترولیتی(سطوح پایین و یا خیلی بالای سدیم، کلسیم پتاسیم و سایر مواد معدنی) که می تواند منجر به سکته مغزی یا حمله قلبی شود.

 

اختلال بینج ایتینگ

افراد مبتلا به اختلال بینج ایتینگ، کنترل غذا خوردن خود را از دست می دهند.

برخلاف بولیمیا نوروزا دوره های بیج ایتینگ به دنبال تصفیه، ورزش مفرط، یا روزه داری نیستند.

در نتیجه افراد دارای اختلال بیج ایتینگ چاق و دارای اضافه وزن هستند.

بینج ایتینگ رایج ترین اختلال خوردن در ایالات متحده است.

علایم این اختلال عبارتند از:

خوردن غیر معمول مقادیر زیادی غذا در یک زمان مشخص

خوردن در زمانی که شما کاملا سیر هستید و یا گرسنه نیستید

سریع غذا خوردن در حین دوره های خوردن

خوردن تا زمانی که شما بطور ناراحت کننده ای سیر باشید

خوردن به تنهایی و یا به صورت مخفی برای جلوگیری از خجالت کشیدن

احساس ناراحتی، خجالت یا گناه ، درباره خوردن

رژیم گرفتن مکرر، احتمالا بدون کاهش وزن

 

عوامل خطر

اختلالات خوردن اغلب در سالهای نوجوانی یا جوانی ظاهر می شود. اما ممکن است در دوران کودکی یا بعد از آن در طول زندگی نیز ادامه پیدا کند. این اختلالات بر هر دوجنس موثراست. اما نرخ آن در بین زنان بالاتر از مردان است. مردان نیز مانند زنان مبتلا به اختلالات خوردن احساس تحریف شده ای از تصویر بدنی خود دارند. برای مثال مردان ممکن است دارای اختلال دیسمورفیک عضلانی باشند. نوعی اختلال مشخص شده همراه با نگرانی شدید در مورد عضلانی تر شدن بدن.

محققان دریافتند که اختلالات خوردن ناشی از تعامل پیچیده عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی، رفتاری، روانی و اجتماعی است. محققان از آخرین تکنولوژی و علم به منظور درک بهتر اختلالات خوردن استفاده می کنند.یک رویکرد شامل مطالعه ژن های انسانی است.

محققان تلاش می کنند تا تغییرات DNA را که با افزایش خطر ابتلا به اختلالات خوردن در ارتباط است تشخیص دهند.  مطالعات تصویر برداری مغز نیز درک بهتر ی را از اختلالات خوردن ارائه می دهند. به عنوان مثال محققان اختلافاتی را در الگوهای فعالیت مغزی در زنان مبتلا به اختلالات خوردن در مقایسه با زنان سالم یافتند. این نوع تحقیق می تواند به توسعه روش های جدید در تشخیص و درمان اختلالات خوردن کمک کند.

 

درمان

تغذیه مناسب، کاهش ورزش های سنگین، توقف رفتارهای تصفیه، پایه های درمان اختلالات خوردن هستند.

برنامه های درمانی برای نیازهای فردی طراحی شده و ممکن است شامل یک یا چند مورد زیر باشند:

برنامه های فردی،گروهی و/یا خانواده درمانی

مراقبت های پزشکی و نظارت

مشاوره تغذیه

دارودرمانی

منبع: NIH

اختلال وسواسی-جبری

 

اختلال وسواسی-جبری یک اختلال رایج، مزمن و طولانی مدت است که در آن شخص، به شکل غیر قابل کنترلی، تمایل به تکرار بیش از حد افکار(وسواس ها) و رفتار(اجبارها) دارد.

علایم و نشانه ها

افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری ممکن است علایم مربوط به وسواس، اجبار یا هردو را داشته باشند. این علایم می توانند در تمام جنبه های زندگی مانند کار، مدرسه و روابط شخصی، اختلال ایجاد کنند.

وسواس ها

افکار، تصورات یا تصاویر ذهنی هستند که موجب اضطراب می شوند.

وسواس های شایع عبارتند از:

ترس از میکروب یا آلودگی

افکار ناخواسته ممنوعه یا تابو شامل سکس، مذهب یا آسیب

افکار تهاجمی نسبت به خود یا دیگران

داشتن چیزهای متقارن یا در یک نظم کامل

اجبارها

رفتارهای تکراری است که فرد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری احساس می کند که به پاسخ دادن در مقابل افکار وسواسی تمایل دارد.

اجبار های رایج شامل:

تمیز کردن بیش از حد یا شستن دست

مرتب کردن و سامان دادن اشیا به شیوه ای دقیق و خاص

به طور مرتب چیزها را چک می کند (مانند مواردی که مرتبا بررسی می کنید که ببینید درب قفل شده است یا اجاق گاز خاموش شده است یا نه؟)

اجبار شمردن

همه آیین ها و عادت ها اجبار نیستند. هرکسی گاهی اوقات دوبار چیزهارا چک می کند. اما یک شخص با اختلال وسواسی-جبری به طور معمول، افکار یا رفتار خود را نمی تواند کنترل کند. حتی وقتی که این افکار یا رفتار به طور مفرط سازماندهی شده هستند.

حداقل یک ساعت در روز را با این افکار یا رفتار سپری می کند.

وقتی که رفتار ها یا آیین ها را انجام می دهد از چیزی لذت نمی برد.اما ممکن است به طور مختصر در مقابل اضطرابی که به علت این افکار ایجاد شده است، احساس تسکین کند.

مشکلات قابل توجه در زندگی روزمره که به علت این افکار یا رفتارها ایجاد شده است را تجربه می کند.

برخی از افراد دارای اختلال وسواسی جبری، دارای اختلال تیک هستند.

تیک های حرکتی، ناگهانی، مختصر، حرکت های تکراری، مانند چشمک زدن و سایر حرکات چشم،صورت، بالا انداختن  شانه، تکان دادن سریع سر یا شانه است.

تیک های صوتی رایج شامل پاکسازی گلو، خرناس یا صداهای خشن

علایم ممکن است با گذشت زمان بهتر و یا بدتر شوند.

افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری ممکن است با اجتناب کردن از موقعیت هایی که موجب وسواس در آنها می شود، سعی کنند به خودشان کمک کنند. یا ممکن است سعی کنند با الکل یا دارو خود را آرام کنند.

اگرچه اکثر بالغین دارای اختلال وسواسی جبری تشخیص می دهند،  که آنچه آنان انجام می دهند، بی معنی است. اما بعضی از بزرگسالان و اکثر کودکان، ممکن است متوجه رفتارغیرعادی خود نشوند . والدین یا معلمان معمولا علایم اختلال وسواسی-جبری را در کودکان تشخیص می دهند.

اگر شما فکر می کنید که دارای اختلال وسواسی جبری هستید، با پزشک خود درمورد علایمتان صحبت کنید. در صورت عدم درمان، اختلال وسواسی-جبری می تواند بر تمام جنبه های زندگی شما اثرگذار باشد.

وسواس یک اختلال رایج است که بر بزرگسالان، نوجوانان و کودکان در سراسر جهان اثر گذار است. اکثر افراد دارای این اختلال از سن ۱۹ سالگی تشخیص داده می شوند. معمولا سن شروع آن در پسران زودتر از دختران است. اما شروع آن بعد از 35 سالگی اتفاق می افتد.

علل این اختلال ناشناخته است، اما عوامل خطر عبارتند از:

ژنتیک

مطالعات بر روی دوقلو ها و خانواده های آنان نشان داده است که افراد دارای بستگان درجه اول دارای اختلال وسواسی-جبری، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به این اختلال هستند.

تحقیقاتی که جهت بررسی ارتباط بین اختلال وسواسی-جبری و ژنتیک درحال انجام هستند، ادامه می یابد و ممکن است به بهبود تشخیص و درمان این اختلال کمک کند.

ساختار مغز و عملکرد آن

مطالعات تصویر برداری اختلافاتی را در بین قشر جلویی مغز و ساختار های زیر قشری، در بین مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری نشان داده است. به نظر می رسد که بین علایم اختلال وسواسی-جبری و ناهنجاریها در مناطق خاصی از مغز ارتباط وجود دارد. اما این ارتباط روشن نیست. تحقیقات هنوز درحال انجام است. درک علل این اختلال، به تعیین درمان های خاص و شخصی برای درمان کمک خواهد کرد.

محیط

افرادی که در دوران کودکی مورد آزار فیزیکی یا جنسی قرار گرفته، یا سایر تروما ها را تجربه کرده اند، در معرض افزایش خطر جهت ابتلا به اختلال وسواسی-جبری هستند. در برخی موارد ممکن است به دنبال یک عفونت استرپتوکوک کودکان دچار اختلال وسواسی-جبری شوند. اختلالات روانپزشکی خود ایمنی اطفال وابسته به عفونت استرپتوکوک (PANDAS)  گفته می شوند.

 

درمان ها

اختلال وسواسی جبری به طور معمول با دارو، روان درمانی یا ترکیبی از هر دو درمان می شود. اگرچه بیشتر بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری به درمان پاسخ می دهند، برخی از بیماران همچنان علایم را تجربه خواهند کرد.

گاهی اوقات افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری دارای اختلالات روانی دیگر مانند: اختلال اضطراب، افسردگی، اختلال بدشکلی بدنی(اختلالی که در آن فرد به اشتباه باور دارد که شکل بخشی از اعضای بدن او غیر طبیعی است). هنگام تصمیم گیری در مورد درمان مهم است که اختلالات دیگر نیز در نظر گرفته شوند.

منبعNIH