نوشته‌ها

اتیسم و بلوغ

اگر فکر می کنید که نوجوان شما ممکن است دارای اختلال طیف اوتیسم باشد، یا شما یک کودک مبتلا به اوتیسم دارید و می خواهید بدانید زمانی که آنها به یک بالغ جوان تبدیل می شوند چه اتفاقی می افتد ، ما علائمی را که ممکن است در یک کودک مبتلا به اوتیسم که به یک نوجوان تبدیل شده است وجود داشته باشد را در اینجا، عنوان می کنیم.

شما می توانید مراحل قدم به قدم و استراتژی هایی که می تواند برای مدیریت رفتارهای خاص این نوجوانان به شما کمک کند را در اینجا بیابید.

 

فکر می کنم ممکن است نوجوان من اوتیستیک باشد، چرا بعضی از جوانان اتیستیک دیر تشخیص داده می شوند؟

تشخیص دیرهنگام این اختلال در نوجوانی امری معمول است،خصوصا اگراین کورکان دارای “عملکرد بالا” و یا دارای تواناییهای علمی باشند. این موضوع در دختران بیش از پسران رخ می دهد،به عنوان مثال دختران معمولا در کپی کردن رفتارهای طبیعی عصبی ،از جمله ارتباطات کلامی و غیر کلامی به منظور پنهان کردن اوتیسم مهارت بیشتری دارند. تشخیص دیرهنگام این اختلال می تواند رخ دهد زیرا برخی از ابهامات وجود دارد که دشوار است تا اطمینان حاصل شود که یک جوان مبتلا به اوتیسم است، یا به این دلیل که مسایل دیگری به عنوان مشکل اصلی این نوجوانان عنوان شده است، به عنوان مثال رفتار چالش برانگیز یا ADHD.

به طور معمول، کودکان اغلب قادر به سازگاری با محیط مدرسه در مقطع ابتدایی هستند.اماافزایش تکالیف در دوره متوسطه بسیار استرس زاست، که باعث می شود مشکلات آنها بیشتر آشکار شود. برای این اختلال نشانه هایی وجود دارد که والدین، معلمان و مراقبین اگر فکر می کنند کودک ممکن است مبتلا به اوتیسم باشد می توانند به دنبال آن باشند:

مشکل در برقراری تعامل و ارتباطات اجتماعی

مشکل درایجاد دوستی با دیگران

خطادر درک اشاره های اجتماعی یا زبان بدن

ایجاد سوء تفاهم در مکالمات

پیدا کردن راههای آسان تر برای ایجاد دوستی آنلاین

ارتیاط چشمی ضعیف

اظهار داشتن به عدم مطابقت دیگران با آنان

انعطاف ناپذیری یا اندیشه های سختگیراته (تفکر سیاه و سفید)

مشکلات پردازش حسی  و  تجربه حساسیت بیش از حد، به عنوان مثال حساسیت پیدا کردن به شلوغی استرس زای مدرسه

قادر به تحمل صف یا جمعیت نیستند نسبت به لمس شدن حساس هستند

داشتن مشکلات در برنامه ریزی و سازماندهی کارها مثل آماده کردن کیفٰ مدرسه یا برنامه های روز مدرسه

مشکلات احساسی

عزت نفس پایین

مشکل یا عدم تمایل به بیان یا نام گذاری هیجانات خود

سطوح اضطرابی که نسبت به شرایط ایجاد کننده آن بسیار بیشتربه نظر می رسد

خلق پایین یا افسردگی

تمایل به کناره گیری از دنیای بیرون

اگر شما معتقدید که یک نوجوان مبتلا به اوتیسم است گام هایی که باید برای ایشان بردارید

اگر فکر میکنید نوجوان شما دارای اوتیسم است، برای شما مهم است که در مورد آن جستجو کنید.همچنین مهم است که درباره آن با پزشک خود صحبت کنید که در صورت لزوم توصیه های پزشکی لازم و ارجاع به دیگر متخصصین را به شما ارائه کند.

وقتی یک کودک مبتلا به اوتیسم به یک نوجوان تبدیل می شود چه اتفاقی می افتد؟علائم جدیدی که ممکن است در دوران نوجوانی ظاهر شوند

اغلب دوره نوجوانی درکودکان اتیستیک را می توان بسیار دشوار یافت. اگرچه آنها هورمون هایی مشابه دیگر نوجوانان دارند،
اما به طور طبیعی روابط پیچیده ای را ایجاد نمی کنند و قادر به تفسیر یا درک کردن انواع مختلف روابط که با بزرگ شدن کودکان رشد پیدا میکند نیستند.

استراتژی برای مدیریت علائم

استراتژی های زیر می تواند برای کمک به مدیریت هر نوع رفتار اوتیستی که در یک کودک که به یک نوجوان تبدیل می شود،استفاده شود:

(آرام بودن) رویکرد سکوت در هنگام صحبت با فرد جوان در حالی که اطمینان حاصل می کنید که آنها به طور کامل از زندگی خانوادگی کناره گیری نمی کنند.

به آنها اجازه بدهید فضای خودرا داشته باشند.

فعالیت های آنلاین آنها را برای تشویق به برقراری ارتباط چهره به چهره با مردم محدودکنید.

برای انجام فعالیت های مختلف در تعطیلات آخر هفته و تعطیلات عید برنامه ریزی کنید و این برنامه ها را با فرد جوان به اشتراک بگذارید.

روتین هاراحفظ کنید

صحبت کردن با پسر یا دختر تان، را هنگامی که با یکدیگر در حال انجام یک فعالیت انتخاب شده ، مانند راه رفتن در پارک یا رانندگی در ماشین، هستیدانجام دهید.  از بسیاری تعریف و تمجید های های ظریف و خالصانه استفاده کنید، زیرا کودکان مبتلا به اوتیسم معمولا عزت نفس پایینی دارند و بیشتر از کودکان معمولی نیازمند تعریف وتمجید هستند. اما به یاد داشته باشید که بسیاری از بچه های اوتیستیک دوست ندارند که در برابر دیگران برجسته شوند و مورد تحسین و تمجید قرار بگیرند.

سندروم تورت چیست؟

 

سندروم تورت یک مشکل در سیستم عصبی است، که باعث می شود افراد حرکات یا صداهای ناگهانی تولید کنند.که تیک نامیده می شوند.و قابل کنترل نیستند. به عنوان مثال، کسی که دارای تورت است، ممکن است چشمک بزند و گلویش را بارها و بارها صاف کند. بعضی از افراد ممکن است کلمات ناخوشایندی را که قصد ندارند بگویند از دهانشان بپرد.

درمان می تواند تیک را کنترل کند. اما برخی افراد به هیچ وجه به آن نیازی ندارند مگر اینکه علائم واقعا آنها را ناراحت کند.

علل

این علایم به قسمت های مختلف مغز مرتبط است، از جمله ناحیه ای به نام گانگلیون بازال ، که به کنترل حرکات بدن کمک می کند.

تفاوت ها ممکن است روی سلول های عصبی و مواد شیمیایی که پیام های بین آنها را حمل می کنند، تاثیر بگذارد. محققان بر این باورند که مشکل در شبکه مغزی ممکن است درایجاد تورت نقش داشته باشد.

پزشکان دقیقا نمی دانند چه چیزی باعث این مشکلات در مغز می شود، اما احتمالا ژن ها در این رابطه نقش بازی می کنند. احتمال بر این است که بیش از یک دلیل برای این اختلال  وجود داشته باشد.

افرادی که دارای اعضای خانواده دارای اختلال تورت هستند بیشتر احتمال دارد به این اختلال مبتلا شوند. اما افراد در یک خانواده ممکن است علایم متفاوتی داشته باشند.

علایم

علامت اصلی تیک است. برخی از آنها بسیار خفیف هستند و حتی قابل توجه نیستند. دیگرعلایم اغلب اتفاق می افتند و واضح هستند.

استرس، هیجان،  یا بیماری وخستگی می تواند آنها را بدتر کند. نوع شدیدتر آنها می توانند شرم آور باشند و بر زندگی اجتماعی  یا کار شما تأثیر بگذارند.

دو نوع تیک وجود دارد:

تیک های موتور شامل حرکت هستند.که عبارتند از:

تکان دادن دست یا سر

چشمک زدن

شکلک درآوردن

به هم فشردن دندان ها

بالا انداختن شانه

تیک های صوتی عبارتند از:

عوعو کردن یا جیغ زدن

صاف کردن گلو

سرفه کردن

ناله کردن

تکرار صحبت های دیگران

داد زدن

خرناس کشیدن

فحش دادن

 

تیک می تواند ساده یا پیچیده باشد، یک تیک ساده بر روی یک یا چند قسمت از بدن تاثیر می گذارد، مثل چشمک زدن چشم یا شکلک درآوردن درچهره.

تیک های پیچیده شامل بسیاری از قسمت های بدن یا گفتن کلمات است.مانند پریدن و فحش دادن.

قبل ازتیک های حرکتی ، ممکن است حسی مانند  تنش را احساس کنید. جنبش باعث می شود تا احساسات از بین بروند. شما ممکن است بتوانید برای مدت طولانی خود را نگه دارید، اما احتمالا نمیتوانید آنها را متوقف کنید.

پزشکان مطمئن نیستند چرا، اما حدود نیمی از افراد مبتلا به تورت نیز علایم اختلال بیش فعالی کمبود توجه را دارند.

شما ممکن است دچار مشکلاتی مانند  توجه کردن ،به مدت طولانی یکجا نشستن، و تمام کردن تکالیف را داشته باشید.

تورت همچنین علت مشکلاتی مانند:

اضطراب

معلولیت های یادگیری مانند نارساخوانی،

، افکار و رفتارهایی که شما نمیتوانید کنترل کنید مثل شستن دستهای خود برای بارها و بارها، اختلال وسواسی-اجباری (OCD)

 

تشخیص

اگر شما یا فرزندتان علائم تورت، داشته باشید، ممکن است پزشک از شما بخواهد که به یک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید،

هیچ آزمایشی برای این وضعیت وجود ندارد، اما او از شما سوالاتی خواهد پرسید مانند:

علت مراجعه شما به اینجا چه بود؟

آیا شما اغلب بدن خود را به گونه ای حرکت می دهید که نمی توانید آن را کنترل کنید؟

این اتفاق چقدر طول می کشد؟

آیا تا به حال کلماتی یا صداهایی را بیان کرده اید که معنی خاصی نداشته باشند؟ این ها چه موقع شروع می شوند؟

آیا چیزی وجود دارد که علایم شما رابهبود ببخشد؟ چه چیزی این علایم را بدتر می کند؟

آیا شما احساس اضطراب می کنید یا مشکل تمرکز دارید؟

آیا فرد دیگری در خانواده شما دارای این نوع علائم است؟

پزشک ممکن است از شما  MRI و ct scan بگیرد.

سوالاتی که ممکن است شما از پزشک خود بپرسید :

این علائم چه مدت طول می کشد؟ آیا آنها هرگز از بین خواهند رفت؟

آیا به آزمایشات بیشتری نیاز است؟ به چه نوع متخصصینی باید مراجعه کنم؟

آیا به درمان نیاز دارم؟ آیا درمان ها عوارض جانبی دارند؟

اگر فرزند شما تیک داشته باشد می توانید از پزشک خود بپرسید که این علایم چقدر طول می کشند و برای کمک به مواجهه با علایم در خانه و مدرسه چه کاری می توان انجام داد؟

درمان

بیشتر اوقات، تیک ها ملایم هستند و نیازی به درمان نیست.اگر تیک ها برای شما مشکل ایجاد کنند ممکن است پزشک شما برای شما دارو تجویز کند. این کارممکن است برای پیدا کردن دوز مناسب که به کنترل تیک ها کمک می کند، واجتناب از عوارض جانبی کمی طول بکشد، بنابراین صبور باشید . و با پزشک خود همکاری کنید.

در کنار دارو، ممکن است بخواهید بحث درمان را هم در نظر بگیرید. یک روانشناس یا مشاور می تواند به شما در یادگیری نحوه برخورد با مسایل اجتماعی مربوط به تیک های شما و دیگر علایمی که منجر به آن می شود به شما کمک کند.

رفتار درمانی نیز می تواند  کمک کننده باشد. یک نوع خاص رفتار درمانی، به نام آموزش عادت-معکوس، به شما می آموزد که چگونه تشخیص دهید که چه وقت یک تیک در حال آمدن است و سپس به روشی که آن را متوقف کند اقدام کنید.

 

از خودتان مراقبت کنید

اغلب سخت ترین قسمت زندگی با تورت این است که با خجالت و ناامیدی درمواجهه با تیک هایی که نمی توانید آنها را کنترل

کنید، مقابله کنید.

در حالی که از پزشک خود کمک می گیرید، می توانید چند عمل دیگر را برای داشتن احساس بهتر انجام دهید

دریافت پشتیبانی: خانواده، دوستان، تیم مراقبت های بهداشتی یا گروه های حمایت کننده می تواند به شما در حل مشکلات تورت کمک کند.

فعال ماندن: ورزش کنید نقاشی بکشید و یا برای انجام کارها داوطلب شوید.این فعالیت ها علایم را درذهن شما از بین میبرد.

ریلکس کنید: یک کتاب بخوانید، به موسیقی گوش دهید، مراقبه یا یوگا انجام دهید می توانید از فعالیت های کم اهمیت لذت ببرید و با استرس هایی که می تواند منجر به تیک شود، مقابله کنید.

به خود آموزش دهید: در مورد وضعیت خود همه چیز را بیاموزید تا بدانید که در زمانی که علائم رخ می دهند چه کاری باید انجام دهید.

اگر فرزند شما دارای اختلال تورت است ،  با اعضای  مدرسه او در مورد آن صحبت کنید.  شما می توانید  به کارکنان مدرسه حقایق  را  درمورد شرایط موجود بگویید و ببینید که آنها چه نوع حمایتی می توانند از او داشته باشند مانند آموزش های اضافی و یا قرار دادن او در کلاس های کوچکتر.

همچنین ممکن است برای یک کودک مبتلا به بیماری انطباق با جامعه سخت باشد. به او کمک کنید تا شیوه هایی را برای مقابله کردن با آزار و اذیت و نظرات دیگرکودکان تمرین کند.

ده راهکار برای کنترل کردن خشم

آیا هنگامی که کسی قوانین را رعایت نمی کند، شما عصبانی می شوید و با خشم با او صحبت می کنید؟ آیا هنگامی که کودکتان به شما گوش نمی کند فشارخونتان بالا می رود؟

خشم یک هیجان طبیعی و حتی سالم است.اما مهم این است که برای مقابله با آن از یک راه حل مثبت استفاده کنیم. خشم کنترل نشده می تواند بر سلامت و روابط شما اثر بگذارد. برای کنترل کردن خشم خود آماده اید؟

با در نظر گرفتن این ده راهکار برای مدیریت خشم شروع کنید:

۱.قبل از صحبت کردن فکر کنید

در لحظه گفتن چیزی که شما بعدا از آن پشیمان شوید آسان است. چند لحظه قبل از اینکه چیزی بگویید افکار خود را جمع و جور کنید. و به دیگران هم اجازه دهید که برای انجام همان کار درآن موقعیت در گیر شوند.

 

۲.درهنگام آرامش خشم خود را بیان کنید

به محض اینکه می توانید به وضوح فکر کنید، نامیدی های خود را بیان کنید ولی نه به روش غیر متعارف. نگرانی ها و نیاز های خود را به وضوح و مستقیما،  بدون آسیب رساندن به دیگران و یا تلاش برای کنترل آنها، کنترل کنید.

 

۳.کمی ورزش کنید

فعالیت فیزیکی می تواند به کاهش استرس منجر شود. استرس می تواند منجر به خشم شما شود. اگر شما احساس می کنید که خشم شما تشدید می شود. به پیاده روی با سرعت بروید و یا بدوید. و یا زمان خود را صرف دیگر فعالیت های فیزیکی لذت بخش کنید.

 

۴.یک وقفه ایجاد کنید

زنگ تفریح فقط برای کودکان نیست، در طول اوقاتی از روز که  ریسک پر استرس بودن دارید استراحت های کوتاه به خود بدهید  .چند لحظه استراحت ممکن است به شما کمک کند احساس راحتی بیشتری برای جلوگیری از تحریک و یا عصبانی شدن داشته باشید.

 

۵.شناسایی راه حل های ممکن

به جای تمرکز بر روی آنچه که شما راعصبی می کند، به حل و فصل مسئله دست بزنید. آیا اتاق کثیف کودک شما را دیوانه می کند؟ در را ببندید. آیا شریک شما هر شب برای شام دیر می کند؟ بعد از ظهرها برای غذا برنامه ریزی کنید یا موافقت کنید که چند بار در هفته با یکدیگر غذا بخورید. به خودتان یادآوری کنید که خشم هیچ چیزی را برطرف نمی کند و تنها می تواند آن را بدتر کند.

 

۶.با اظهارات “من”

برای جلوگیری از انتقاد و یا سرزنش کردن – که فقط ممکن است تنش را افزایش دهد – از اظهارات خود برای توصیف مشکل استفاده کنید. به یکدیگر احترام بگذارید و خاص باشید به عنوان مثال، ” به جای  گفتن اینکه”شما هیچ گاه در انجام کارهای خانه کمک نمی کنید”بگویید: “من ناراحت شدم که شما بدون اینکه برای شستن ظروف کمک کنید میز را ترک کردید.

 

۷.کینه جو نباشید

بخشش یک ابزار قدرتمند است. اگر اجازه دهید خشم و دیگر احساسات منفی، احساسات مثبت را از بین ببرد، ممکن است خودتان را در تلخی یا حس بی عدالتی غرق کنید. اما اگر بتوانید فردی که شما را خشمگین کرده است ببخشید، ممکن است هر دو از این وضعیت یاد بگیرید واین باعث تقویت رابطه شما می شود.

 

۸.استفاده از شوخ طبعی برای رهایی از تنش

سخت گرفتن ممکن است به افزایش تنش کمک کند، ازشوخ طبعی استفاده کنید تا به شمابرای مواجه شدن با آنچه که شما را عصبی می کند کمک کند و احتمالاهرگونه انتظارات غیر واقعی برای چگونگی انجام کارهایتان باید از بین برود. از طعنه زدن اجتناب کنید – این می تواند احساساتتان راجریحه دار کرده و همه چیز را بدتر کند.

 

۹.مهارت های ریلکسیشن را تمرین کنید

هنگامی که آتش خشمتان برافروخته می شود، مهارت های ریلکسیشن را بکار ببرید.تمرینات تنفس عمیق را انجام دهید. یک صحنه آرامش بخش را تصور کنید، یا یک کلمه یا عبارت آرام بخش مانند «سخت نگیر» را تکرار کنید. شما همچنین می توانید  به موسیقی گوش دهید، در یک مجله بنویسید یا چند تا ازتمرینات یوگا را انجام دهید. هر آنچه که می تواند موجب  ترغیب شدن شما به انجام ریلکسیشن باشد.

 

۱۰.بدانید چه زمانی درجستجوی کمک هستید.

یادگیری کنترل کردن خشم برای همه یک چالش است. اگر به نظر می رسد خشم شما از کنترلتان خارج است، برای حل کردن مشکلات به وجود آورنده خشم تلاش کنید، در غیر اینصورت این باعث می شود که شما کارهایی را انجام دهید که موجب تاسف یا آسیب رساندن به اطرافیانتان شود

ادامه مطلب …

اختلالات خواب چیست؟

 

مشکلات خواب شامل مشکلات در کیفیت ، زمان و مقدار خواب است  که از علل مشکلات در عملکرد  و استرس در طول رو ز است. انواع متفاوتی از اختلالات خواب وجود دارد. که بیخوابی شایع ترین نوع آن است.اختلالات خواب دیگر شامل نارکوپسی، وقفه انسدادی تنفسی، و سندروم پاهای بیقرار است.

مشکلات خواب به هر دو مشکلات جسمانی و هیجانی مرتبط است مشکلات خواب می توانند با تشدید وضعیت سلامت روان و علایمی از دیگر وضعیت سلامت روان مرتبط باشد.

در مراقبت های اولیه ۱۰-۲۰ درصد از مردم از مشکلات خواب شکایت دارند. حدود یک سوم از بزرگسالان علایم بیخوابی را گزارش می کنند. و ۶-۱۰ درصد از افراد معیار های اختلال بیخوابی را برآورده می کنند.

اهمیت خواب

خواب یک نیاز اساسی انسان است و برای سلامت جسمی و روانی حیاتی است. دو نوع خواب وجود دارد که معمولا در یک الگوی متشکل از  سه تا پنج  سیکل درطول شب رخ می دهد:

حرکت سریع چشم (REM) – زمانی که بیشتر رویاها رخ می دهد

– دارای سه مرحله، از جمله عمیق ترین مرحله خواب است  NONE-REM

مهم است که وقتی خوابید بدن شما به طور معمول در یک چرخه ۲۴ ساعته (ریتم شبانه روزی) کار می کند که به شما کمک می کند تا زمان خواب خود را بدانید.

 

اینکه به چه مقدار از خواب نیاز داریم بسته به سن و از فرد تا فرد متفاوت است. با توجه به یافته های  بنیاد ملی خواب، اکثر بزرگسالان هر شب در حدود 7 تا 9 ساعت خواب آرام بخش نیاز دارند.این بنیاد توصیه های خواب خود را در سال 2015 بر اساس بررسی دقیق ادبیات علمی، تجدید نظر کرد.

تعداد زیادی از ما خواب کافی نداریم تقریبا ۳۰ درصد از بزرگسالان هر شب کمتر از شش ساعت میخوابند و تنها حدود ۳۰ درصد از دانش آموزان دبیرستانی حداقل ۸ ساعت خواب در شب مدرسه دارند. برآورد ۳۵ درصد از آمریکایی ها نشان می دهد که آنها کیفیت خواب خود را  “ضعیف”  یا  “نسبتا خوب” گزارش می دهند.

 عواقب کمبود خواب 

خواب عملکرد مغز شما را بهبود میبخشد.  نداشتن خواب کافی یا کیفیت پایین خواب، عواقب نهانی بسیاری خواهد داشت.  بیشترین عواقب آشکار خستگی و کاهش انرژی است. تحریک پذیری وهمچنین می تواند بر مشکلات تمرکز و توانایی تصمیم گیری و خلق و خو اثر گذار باشد. مشکلات خواب  می تواند با علایم افسردگی و اضطراب همراه باشد. مشکلات خواب می تواند افسردگی یا اضطراب را تشدید کند؛ و افسردگی و اضطراب نیز می تواند منجر به اختلالات خواب شوند.

کمبود خواب و خواب بیش از حد با بسیاری از مشکلات مزمن سلامتی مانند بیماری های قلبی و دیابت ارتباط دارد. اختلالات خواب همچنین می تواند یک نشانه هشدار دهنده برای مشکلات پزشکی و عصبی مانند، مانند نارسایی احتقانی قلب، استئوآرتریت و بیماری پارکینسون باشد.

 

اختلالات خواب دیگر عبارتند از:

اختلال هایپر سومنیا خواب آلودگی بیش از حد حتی درصورت داشتن خواب کافی و به سختی از خواب بیدار شدن (فرد ممکن است حالت گیجی داشته باشد، به طور کامل بیدار نباشد، در طول یک دوره از زمان)

نارکوپسی

شامل خواب روزانه بیش از حد (حملات خواب) همراه با ضعف عضلانی ناگهانی به صورت چندین بار در هفته

اختلالات خواب مرتبط با تنفس (علاوه بر آپنه خواب)

آپنه خواب مرکزی

اختلالات خواب مرتبط با فشارخون

اختلالات خواب و بیداری ریتم شبانه روزی

 

پاراسومنیا

رویدادها یا تجربه های ناهنجار در طول خواب

اختلالات برانگیختگی خواب بدون حرکات سریع چشم، اختلالات بر انگیختگی خواب

اختلال کابوس

اختلال عملکرد حرکات سریع چشم

سندروم پاهای بیقرار (همراه با درد و تیر کشیدن در سراسر پاها که از طریق حرکت دادن پاها یا لگد زدن تسکین داده می شود.

 

American psychiatric association:   منبع

چگونه اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید

عزت نفس یعنی افراد چه در درون و چه در بیرون در مورد خود چگونه احساس می کنند. افراد با عزت نفس عموما دورنمای مثبتی دارند. خود را بپذیرید و احساس اعتماد به نفس کنید. داشتن عزت نفس خوب به این معنا نیست که فرد متخاصم و خودخوا ه باشد. این بدین معنی است که قدر ارزش ها و اهمیت خود را بدانید، مسئولیت اعمال خود را بپذیرید و احترام و اهمیت خود را نسبت به دیگران نشان دهید.

بیشتر اوقات ، کودکان دارای اعتماد به نفس:

خوشحال هستند

به راحتی دوست پیدا می کنند

از فعالیت های اجتماعی لذت میبرند

درمورد فعالیت های جدید مشتاق هستند

می توانند با خود و یا دیگر کودکان بازی کنند

دوست دارند خلاق باشد و ایده های خود را داشته باشند

به راحتی  بدون تشویق بسیار با دیگران صحبت می کنند

 

کودکان دارای اعتماد به نفس پایین ممکن است:

دوستان معدودی داشته باشند

به راحتی ناامید یا دلسرد شوند

نمی خواهند چیز های جدید را امتحان کنند

در به دنبال کردن قوانین و خوب بودن مشکل دارند

افسرده هستند و دایم می گویند من نمی توانم

اگر فرزند شما همیشه نمیخواهد با دیگران باشد، این بدین معنا نیست که عزت نفس او پایین است

تنها وقت گذراندن یک مهارت خوب و مهم برای سلامت روان است. با اینحال اگر فرزند شما همیشه می خواهد تنها باشد شما باید با دکتر خود صحبت کنید

چرا عزت نفس مهم است؟

عزت نفس فرزند شما علاوه  بر اینکه بر کیفیت کار روزانه او موثر است. بر روابط او با شما و با دیگران و بر اینکه او در موقعیت های اجتماعی و در مدرسه چگونه است اثر گذار است.

و در زندگی آینده نیز ، بر اینکه اودر محل کار چگونه عمل خواهد کرد تاثیر خواهد داشت.

عزت نفس به کودکان کمک می کند

جرات داشته باشند که خودشان باشند

به ارزش های خود اعتقاد داشته باشند

وقتی تحت فشار قرار می گیرند تصمیمات درست بگیرند

با دیگران ارتباط برقرار کنند

به چالش ها و استرس های زندگی رسیدگی کنند

و انتخاب های سالم تری داشته باشند (حس اعتماد به نفس به رفتار های پر خطر نه می گوید)

 

عزت نفس چگونه رشد می کند؟

عزت نفس مثبت با دلبستگی سالم کودک شما به شما آغاز می شود. که شروع آن زود هنگام است و همچنان ادامه می یابد فرزند شما رشد می کند و رشد می کند آن از زمان تولد آغاز می شود و همزمان که فرزند شما رشد می کند ادامه می یابد.

کودکان برای ساختن عزت نفس نیاز دارند احساس کنند که دوست داشته و پذیرفته می شوند. هنگامی که شما از کودک خود خوب مراقبت می کنید. به او کمک می کنید که احساس دوست داشته شدن و ارزشمندی کند.  وقتی با کودک خو د بازی می کنید و به یادگیری او کمک می کنید، او بیشتر اعتماد به نفس می گیرد و مایل است  چیزهای جدیدی را امتحان کند. هنگامی که کودک  شما به مدرسه می رود  و به خوبی امتحان می دهد،  یا وقتی  که یک ورزش را انجام می دهد،  ستایش و تشویق شما باعث می شود که  از آنچه که انجام می دهد احساس غرور کند.

همانطور که فرزند شما بزرگتر می شود، ارائه قوانین و ساختارها به او کمک می کند که احساس اعتماد به نفس کند که برای او اهمیت دارد. به تدریج برای اینکه درمورد انتخاب هایش تصمیم بگیرد و احساس استقلال کند به او فرصت بدهید.

برای کمک به عزت نفس فرزندم چه کاری می توانم انجام دهم؟

مهمترین چیز این است که عشق و پذیرش را به فرزندتان نشان دهید. به او نشان دهید که او را دوست دارید (با وقت گذراندن با او و با بغل کردن و محبت کردن به او).

با گوش دادن به فرزندتان و بازی کردن با او بر او تمرکز کنید ، به فعالیت ها پروژه ها یا مشکلات فرزندتان علاقه نشان دهید.به او

.اجازه دهید که بازی کند و مایل باشید کارهایی که او می خواهد را انجام دهید

ساختارها و قوانینی را فراهم کنید و ثابت قدم باشید. قوانین روشن و محدودیت هایی را که برای سن و جنس فرزند شما مناسب است، تعیین و اجرا کنید.

به او بگویید که چه انتظاراتی از او دارید و پیروی نکردن از این قوانین چه عواقبی خواهد داشت . این به شما کمک می کند تا او امنیت و ایمنی. بیشتری احساس کند و به تدریج اطمینان بیشتری نسبت به تصمیم گیری های خود ایجاد کند. به فرزندتان بگویید هنگامی که او با شما همکاری می کند یا به شما کمک می کند، از قوانین پیروی می کند یا چیزهای مثبت دیگر را انجام می دهد شما خوشحال هستید، توضیح دهید که در مورد رفتار او چه چیزی را دوست دارید.

به فرزندتان کمک کنید تا چیزهایی را که دوست دارد و از آنها لذت می برد را پیدا کند. درک کردن و احترام گذاشتن به اینکه او واقعا در برخی از فعالیت ها خوب است و در برخی دیگر خوب نیست.

هرگز فرزندتان را برای عدم موفقیت تحقیر نکنید یا کنار گذارید. ستایش خالصانه را به او اریه کنید. اورا تشویق کنید که چیز های جدید را امتحان کند. و به او بگویید که به او افتخار می کنید. تلاش ها و مهارت های او را ستایش کنید.  اما در آنچه که می گویید خاص باشید.هر کاری را که انجام داده است بیش از حد ستایش نکنید، زیرا او از تلاش های واقعی اش و چیز هایی که در آن موفق است دور خواهد شد. به او یاد آوری کینید که یادگیری مهارتها و تمرینات جدید طول می کشد. و هیچکس نمی تواند همه چیز را مدیریت کند شما همچنین می توانید در مورد موفقیت ها و شکست های خود و آنچه که آموخته اید صحبت کنید.

 

به کودک خود کمک کنید که از اشتباهات خود درس بگیرد. در مورد اینکه چگونه می تواند رفتارخود را کنترل کند با او صحبت کنید.

فرزند خود را در مسئولیت ها و فرصت ها در خانه مشارکت دهید. به عنوان مثال کارهای خانه یا کمک برای آماده کردن شام را به او اختصاص دهید. این به کودک شما می آموزد که او برای شما مهم است.

یک الگوی رفتاری باشید. به کودک خود نشان دهید خود را دوست داشتن یعنی چه،  برای انجام دادن و امتحان کردن چیزهای جدید تمایل نشان دهید.درمود اینکه چطور با مشکلات و چالش ها مقابله می کنید الگو باشید. به کودکتان پاداش صبر، استقامت و انجام کارها به بهترین شکل را نشان دهید.

گزینه ها و راه حل هایی را برای حل مشکلات که مناسب سن فرزند شما باشد را ارایه دهید. به طوریکه فرزند شما می آموزد که بر زندگی اش کنترل دارد.

محیط امن و دوست داشتنی را در خانه ایجاد کنید. جاییکه کودک شما در آن می تواند  آرامش، امنیت و شادی را احساس کند.  به دور از درگیری و بحث با شریک زندگیتان در مقابل فرزندتان

Autism

اختلال طیف اتیسم (ASD)

Autism

اختلال طیف اتیسم (ASD) چیست؟

اختلال طیف اتیسم یک اصطلاح برای گروهی از اختلالات رشدی است که، توسط موارد زیر توصیف می شوند:

مشکلات با دوام در تعاملات و ارتباطات اجتماعی در موقعیت های متفاوت

رفتارهای تکراری و/ یا نخواستن تغییر در روتین روزمره

نشانه هایی که در اوایل دوران کودکی و یا معمولا در دوسال اول زندگی آغاز می شود

نشانه هایی که باعث می شوند فرد در زندگی روزمره خود نیاز به کمک داشته باشد

اصطلاح طیف به حوزه گسترده ای از علایم که به نقاط قوت و سطوح آسیب پذیری که  افراد دارای ASD می توانند داشته باشند، اشاره دارد. تشخیص ASD  در حال حاضر شامل شرایط دیگری است.

اختلال اتیسم

سندروم آسپرگر

اختلال رشدی فراگیر

به طریق دیگر مشخص شده است

اگرچه ASD  در اوایل رشد شروع می شود، می تواند در سراسر زندگی یک فرد طول بکشد

 

علایم و نشانه های ASD چیست؟

همه افراد مبتلا به ASD همه این رفتارها را را نشان نمی دهند. اما اغلب چندین علامت نشان داده خواهد شد.

افراد مبتلا به ASD ممکن است، رفتارهای خاصی را تکرار کنند یا رفتارهای غیر عادی داشته باشند

بیش از حد بر علایق خود متمرکز شوند، مانند اشیا متحرک یا قسمت هایی از اشیا

داشتن علایق شدید و بادوام در موضوعات خاص، مانند اعداد، جزئیات یا حقایق

با یک تغییر جزئی در روتین یا قرار گرفتن در یک موقعیت جدید بیش از حد تحریک کننده

برقرارساختن تماس چشمی اندک یا متناقض

تمایل کمتری به نگاه کردن و گوش کردن به مردم در محیط آنها دارند

به ندرت به دنبال به اشتراک گذاشتن لذت های خود از اشیا یا فعالیت ها به وسیله اشاره کردن یا نشان دادن چیزها به دیگرانند

هنگامی که دیگران خشم، عواطف و علایق خود را نشان می دهند ، پاسخ غیرعادی می دهند

ناموفق بودن یا کند بودن در پاسخ دادن به نام خود یا دیگر کوشش های کلامی برای بدست آوردن توجه آنها

با عقب و جلو رفتن در مکالمات مشکل دارند

اغلب درمورد یک موضوع مورد علاقه صحبت می کنند. اما به کس دیگری فرصتی برای پاسخ دادن یا توجه کردن زمانی که دیگران با بی تفاوتی واکنش نشان میدهند، نخواهند داد.

تکرار کلمات یا عبارتهای که می شنوند، یک رفتار به نام اکولالیا

از کلماتی که به نظر عجیب می رسند استفاده می کنند، خاص یا خارج از موقعیت، معانی تنها برای کسانی که با روش ارتباطی شخص آشناست شناخته شده است.

حالات صورت، حرکات و ژست هایی که با آنچه که آنان می گویند مطابقت ندارند.

تن صدای غیرعادی  دارند که می تواند صدای یکنواخت و صاف و مانند ربات باشد.

مشکل در درک نقطه نظرات دیگران، ناتوانی در پیش بینی یا درک کردن اعمال دیگران

افراد دارای اختلال طیف اتیسم ممکن است مشکلات دیگری مانند حساسیت حس ها(مانند حساسیت به نور، سرو صدا، لباس های بافتنی یا درجه حرارت) مشکلات خواب، مشکلات گوارشی و تحریک پذیری

افراد دارای اختلال طیف اتیسم همچنین دارای ظرفیت ها و توانایی های بسیاری هستند، به عنوان مثال ممکن است:

دارای هوش بالاتر از متوسط باشند

قادر به یادگیری جزئیات چیزها و یادآوری اطلاعات در دوره های طولانی مدت باشند

یادگیرنده های سمعی و بصری قوی هستند

در ریاضیات ،علوم، موسیقی و هنر برتر هستند

آشنایی با اختلال طیف اتیسم در کودکان کوچک

بعضی از کودکان دارای اختلال طیف اتیسم ممکن است خیلی زود در طول رشد خود متفاوت به نظر برسند.

دیگران معمولا ممکن است تا دومین سال و حتی سومین سال زندگی رشد یافته به نظر برسند، اما سپس والدینشان دیدن مشکلات راشروع می کنند.

 

اختلال طیف اتیسم چگونه تشخیص داده می شود؟

پزشکان اختلال طیف اتیسم را با نگاه کردن به رفتار و رشد کودک تشخیص می دهند. کودکان کوچکتر دارای اختلال طیف اتیسم به طور قابل اعتمادی می توانند در سن ۲ سالگی تشخیص داده شوند.

کودکان بزرگتر و نوجوانان باید برای اختلال طیف اتیسم غربالگری شوند، وقتی که والد یا معلم آنها بر اسا س مشاهداتشان در مورد رفتار های اجتماعی، ارتباطی و بازی درآنان، نگرانند.

اختلال طیف اتیسم در بالغین به سادگی تشخیص داده نمی شود. در بزرگسالان برخی از نشانه های اختلال طیف اتیسم، می تواند با نشانه های دیگر اختلالات سلامت روان همپوشانی داشته باشد. مانند اسکیزوفرنی یا اختلال بیش فعالی-کمبود توجه. با این حال تشخیص درست اختلال طیف اتیسم در یک بزرگسال، می تواند به شخص در درک مشکلات گذشته اش کمک کند؛ اورا شناسایی کند. و راه درست دریافت کمک را برای او فراهم سازد.

 

تشخیص در کودکان کوچکتر

تشخیص در کودکان کوچکتر اغلب فرایندی دو مرحله ای است. غربالگری عمومی رشد درطول بررسی های مختص کودک انجام می شود.هر کودک باید معاینه های مختص کودک را دریافت کند. توسط متخصص اطفال یا ارائه دهنده مراقبت های سلامت در اوایل کودکی،غربالگری اختصاصی اختلال طیف اتیسم باید در ویزیت های ۱۸ تا ۲۴ ماهگی انجام شود. اگر کودک در خطر بالایی برای اختلال طیف اتیسم یا مشکلات رشدی باشد، غربالگری پیش از موعد نیزممکن است نیاز باشد.

کسانی که در معرض خطر بالا هستند شامل آنهایی هستند که:

دارای یک خواهر، برادر، یا دیگر اعضای خانواده دارای اختلال طیف اتیسم باشند

دارای برخی از رفتارهای دارای اختلال طیف اتیسم باشند

نارس یا زودرس و هنگام تولد با وزن کم به دنیا آمده اند

کودکانی که برخی مشکلات رشدی را در طول این پروسه غربالگری نشان می دهند. برای مرحله دیگری از ارزیابی ارجاع داده خواهند شد.

 

 

ارزیابی افزوده

این ارزیابی با یک تیم از پزشکان و متخصصین سلامت است ، با طیف گسترده ای از متخصصین با تجربه در تشخیص اختلال طیف اتیسم.

این تیم ممکن است شامل موارد زیرباشد:

پزشک متخصص اطفال-پزشکی که آموزش ویژه ای در آن دارد

یک روانشناس کودک و/ یا روانپزشک کودک – پزشکی که در مورد رشد مغز و رفتار می داند

یک آسیب شناس گفتار و زبان  ، یک متخصص سلامت که در مورد مشکلات ارتباطی آموزش ویژه دیده است

ارزیابی ممکن است:

سطح شناختی یا مهارت تفکر

توانایی های زبان

مهارت های مناسب سن که نیاز به تکمیل روزانه دارند

فعالیت های مستقل مانند غذاخوردن، لباس پوشیدن و توالت کردن

از آنجا که ASD یک اختلال پیچیده است که گاهی اوقات همراه با بیماری های دیگر یا یادگیری رخ می دهد

ارزیابی همه جانبه اختلالات ممکن است شامل:

آزمایش خون

سنجش شنوایی

نتیجه ارزیابی به توصیه های برای کمک به برنامه ریزی برای درمان منجر خواهد شد

تشخیص در کودکان و نوجوانان

بچه های بزرگتر که آغاز می کنند ظاهر ساختن علایم  ASD را بعد از شروع مدرسه اغلب اولین بار به رسمیت شناخته شده است. و توسط آموزش های ویژه مدرسه مورد ارزیابی قرار می گیرد. تیم می تواند به مراقبت های سلامت حرفه ای ارجاع داده شود.

والدین ممکن است با متخصص اطفال فرزند خود درمورد مشکلات اودر تعاملات اجتماعی، صحبت کنند. از جمله مشکلات در ظرافت ارتباطات مانند درک تن صدا یا حالات چهره، زبان بدن و عدم درک اشکال صحبت کردن، شوخ طبعی یا لطیفه.

والدین ممکن است فرزندشان را دارای مشکل در ایجاد دوستی با همسالان بیابند. در این نقطه متخصص اطفال یا روانشناسی یا روانپزشک کودک، کسی که در ASD تجربه و تخصص دارد می تواند کودک را غربال کند و خانواده را برای ارزیابی های بیشتر و درمان ارجاع دهد.

تشخیص در بزرگسالان

بزرگسالانی که علایم و نشانه های ASD را می بینند، باید با یک پزشک صحبت کند و برای ارجاع به ارزیابی ASD  از او درخواست کند. درحالیکه تست برای  ASD دربزرگسالان هنوز هم تصفیه شده است.بزرگسالان را می توان به یک روانشناس یا روانپزشک متخصص در ASD ارجاع داد. این متخصص در مورد نگرانیها، از جمله چالش های تعاملات و ارتباطات اجتماعی جویا خواهد شد.موضوعات حسی،اعمال تکراری، و علایق منحصر به فرد.

اطلاعات در مورد تاریخچه رشد که به یک تشخیص دقیق کمک خواهد کرد. بنابراین ارزیابی ASDممکن است شامل صحبت کردن با والدین یا سایر اعضای خانواده باشد

 

درمان برای  ASD چیست؟

درمان زود هنگام  ASDو دریافت مراقبت های مناسب می تواند مشکلات شخصی را کاهش دهد و توانایی های فرد را برای به حداکثر رساندن نقاط قوت و یادگیری مهارت های جدید افزایش دهد. درحالیکه یک درمان بهترین برای ASD وجود ندارد. همکاری دقیق با پزشک بخش مهمی از یافتن برنامه درمان مناسب است.

داروها

چند طبقه از داروها وجود دارد که دکترها ممکن است از آن برای درمان بعضی از مشکلات رایج ASD استفاده کنند. با دارو فرد دارای ASD ممکن است مشکلات کمتری داشته باشد.من جمله:

تحریک پذیری

پرخاشگری

رفتارهای تکراری

تکانشگری

مشکلات توجه

اضطراب و افسردگی

 

چه کسی مبتلا به ASD است؟

ASD بر افراد بسیاری تاثیر می گذارد. و درسالهای اخیر بیشتر تشخیص داده شده است. پسران بیشتر از دختران تشخیص ASD را دریافت می کنند.

 

علل ASD چیست؟

دانشمندان علل دقیق ASD را نمی دانند. اما تحقیقات اظهار دارند که ژن و محیط نقش مهمی در این اختلال بازی می کنند

محققین شناسایی ژنهایی را که ممکن است درافزایش ریسک  ASDنقش داشته باشند آغاز کرده اند

ASD اغلب در افرادی که شرایط ژنتیکی خاص دارند رخ می دهند.مانند سندروم x شکننده و توبروز اسکلروزیس

بسیاری از محققان بر اینکه ژن ها چطور با یکدیگر و با فاکتور های محیطی تعامل می کنند تمرکز می کنند. مانند وضعیت پزشکی خانواده، سن والدین و دیگر فاکتورهای دموگرافیک و دشواریها در طول تولد یا بارداری

به طور متداول هیچ مطالعه علمی مرتبط با ASD  و واکسیناسیون وجود ندارد.

منبع :NIH

فرزندپروری

 

 

تقویت و تنبیه اغلب به عنوان ابزار فرزند پروری برای اصلاح رفتار کودکان استفاده می شود. بیایید تفاوت بین تقویت مثبت و منفی و تفاوت در نتایج بین تقویت وتنبیه را مرور کنیم.

تفاوت بین تقویت مثبت / منفی

تقویت مثبت

تقویت منفی

تفاوت بین تنبیه مثبت / منفی

تنبیه مثبت

تنبیه منفی

تقویت و تنبیه

در روانشناسی رفتاری یک تقویت، معرفی یک وضعیت مطلوب است که باعث می شود رفتار مورد نظر بیشتر در آینده رخ دهد، ادامه یابد یا تقویت شود

از آنجا که شرایط مطلوب به عنوان پاداش عمل می کند، تقویت یک وعده مبتنی بر پاداش است در اینجا تقویت مثبت و منفی وجود دارد.

آنها می توانند گیج کننده باشند، زیرا اصطلاحات تکنیکی هستند که در روانشناسی استفاده می شود

به عنوان پارامتر فنی، مثبت به اضافه کردن یک عامل اشاره دارد در حالی که منفی اشاره به از بین بردن یک عامل است. اما مثبت و منفی کیفیت عامل را اضافه یا حذف نمی کند.

این عامل می تواند دلپذیر یا ناخوشایند باشند.

به عنوان مثال، مثبت می تواند اضافه کردن چیزی ناخوشایند منجر به احساسات ناخوشایند، در حالی که منفی می تواند با حذف چیزی ناخوشایند منجر به احساسات دلپذیرشود.

بنابراین، به یاد داشته باشید که مثبت و منفی اشاره به اضافه کردن و حذف چیزی است، نه به کیفیت از اضافه / حذف عامل و یا احساساتی که در نتیجه آن وجود دارد..

تقویت مثبت

تقویت مثبت افزودن یک محرک دلپذیر برای ارتقاء رفتار است.

مثال های تقویت مثبت                                                                                         محرک دلخواه                        رفتار مورد نظر

یک مادر به دخترش یک عروسک جایزه می دهد برای انجام دادن تکالیفش                       اسباب بازی                        انجام دادن تکالیف

پدر پسر خود را برای انجام تمرین فوتبال تحسین می کند.                                            تحسین کردن                      تمرین فوتبال

 

تقویت منفی

تقویت منفی حذف یک محرک ناخوشایند برای افزایش رفتار است.

تقویت منفی/مثال ها/                                                                                        محرک ناخوشایند                     رفتار مطلوب

الکس کارهای خود را برای متوقف کردن نق زدن های مادرش انجام می دهد                   نق زدن                                 کارها

ایرن برای از بین بردن بوی بد بدنش دوش می گیرد                                                   بوی بد                                  دوش گرفتن

 

تنبیه مثبت و تنبیه منفی

درحالیکه هدف تقویت، تقویت یک رفتار مطلوب است هدف تنبیه این است که احتمال اتفاق افتادن یک رفتار نامطلوب را در آینده کاهش دهد.

همانند تقویت معانی تکنیکی تنبیه مثبت و منفی اشاره دارد بر اضافه یا حذف کردن یک عامل برای رسیدن به نتایج .آنها به کیفیت یا تاثیر تنبیه اشاره ندارند.

 

تنبیه مثبت افزودن یک محرک آشکار برای جلوگیری از رفتار                                                             محرک ناخوشایند                   رفتار ناخوشایند

جان باید تکالیف اضافی راانجام می داد زیرا دیر به مدرسه رسیده بود.                                              تکالیف اضافی                       دیر رسیدن به مدرسه

 

 

 

تنبیه منفی

از بین بردن یک محرک خوشایند برای بازداشتن از یک رفتار

مثال های تنبیه منفی                                                                                                   محرک خوشایند                 رفتار مطلوب

زمان تلویزیون مری به مدت ۲۰ دقیقه کاهش یافت زیرا او به مامانش گوش نداد                          زمان تلویزیون                    گوش ندادن

جک برای صحبت کردن به زمین خیره شد                                                                           بیرون رفتن                       صحبت کردن

 

تقویت وتنبیه

اضافه کردن/حذف کردن  رفتار

تقویت مثبت                       اضافه                                                  افزایش مطلوب

تقویت منفی                      حذف                                                   افزایش مطلوب

تنبیه مثبت                        اضافه                                                   بازداشتن نامطلوب

تنبیه منفی                        حذف                                                  بازداشتن نامطلوب

 

اهداف تقویت افزایش رفتار است درحالیکه که هدف تنبیه کاهش رفتار است.

اغلب اوقات، کاهش یک رفتار نامطلوب را می توان با افزایش یک رفتار مطلوب دیگر به دست آورد.برای مثال هر دوتنبیه برای دیر رسیدن به مدرسه و پاداش برای سروقت بودن می تواند برای سروقت بودن به کودک انگیزه بدهد.به دلیل عوارض جانبی منفی تنبیه والدین  باید تاجاییکه ممکن است برای استفاده از تقویت تلاش کنند. با این حال والدین نیز باید مراقب باشند که بیش از حد از تقویت استفاده نکنند  زیرا استفاده بیش از حد از هر چیز خوب می تواند بد باشد.

منبع: parenting for brain

 

پیشگیری از خودکشی

پیشگیری از خودکشی

اگر شما کسی را می شناسید که دچاربحران است

خودکشی یک نگرانی عمده در سلامت عمومی است. سالانه بیش از ۴۰۰۰۰ نفر در ایالات متحده بر اثر خودکشی میمیرند. خودکشی دهمین علت کلی منجر به مرگ، پپیچیده و تراژیک است.  ولی اغلب قابل جلوگیری است. آگاهی از علایم خطر خودکشی و چگونگی دریافت کمک، می تواند به حفظ زندگی افراد کمک کند.

علایم و نشانه ها

رفتارهای زیر ممکن است علایم شخصی که در حال فکر کردن به خودکشی است باشد.

صحبت کردن درباره اینکه می خواهد بمیرد یا میخواهد دیگران را بکشد.

صحبت کردن درباره احساس پوچی، ناامیدی یا نداشتن امید به زندگی

طراحی نقشه یا جستجو برای راهی برای کشتن دیگران مانند جستجوی آنلاین، ذخیره کردن قرص یا خرید اسلحه

صحبت کردن درباره یک گناه یا شرم بزرگ

صحبت کردن درباره احساس دردام افتادن یا صحبت درباره اینکه راه حلی وجود ندارد.

احساس درد غیرقابل تحمل (درد هیجانی یا فیزیکی)

صحبت کردن درمورد تحمیل کردن بار بردوش دیگران

اغلب استفاده کردن از الکل یا دارو

نگران یا مضطرب شدن

پس زدن خانواده یا دوستان

تغییر کردن عادت های خوردن/ یا خوابیدن

نشان دادن محدوده یا صحبت کردن درباره سعی بر انتقام جویی

خطرات بزرگ کردن که می تواند منجر به مرگ شود مانند رانندگی کردن خیلی سریع

اغلب صحبت کردن یا فکر کردن درباره مرگ

چرخش شدید خلق،تغییر ناگهانی از خیلی غمگین به آرامش یا شادی

دور ریختن دارایی های مهم

خداحافظی کردن با خانواده و دوستان

بکاربردن امور در جهت اراده کردن

عوامل خطر

خودکشی قابل تبعیض نیست.افراد از همه جنسیت ها، سنین و قومیت ها می توانند در خطر باشند.رفتار وابسته به خودکشی پیچیده است و یک علت منفرد ندارد. در حقیقت علل مختلف بسیاری به اینکه شخصی برای اقدام به خودکشی سعی کند منجر می شوند.

اما افرادی که بیشتر در معرض خطر هستند به اشتراک گذاشتن مشخصه های خاص گرایش دارند.

عوامل خطر اصلی برای خودکشی عبارتند از:

افسردگی ، دیگر اختلالات روانی، یا احتلال سومصرف مواد

شرایط پزشکی خاص

تلاش برای خودکشی پیشین

تاریخچه خانوادگی یک اختلال روانی یا سومصرف مواد

تاریخچه خانوادگی خودکشی

خشونت خانوادگی، شامل سواستفاده فیزیکی یا جنسی

داشتن اسلحه یا سلاح های گرم درخانه

اخیرا از زندان آزاد شدن

قرار گرفتن در معرض رفتارهای خودکشی دیگران مانند اعضای خانواده، همسالان و یا افراد مشهور

 

بسیاری از مردم برخی از این عوامل خطر را دارند.  اما خودکشی نمی کنند. مهم است که توجه داشته باشیم که خودکشی یک پاسخ عادی به استرس نیست. افکار یا اقدامات خودکشی نشانه ای از افسردگی شدید است، نه یک پیشنهاد بی ضرر برای مورد توجه قرارگرفتن، و نباید نادیده گرفته شود.

اغلب خانواده و دوستان اولین کسانی هستند که علامت های هشدار دهنده خودکشی را تشخیص می دهند و می توانند اولین گام در جهت کمک به فرد در معرض خطر که یافتن درمان با متخصص و تشخیص و درمان بیماری های روانی است را بر دارند.

منبع:nimh

عقب‌ماندگی ذهنی

عقب‌ماندگی ذهنی یا ناتوانی عقلانی

تعریف کلی عقب‌ماندگی ذهنی را به صورت اعمال هوشی به‌طور قابل توجه کمتر از معمول همراه با نقایص رفتارهای تطابقی و تظاهر آن در سنین تکاملی ارایه شده است. (انجمن عقب‌ماندگی ذهنی آمریکا) حیطه‌های تکاملی شامل موارد زیر می‌باشد:

حرکتی

تکلمی

شناختی

اجتماعی

فعالیت‌های روزمره زندگی

با توجه به اینکه ۲۵/۲ درصد افراد جامعه بهره هوشی کمتر از ۷۰ دارند و تعداد زیادی از این افراد دچار اختلالات تطابقی هم هستند که تعریف عقب‌ماندگی ذهنی را شامل می‌شود لذا عقب‌ماندگی ذهنی در 3-1 درصد عموم جمعیت مشاهده می‌شود. اکثریت این جمعیت را گروه عقب‌ماندگی ذهنی خفیف تشکیل می‌دهد و شیوع عقب‌ماندگی ذهنی شدید تقریبا ۳ در هر هزار کودک است. عقب‌ماندگی ذهنی در پسران از دختران شایعتر است. (3/1 تا 9/1 به 1) شیوع تاخیر تکاملی گلوبال در کودکان زیر 5 سال مشابه عقب‌ماندگی ذهنی و 3 درصد است.

معیارهای تشخیصی عقب‌ماندگی ذهنی:

برای تشخیص عقب‌ماندگی ذهنی انجام آزمون‌های ضریب با بهره هوشی و تطابقی دقیق و دارای اعتبار، ضروری است. معیارهای تشخیصی عقب‌ماندگی ذهنی عبارتند از:

  • توان عقلانی به صورت قابل توجه کمتر از معمول که با تعیین ضریب هوشی بررسی می‌شود. بهره هوشی کمتر از 68 با تست استنفورد و یا کمتر از 70 با تست وکسلر را عقب‌ماندگی ذهنی می‌نامند.
  • نقص در اعمال تطابقی: بیمار بایستی حداقل در دو مهارت تطابقی دچار اختلال باشد. بدیهی است که این اختلال بایستی براساس سن بیمار تفسیر شود. مهارت‌های تطابقی شامل مراقبت از خود، زندگی روزانه، مهارت‌های اجتماعی و ارتباط با دیگر افراد، کار، اوقات فراغت و سرگرمی، مهارت‌های آکادمیک، و حفظ سلامت است.
  • سن شروع قبل از شروع ۱۸

 

طبقه‌بندی عقب‌ماندگی ذهنی

طبقه‌بندی‌های متعددی مطرح گردیده است اما رایج‌ترین آنها به ترتیب زیر می‌باشد.

الف- خفیف که به ضریب هوشی ۵۰- ۶۸ اطلاق می‌شود

ب- متوسط که به ضریب هوشی ۳۶-۵۰ اطلاق می‌شود.

ج- شدید که به ضریب هوشی ۲۰-۳۵ اطلاق می‌شود.

د- عمیق که به ضریب هوشی کمتر از ۲۰ اطلاق می‌شود.

علل عقب‌ماندگی ذهنی

عوامل اتیولوژیک در عقب‌ماندگی ذهنی شامل ژنتیک، تکاملی، اکتسابی، و یا ترکیبی از اینها است. علل ژنتیکی شامل علل کروموزومی و غیرکروموزومی،‌ تکاملی شامل تماس قبل تولد با عفونتها و سموم و علل اکتسابی شامل صدمات حین تولد و عوامل فرهنگی و اجتماعی است. شدت عقب‌ماندگی ذهنی در ارتباط با زمان و مدت صدمه و درجه تماس سیستم عصبی است. هرچه شدت عقب‌ماندگی ذهنی بیشتر باشد احتمال یافت علت بیشتر خواهد بود. در ۷۵ درصد موارد شدید و در حداکثر ۵۰ درصد عقب‌ماندگی ذهنی خفیف علت قابل شناخت یافت می‌شود. علل قابل شناخت متعدد هستند و بیشتر از 200 مورد ژنتیکی تنها در سایت توارث مندلی ثبت شده است.

عوامل اتیولوژیک در عقب‌ماندگی ذهنی بطور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

علل قبل از تولد، علل حوالی تولد، علل بعد از تولد، و علل نامشخص

علل قبل از تولد

علل قبل از تولد۶۰-۸۰ درصد موارد عقب‌ماندگی ذهنی را شامل می‌شود. علل قبل از تولد به دو دسته ژنتیکی و غیرژنتیکی تقسیم‌بندی می‌شوند. علل ژنتیکی شامل کروموزومی و غیرکروموزومی است.

عللل ژنتیکی  – کروموزومی عقب‌ماندگی ذهنی:‌ اختلالات کروموزومهای اتوزومال غالبا با عقب‌ماندگی ذهنی همراه می‌شوند. احتمال این همراهی در عقب‌ماندگی ذهنی 4-34 درصد گزارش شده است. سندرم داون و دیگر تریزومیها،‌ انواع دلیشن از جمله سندرم فریاد گربه و پرادر ویلی، سندروم X شکننده و دیگر اختلالات کروموزوم X از این قبیل هستند.

علل ژنتیکی- غیرکروموزومی  عقب ماندگی ذهنی: شامل سندرمهای پوستی عصبی،‌ اختلالات مادرزادی متابولیسم، و ضایعات ساختمانی مغز است.

علل غیر ژنتیکی عقب‌ماندگی ذهنی قبل از تولد:‌ خیلی از عوامل محیطی در دوران زندگی جنینی می‌توانند سیستم عصبی را تحت تاثیر قرار دهند.

عفونتهای مادرزادی: عفونتهای مادرزادی بخصوص روبلا، هرپس، توکسوپلاسموز، سیتومگالوویروس، زیگما، ابشتاین بار، HIV و احتمالا آنفلونزا می‌توانند صدمه شدید مغزی در جنین را سبب شده و باعث میکروسفالی،‌ عقب‌ماندگی ذهنی، تشنج، هیدروسفالی،‌ و کلسیفیکاسیون مغز شوند.

اشعه X در دوران بارداری:‌ تماس مادر باردار در دوران حاملگی بخصوص در هفته 7-15 با اشعه X می‌تواند منجر به عقب‌ماندگی ذهنی شود که به شدت و میزان اشعه بستگی دارد. تماس با اشعه X در مادران باردار میزان شیوع سندرم داون و سایر ناهنجاریهای کروموزومی را نیز افزایش می‌دهد.

داروها و سوء استفاده از مواد: مصرف الکل، سوءاستفاده از مواد و بعضی داروها از جمله داروهای ضدتشنج و وارفاین در دوران بارداری باعث عوارض شدید در جنین می‌شود.

سندروم الکل جنینی:‌ مصرف الکل در دوران حاملگی می‌تواند باعث بروز ناهنجاریهای جنین شود. میکروسفالی، پتوز،‌ هیپوپلازی ماگزیلا،‌ ناهنجاری مفاصل، بینی کوتاه، لب فوقانی نازک، خطوط غیرطبیعی کف دست، شکاف پلکی کوچک، بند انتهایی انگشتان کوچک،‌ ناخن کوچک انگشت پنجم، ناهنجاری مادرزادی قلب و تاخیر سایکوموتور از یافته‌های این سندروم است.

داروهای ضد تشنج:‌ فنی تویین و سدیم والپرات از داروهای ضدتشنج هستند که مصرف آنها در دوران بارداری می‌تواند با تظاهرات متعددی همراه شوند.

علل حوالی تولد

این دسته ۱۰-۲۰ درصد موارد عقب‌ماندگی ذهنی را تشکیل می‌دهند. زایمان طولانی و مشکل با ایجاد زجر جنین و نوزاد می‌تواند باعث وقوع عقب‌ماندگی ذهنی شود.  

علل بعد از تولد

عوامل بعد از تولد از وسعت کمتری برخوردار است و حداکثر ۱۰ درصد موارد را شامل می‌شود. عفونتها بخصوص مننژیت چرکی،‌ آبسه مغزی و آنسفالیتها،‌ تروما،‌ ایسکمی،‌ و اختلالات الکترولیتی، هیپوگلیسمی،‌ کرانیوسینوسنتوز اولیه شدید،‌ صرع پایا،‌ آلودگی به کرمهای قلاب‌دار،‌ سوءتغذیه،‌ فقر،‌ دیابت وابسته به انسولین، محرومیت سایکوسوشیال، و مسمومیت مزمن با سرب از علل عمده هستند. مسمومیت حاد و شدید با سرب باعث آنسفالوپاتی و عوارض آن می‌شود. مسمومیت مزمن با سرب باعث رفتار ضداجتماعی و کاهش بهره هوشی می‌شود. حداکثر میزان سرب مجاز 10-19 میکروگرم در 100 میلی‌لیتر است.

تظاهرات شایع عقب‌ماندگی ذهنی بر حسب شدت

عقب‌ماندگی ذهنی خفیف (ضریب هوشی 50-68):‌ در این گروه ممکن است تا زمان شروع مدرسه به‌دلیل کفایت‌های مهارتهای اجتماعی و ارتباطی در سنین قبل از مدرسه تشخیص مطرح نشود. انجام تحصیلات ابتدایی تا کلاس ششم در مدارس عادی امکان‌پذیر است. نقایص ارتباطی، اعتماد به نفس کم، خجالتی بودن و وابستگی از یافته‌های بارز این بیماران است.

عقب‌ماندگی ذهنی متوسط (ضریب هوشی 36-50):‌ در این گروه ضعف مهارتهای اجتماعی و ارتباطی در سنین قبل از مدرسه تشخیص را مطرح می‌کند. بخصوص تاخیر در تکلم بارز است. انجام تحصیلات ابتدایی تا کلاس دوم و سوم در مدارس عادی امکان‌پذیر است. این کودکان به نقیصه خود واقف هستند و احساس خشم می‌کنند. نظارت نزدیک بر فعالیتهای این افراد ضروری است.

عقب‌ماندگی ذهنی شدید (ضریب هوشی 20-35): در این گروه تاخیر تکامل حرکتی و تکلمی در دوران کودکی تشخیص را مطرح می‌کند. تکلم بسیار کم و مراقبت شدید ضرورت دارد. آموزش مراقبت از خود و رعایت مسایل بهداشتی امکان‌پذیر است.

عقب‌ماندگی ذهنی عمیق (ضریب هوشی کمتر از 20):‌ در این گروه تاخیر تکامل حرکتی از دوران شیرخوارگی بارز است. امکان تکلم ناقص و بسیار مختصر در سنین بالا وجود دارد. احتمال آموزش مختصر چند مهارت مراقبت از خود نیز وجود دارد. مراقبت کامل و شدید ضروری است.

تفکر اینکه کودک دچار عقب‌ماندگی ذهنی است برای والدین وحشتناک، دردناک و ناباورانه است. این تراژدی با افزایش سن بیمار و مشاهده تفاوتهای رو به افزایش وی با دیگر کودکان بیشتر خواهد شد. وجود اختلالات همراه در این کودکان بر مشکلات آنها می‌افزاید. خشم، سرخوردگی و احساس گناه در والدین مشخص است. مشکلات مالی، محدودیت‌های کاری والدین و هزینه‌های تشخیصی و درمانی بار سنگین دیگری است. گفتگو با والدین بصورت همزمان و توضیح این اختلال و عوارض آن توصیه می‌شود. صحبت از روشهای پیشگیری در صورتیکه امکان‌پذیر باشد تا حدی برای آنها التیام‌بخش است.

افراد عقب‌مانده ذهنی خفیف تقریبا ۸۵ درصد را تشکیل می‌دهند میزان تحصیلات اینها تا ۶ کلاس است و خیلی از اینها می‌توانند تشکیل خانواده داده و مستقل زندگی کنند. این دسته می‌توانند شغل‌های ساده نیز داشته باشند. افراد عقب‌مانده ذهنی متوسط تقریبا 10درصد را تشکیل می‌دهند. بیشتر اینها تکلم داشته و در اوایل کودکی ارتباطات طبیعی داشته و پیشرفت تحصیلی تا حداکثر 1-2 کلاس دارند. در دوران نوجوانی مشکلات این بیماران بیشتر شده و نیاز به حمایت دارند. این افراد می‌توانند کارهای نیمه ماهرانه را با نظارت کافی انجام دهند و در کارهای محیط‌های محافظت شده استخدام شوند. افراد عقب‌مانده ذهنی شدید ۴ درصد را تشکیل می‌دهند و ممکن است چند کلمه‌ای گفته و در بعضی از فعالیت‌های روزانه قابل تربیت باشند. افراد عقب مانده عمیق 1-2 درصد را تشکیل می‌دهند و اکثرا فاقد تکلم بوده و در تمام امور زندگی و فعالیت‌های روزانه وابسته هستند.

برگرفته از کتاب بیماری‌های مغز و اعصاب کودکان

به قلم دکتر محمودرضا اشرفی

افسردگی

افسردگی:

افسردگی اختلال شایعی است. زنان بیش از مردان دچار آن می شوند. ممکن است در هر سنی شروع شود. افسردگی عملکرد فرد مبتلا را در زمینه های فردی، بین فردی، شغلی و تحصیلی تخریب می کند.
افسردگی می تواند عوارض جبران نا پذیری داشته باشد.

علائم و نشانه های افسردگی:

 

– احساس غمگینی

– بی علاقگی به کار و تفریح
– لذت نبردن از فعالیت های مورد علاقه ی قبلی
– احساس بی ارزشی
– احساس گناه
– نا امیدی
– کم شدن انرژی
– احساس خستگی و ضعف
– بی انگیزگی
– اشکال در خواب (بیدار شدن های مکرر، سحرخیزی، پرخوابی)
– تغییر اشتها (کاهش یا افزایش)
– اضطراب و دل شوره
– کاهش تمرکز
– ناتوانی در تفکر و تصمیم گیری

افسردگی می تواند سبب تشدید بیماری های دیگر مثل دیابت، افزایش فشارخون، بیماری های ریوی و قلبی بشود. افسردگی می تواند علائم جسمی نظیر دردهای مختلف  (سردرد و کمردرد)، یبوست و … ایجاد نماید. هراس از مدرسه و چسبیدن بیش از حد به والدین ممکن است علائم افسردگی در کودکان باشد. تحریک پذیری ، گریه های بی دلیل، لذت نبردن از بازی و تفریح، کاهش اشتها و نرسیدن به وزن مطلوب و مورد انتظار ، نا آرامی، پرخاشگری، تغییر خواب و گفتن جمله هایی مثل این که “ای کاش به دنیا نمی آمدم و ای کاش می مردم” میتوانند نشانه های افسردگی در کودکان باشند.

افت عمل کرد تحصیلی، سو مصرف مواد، رفتارهای ضد اجتماعی، پرخاشگری، فرار از مدرسه و ترک منزل می تواند از علائم افسردگی در نوجوانان باشد.

افسردگی در سالخوردگان ممکن است با شکایات جسمی خود را نشان بدهد.

افسردگی ها خصوصا انواع شدید آن معمولا مزمن هستند و خیلی از اوقات عود می کنند. لازم است فرد افسرده با مراجعه به روان پزشک در اولین فرصت از درمان های موثر موجود (دارویی و غیردارویی) بهره ببرد. عدم درمان سریع و به موقع افسردگی می تواند باعث بروز عوارض ناشی از بیماری شود که بعضا جبران ناپذیرند. تاخیر در درمان می تواند بهبود را با مشکل مواجه کند.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان