حشیش

از برخی افراد گاهی می‌شنویم که «حشیش اعتیاد ندارد» یا «اگر حشیش بد است، چرا در بعضی از کشورها مصرفش را آزاد کرده‌‌اند!». این باورها به قدری شنیده می‌‌شود که اطلاع‌‌رسانی درست به افراد جامعه در مورد واقعیت‌‌های مربوط به این ماده را ضروری می‌کند.

👤 حشیش چه اثراتی دارد؟

این «در باغ سبز» سرابی بیش نیست!

اگر اسم‌هایی مثل ماری‌جوآنا، برگ، گرس، علف، علف هرز، وید، مری‌جین، بنگ، گانجا، شاهدانه و خیلی اسم‌های متفاوت دیگر به گوش‌تان خورده باشد، حتماً می‌دانید که همه این‌ها همان حشیش است که متأسفانه برخی افراد را درگیر خود کرده است. خیلی‌ها می‌گویند حشیش اعتیاد ندارد و هروقت بخواهیم، ترکش می‌کنیم! اما خوب خیلی‌ها هم به مصرفش حسابی عادت می‌کنند و دیگر نمی‌توانند بدون آن زندگی کنند.

حشیش، ماری‌جوآنا یا …؟

چیزی که به عنوان حشیش می‌شناسیم در حقیقت از گیاه شاهدانه گرفته می‌شود؛ گیاهی که برگ‌هایی قطره‌مانند دارد و میوه‌اش دانه‌های گردی است که از روغن این دانه‌ها حشیش تهیه می‌شود. ماری‌جوآنا هم از همین گیاه تهیه می‌شود اما از برگ و گل آن. ولی حشیش از صمغ گیاه گرفته می‌شود. پس با توجه به این‌که کدام قسمت گیاه مصرف می‌شود و غلظت ماده مؤثره آن چقدر است، اسمش متفاوت است. اما در هرصورت تمام این‌ها از همین گیاه شاهدانه گرفته می‌شود. در ایران هم حشیش به همین صورت تهیه شود که البته ممکن است برخی تولیدکننده‌ها برای سود بیشتر یا بازاریابی بهتر، با توزیع مواد ارزان‌تر اقدام به ترکیب ماده اولیه حشیش با مواد دیگر کنند.
افراد مصرف کننده حشیش معمولاً بعد از مدتی مصرف، دیگر این ماده را به تنهایی مصرف نمی‌کنند و معمولاً همراه با شیشه، موارد افیونی، الکل یا مجموعه‌ای از این همه این‌ها مصرف می‌کنند و درنهایت ممکن است کارشان به بیمارستان بکشد.

مسمومیت کشنده ندارد، اما …

مصرف حشیش به تنهایی، معمولاً مسمومیت کشنده‌ای ندارد بلکه حالت نشئگی، تفکر سریع‌تر، لذت بیشتر از حواس محیطی، تمدد اعصاب و ایجاد حس‌های شاعرانه مثل دیدن صداها و شنیدن رنگ‌ها به این افراد دست می‌دهد که اصولاً از همه این‌ها لذت می‌برند. اما بعد از مصرف و نشئگی است که مشکلات بروز می‌کند؛ افزایش ضربان قلب، تپش قلب، قرمز شدن چشم‌ها و افزایش اشتها از جمله رایج‌ترین عوارض مصرف حشیش است و برخی معتادها که به قول خودشان حشیش به آنها نمی‌سازد (!)، دچار احساس بدی می‌شوند که به «Bad Trip» مشهور است؛ احساسی که در آن فرد دچار اضطراب و نگرانی بسیار شدیدی می‌شود و احساس می‌کند که دارد می‌میرد! البته واقعاً مرگ با حشیش بسیار کم گزارش شده است.

«گیاهی» یعنی بی‌ضرر!

خیلی‌ها تصور می‌کنند حشیش (یا هر مخدر دیگری)، چون از گیاه گرفته می‌شود، ضرر ندارد! اما این تصور بسیار اشتباه است و مثال بارزش تریاک است که با وجود گیاهی بودن، بیشترین کشندگی را دارد! درست است که مرگ با مصرف حشیش بسیار کم گزارش شده اما این هیچ ربطی به گیاهی بودنش ندارد بلکه علتش این است که بر قسمت‌هایی از مغز که مرکز تنفس هستند، تأثیر نمی‌گذارد؛ به عبارت دیگر گیرنده‌های حشیش در مراکز مغزیِ تنفس وجود ندارد و اگر بود، حشیش هم کشنده می‌شد. اما از آنجا که گیرنده‌های تریاک دقیقاً روی ساقه مغز، همانجا که مراکز تنفس است، وجود دارد، باعث از کار افتادن مرکز تنفس و مرگ مصرف‌کننده می‌شود.

اصلاً هم بی‌ضرر نیست!
البته مصرف حشیش ضرر زیادی دارد و به صرف اینکه کشنده نیست، نمی‌توان آن را ماده‌ای بی‌ضرر تلقی کرد؛ خیلی‌ها حشیش را تفننی مصرف می‌کنند و این به معنی اعتیادآور نبودن آن نیست؛ بلکه این ماده به شدت هم اعتیادآور است چراکه شیوع مصرفش زیاد است. حشیش به صورت مستقیم بر ظاهر افراد اثر نمی‌گذارد اما مانند تمام مواد مخدر و محرک دیگر وقتی به تنها موضوع مهم زندگی فرد تبدیل می‌شود، فرد معتاد کلاً از شکل و شمایل معمول و معقول خارج می‌شود؛ چرا که به تمیزی سر و صورت، دندان‌ها و … اهمیت نمی‌دهد. البته حشیش بر سلامت قلب تأثیر منفی دارد؛ چرا که باعث افت فشار خون و افزایش تپش قلب می‌شود.

از خوش‌گذرانی تا اعتیاد
آنها که حشیش را تفننی مصرف می‌کنند، معمولاً باید چند عامل دست به دست هم دهد تا این مصرف تفننی به اعتیاد تبدیل شود؛ مثلاً این‌که با مصرف حشیش «Bad Trip» نداشته باشند، یا اینکه انتظاری که از مصرف حشیش دارند برآورده شود. مصرف حشیش در افراد مختلف و در زمان‌های مختلف متفاوت است و فردی که با انگیزه شادشدن و خوش‌گذرانی حشیش مصرف می‌کند، اگر انتظارش برآورده شود مسلماً دفعه بعد هم سراغش خواهد رفت. البته ممکن است با مصرف دوباره به حس و حال خوب قبلی دست پیدا نکند و دیگر سراغ ماده نرود. بعضی‌ها هم در همان بار اول مصرف، حس خوبی پیدا نمی‌کنند ولی متأسفانه این باعث دور شدن آنها از اعتیاد نمی‌شود؛ این افراد معمولاً مواد دیگری را امتحان می‌کنند تا به حس دلخواه‌شان برسند. به هر حال، افرادی که هربار با مصرف حشیش حس خوبی پیدا می‌کنند، احتمال اعتیادشان بسیار بالاست.

کیک با طعم حشیش!
در بعضی کتاب‌ها یک‌سری خواص درمانی برای حشیش برشمرده شده که هیچ‌کدام ثابت شده نیست؛ اما بعضی‌ها از خاصیت درمانی حشیش برای رفع بعضی بیماری‌های چشم، تغییر ایمنی بدن در بیماران مبتلا به اِم‌اِس و تشنج و میگرن و … استفاده می‌کنند و استدلال‌شان این است که چون به طور معمول حشیش خطر مرگ ندارد، پس بی‌خطر است و به قول خودشان گیاهی هم هست! آنها دقیقاً از همین شیوه برای ترویج مصرف این ماده کمک می‌گیرند؛ در صورتی‌که اگر فرض کنیم حشیش واقعاً برای بعضی بیماری‌ها خاصیت درمانی داشته باشد، امروزه داروهای بسیار مطمئن و بی‌عارضه‌ای برای تمام این بیماری‌ها وجود دارد که خطرات مصرف حشیش را هم ندارند! اما روش‌های مصرف حشیش بسیار متنوع است؛ به صورت خوراکی (که ممکن است به شکل زیرزبانی باشد) یا حتی به کارگیری در طبخ کیک! پس باید مواظب بود! به هر حال، شایع‌ترین نحوه مصرف آن به صورت تدخینی (مثل سیگار) است و ممکن است با پایپ (که وسیله مصرف شیشه است) هم مصرف شود. البته در گذشته‌ها – مثلاً قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی – با قلیان هم مصرف می‌شده است.

علائم را بشناسیم
حشیش بوی خاصی ندارد، اما اگر به شکل سیگار مصرف شود مدل سوختنش کمی متفاوت است. اعتیاد فرد بیشتر از روی تغییر رفتارش قابل تشخیص است. مثلاً اشتهایش بیشتر می‌شود، مردمک چشم‌هایش قرمز می‌شود، پرحرف‌تر می‌شود، چیزهایی می‌بیند و می‌شنود که عجیب و غریب است. عکس‌العمل‌هایش متفاوت می‌شود؛ مثلاً ممکن است برون‌گراتر شود و حتی ممکن است خلاق‌تر شود یا بتواند شعر بگوید. البته این علائم در فاز حاد مصرف بروز می‌کند.
بعد از مدتی مصرف حشیش، سندرمی موسوم به «Amotivational» در فرد ظاهر می‌شود که البته در مورد آن حرف و سخن زیاد است. این عارضه در کسانی که به صورت مزمن حشیش مصرف می‌کنند، ظاهر می‌شود، نه کسانی که گاه و بی‌گاه سراغ حشیش می‌روند. این افراد انگیزه خود را کلاً از دست می‌دهند و منفعل می‌شوند. مثلاً دیگر برایشان مهم نیست سرکار بروند یا نه، خانواده‌شان در کنارشان باشد یا ترکش کنند و … . به نظر می‌رسد این سندرم نتیجه مسمومیت مغز با حشیش است؛ آدم‌هایی که نهایتاً فقط به حشیش فکر می‌کنند و بقیه مسائل زندگی‌شان به حاشیه می‌رود. هیچ کاری را نمی‌توانند درست انجام دهند و در واقع انگیزه انجامش را ندارند.

حشیش و یک مغز بیمار
اسکیزوفرنیا یکی از شدیدترین بیماری‌های روانی است و قسمت‌های مهم مغز را درگیر می‌کند. سن بروز آن معمولاً اوایل بلوغ است، اما فرم‌های نهفته‌اش ممکن است ۳۰-۲۰ سال بعد یا حتی دیرتر بروز کند. مصرف حشیش سن بروز اسکیزوفرنیا را کاهش می‌دهد. کسی که استعداد اسکیزوفرنیا را داشته اما اگر حشیش مصرف نمی‌کرد شاید تا آخر عمرش هم بیماری‌اش بروز نمی‌کرد، اکنون با مصرف حشیش نه‌تنها بیماری ظاهر می‌شود که در سنین کمتر این اتفاق می‌افتد.

سخت اما امکان‌پذیر
هدف از مصرف حشیش بیشتر لذت بردن است و دریچه‌ای است به سمت مصرف مواد محرک از جمله شیشه؛ چرا که معمولاً فرد بعد از مدتی مصرف حشیش دیگر نیازهایش با مصرف این ماده ارضا نمی‌شود. بنابراین ادامه این راه می‌تواند ترک را سخت‌تر کند. ترک مواد مخدر کلاً سخت است، اما ترک مواد محرک سخت‌تر؛ چرا که برخی از قسمت‌های مغز به این مواد خو می‌کند و به سختی می‌توان این عادت بخش‌های مختلف مغز را تغییر داد. در معتادان به حشیش ترک ماده دشوار‌تر است، چرا که بی‌انگیزگی فرد هم مانع از موفقیت می‌شود. ترک حشیش علائم جسمی شدید ندارد اما با توجه به این بی‌انگیزگی، وادار کردن فرد به ترک پیچیده می‌شود. بنابراین برای نجات افراد از اعتیاد به حشیش معمولاً از روش‌هایی مانند ایجاد انگیزه، درمان خانوادگی، درمان شناختی- رفتاری و آموزش کنترل و کم کردن هوس می‌توان استفاده کرد.

دکتر بهنام شریعتی، روانپزشک، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران
[برگرفته از هفته‌نامه زندگی مثبت و با بازبینی و اصلاح نویسنده مقاله]

باورهای غلط درباره‌ی اختلال‌های روان‌پزشکی

باورهای غلط درباره‌ی اختلال‌های روان‌پزشکی⚠️

❌ باور غلط:
اختلال‌های روان‌پزشکی شایع نیستند و فقط افرادی خاص ممکن است دچارشان شوند.

✅ واقعیت:

🔹 در تمام دنیا، اختلال‌های روان‌پزشکی شایع‌تر از آن هستند که بسیاری از مردم تصور می‌کنند.

🔹 بر اساس آخرین پیمایش ملی انجام‌شده در ایران، در هر سال ۲۳/۶ درصد از افراد جامعه (تقریبن یک نفر از هر ۴ نفر) حداقل یک اختلال روان‌پزشکی را تجربه می‌کنند.

🔹 اختلال‌های روان‌پزشکی می‌توانند هر فردی را در هر سن و جنس و نژاد و طبقه‌ی اقتصادی-اجتماعی و مذهب مبتلا کنند.

🔹 اگر اختلال‌های روان‌پزشکی درمان نشوند، علاوه بر ایجاد ناراحتی برای خود فرد، می‌توانند باعث افت عمل‌کرد و مشکلاتی در حوزه‌های فردی، بین‌فردی، خانوادگی، اجتماعی، شغلی، و تحصیلی فرد مبتلا شوند.

🔹 با مراجعه به روان‌پزشکان می‌توان اختلال‌های روان‌پزشکی را تشخیص داد و با کمک گرفتن از روش‌های دارویی و غیردارویی، توسط روان‌پزشکان و سایر متخصصان سلامت روان، آن‌ها را درمان کرد.

افسردگی اساسی

“افسردگی” غمگینی معمولی نیست. طولانی‌تر است، شدید‌تر است، معمولا در واکنش به اتفاق خاصی نیست. “افسردگی” کیفیت زندگی را مختل می‌کند. “افسردگی” جدی است، ممکن است خودتان متوجه آن نباشید. “افسردگی” نیاز به درمان دارد. جدی بگیرید.

اختلال افسردگی اساسی

همه گیرشناسی :

شیوع آن در طول عمر پانزده درصد است. شیوع آن در زنان دو برابر مردان است. سن متوسط شروع آن تقریباً چهل سالگی است.

سبب شناسی :

عوامل زیست شناختی(ژنتیکی)
عوامل روان شناختی
عوامل محیطی و اجتماعی

علائم بالینی :

احساس ذهنی غمگینی (خلق افسرده) و از دست دادن علاقه و لذت در فعالیتها و سرگرمی هایی که قبلاً لذت بخش بوده اند، علائم اصلی اختلال افسردگی اساسی می باشند.
سایر علائم عبارتند از اختلال خواب، اختلال اشتها، تحریک یا کندی روانی – حرکتی، کاهش انرژی یا احساس خستگی، کاهش میل جنسی، احساس گناه و بی ارزشی، اشکال در تمرکز، حافظه و تفکر، بلاتصمیمی و افکار ناامیدی، مرگ و خودکشی.
اضطراب، علامت شایعی است و تا 90% بیماران افسرده آن را تجربه می کنند.
افسردگی در کودکان و نوجوانان ممکن است با علائم ترس از مدرسه ، چسبندگی اغراقی به والدین، عملکرد نامناسب تحصیلی، سومصرف مواد، رفتار ضداجتماعی و هرج و مرج طلبی جنسی خود را نشان دهد.
در سالمندان افسردگی با علائمی نظیر اضطراب، تحریک پذیری، ضعف و سستی و شکایتهای متعدد جسمانی همراه است و ممکن است منجر به اختلال قوای شناختی شده، اختلال در تمرکز و حافظه (دمانس کاذب) ایجاد کند.

سیر و پیش آگهی :

در هر سنی ممکن است ظاهر شود. بطور متوسط طی یک دوره 20 ساله 5 تا 6 عود ممکن است وجود داشته باشد. در هر عود، شدت علائم افزایش یافته و فاصله بین اپیزودها کاهش می یابد. این اختلال تمایل به مزمن شدن دارد. سیر مزمن و ناتوان کننده در مردان بیشتر از زنان است.
درمان :
روان درمانی و درمان دارویی در درمان این اختلال بکار می روند.
در اولین اپیزود این بیماری، درمان دارویی حداقل به مدت 6 ماه پس از بهبودی قطعی ادامه می یابد. قطع دارو باید طبق نظر پزشک درمانگر صورت بگیرد . مهم ترین علت شکست درمان، عدم همکاری بیمار یا مقدار ناکافی دارو می باشد.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

وسواس

“وسواس” هم خود فرد مبتلا و هم اطرافیان او را آزار می‌دهد. برخی مبتلایان رفتار خود را عادی و متناسب تلقی می‌کنند و متوجه شدت علائم خود نیستند. شایع‌ترین انواع وسواس، حساسیت به آلودگی، قرینگی، شک و چک کردن مکرر است. گاهی وسواس ها فکری و درون ذهن فرد مبتلا هستند مثل شمارش های بی دلیل و یا نگرانی مفرط از انجام یک رفتار خطرناک یا پرخاش‌گرانه

وسواس درمان‌های موثر دارویی و غیر دارویی دارد. تاخیر، درمان را سخت‌تر می‌کند.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

ترس

” ترس” احساس ناخوشایندی است که در مواجهه با خطر بیرونی ایجاد می‌شود. ” ترس” باعث اجتناب از موقعیت یا موضوع ترسناک می‌شود.
” ترس”، “اضطراب” نیست. “اضطراب” احساسی مبهم است که معمولا به موقعیت یا موضوع خاص بیرونی ارتباط ندارد ولی “ترس” به موضوع و موقعیت مشخص بیرونی مرتبط است.

” فوبیا” شکلی از “ترس” است که غیر منطقی، شدید و مداوم است و در مواجهه با یک موقعیت یا موضوع خاص مثل حشرات، توفان، بلندی، خون و محیط دربسته ایجاد می‌شود. فرد مبتلا به ” فوبیا” خود می‌داند که ترسش شدید و غیرمنطقی است ولی قادر به جلوگیری از آن نیست. درمان ” ترس” و ” فوبیا” مواجهه با عامل ترس است.

 

 

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

حمله‌ی پانیک

حمله‌ی پانیک (وحشت یا هول)
حمله‌ی اضطرابی ناگهانی و شدید و معمولا غیر قابل پیش‌بینی

علائم حملات پانیک:

حمله‌ی پانیک شروع ناگهانی دارد
سریع به اوج می‌رسد

-احساس نگرانی شدید
– تپش قلب
– درد قفسه‌ی سینه
– احساس خفگی
-لرزش بدن و اندام‌ها
– احساس خواب رفتگی( گزگز) و مورمور شدن بدن
– گرم و سرد شدن بدن
– احساس مرگ قریب الوقوع
-احساس از دست دادن کنترل
-احساس غیر‌واقعی شدن محیط پیرامون
-احساس تغییر در بدن فرد و مسخ‌شدگی
-سرگیجه و دوار سر
– سیاهی رفتن چشم‌ها

هر فرد دچار حمله‌ی پانیک ممکن است برخی از علایم را در هر حمله تجربه کند.  وقتی حملات غیر‌منتظره به صورت مکرر در یک فرد روی می‌دهد وی دچار ” اختلال پانیک”شده است.

فرد دچار اختلال پانیک همواره از وقوع مجدد حملات می‌ترسد،
همیشه نگران عواقب حمله مثل خفگی، مرگ، آسیب جدی جسمی، سکته‌ی قلبی و مغزی و از دست دادن کنترل خود می‌باشد.
مبتلایان ممکن است از ترس وقوع حمله و شاید خجالت از آن از برخی کارها و مکان‌ها اجتناب کند؛ مثل جاهای شلوغ، بازار، پل‌عابر، میهمانی وهر جای دیگری که ممکن است خروج از آن سخت باشد. حملات پانیک بسیار سخت و هراس‌انگیز و طاقت‌فرسا هستند. حملات پانیک سبب مرگ و خفگی نمی‌شوند. احساس کنترل بر اوضاع و حفظ آرامش به رفع سریع‌تر علائم کمک می‌کند.  حفظ آرامش، کنترل تنفس و آرام‌سازی عضلات اقدامات اولیه در رفع حملات هستند. اگر مبتلا به اختلال پانیک هستید مطمئن باشید که این حملات آسیب جسمی به شما وارد نمی‌کند. عمیق، آهسته و شکمی نفس بکشید. در جای راحت و آرام استراحت کنید و عضلات را شل کنید.  حمله خیلی زود پایان می‌یابد. مراجعه به پزشک برای تشخیص اولیه‌ی دقیق و استفاده از داروهای مناسب که روند بهبود را تسریع می‌کند لازم است. لازم است در درازمدت علت بروز این اختلال و عوامل فشار و استرس ‌های فرد مورد بررسی و درمان قرار گیرد تا جلوی عود بیماری گرفته شود. اختلال پانیک خیلی خوب به درمان‌ها پاسخ می‌دهد. نگران نباشید.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

گذرهراسی و اضطراب اجتماعی

آگورا فوبیا
گذر‌هراسی

گذر‌هراسی یا بازارهراسی ترس از حضور در مکان‌های شلوغ، فروشگاه‌ها و برخی موقعیت‌ها مثل رانندگی و جاهایی است که ممکن است خروج از آن‌ها مشکل باشد. آگورا فوبیا معمولا با حملات اضطرابی (پانیک) همراه است.

اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﺎ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻫﺮاﺳﻲ (ﺳﻮﺷﻴﺎﻝ ﻓﻮﺑﻴﺎ)

اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ,ﻛﻪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻫﺮاﺳﻲ ﻧﻴﺰ ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ, ﺗﺮﺱ اﺯ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﺎ اﻓﺮاﺩ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﺩاﺭﺩ ﻳﺎ ﺯﻳﺮ ﻧﻆﺮ اﻓﺮاﺩ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﻗﺮاﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ. اﻓﺮاﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, اﺯ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻳﻲ ﻣﺜﻞ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ , ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺑﺎ اﻓﺮاﺩ ﺟﺪﻳﺪ, ﮔﺮﺩﻫﻤﺎﻳﻲ ﻫﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻣﻴﺘﺮﺳﻨﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﺮﺳﻬﺎﻳﻲ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺧﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻳﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺟﻠﻮﻱ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﻓﺮﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, اﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎ اﺟﺘﻨﺎﺏ ﻣﻴﻜﻨﺪ و ﻳﺎ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ و اﺿﻂﺮاﺏ ﺷﺪﻳﺪﻱ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﻴﻜﻨﺪ. ﻓﺮﺩ ﻣﻴﺘﺮﺳﺪ ﻛﺎﺭﻱ اﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ ﻳﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ اﺿﻂﺮاﺑﻲ ﺑﺮﻭﺯ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ ﺷﻮﺩ ﻳﺎ ﺩﻳﮕﺮاﻥ اﻭﺭا ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻛﻨﻨﺪ, ﻃﺮﺩ ﻛﻨﻨﺪ, ﻳﺎ ﻣﻮﺭﺩ اﻫﺎﻧﺖ ﻗﺮاﺭ ﺩﻫﻨﺪ. ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ, اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻴﺰ اﺿﻂﺮاﺏ اﻳﺠﺎﺩ ﻣﻴﻜﻨﺪ و ﻓﻘﻄ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻻﻥ ﻧﻤﻴﺒﺎﺷﺪ.
ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ, ﺗﺮﺱ ﻳﺎ اﺿﻂﺮاﺏ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻳﻪ, ﻗﺸﻘﺮﻕ, ﻣﻴﺨﻜﻮﺏ ﺷﺪﻥ, ﭼﺴﺒﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮاﻥ, ﻛﻨﺎﺭﻩ ﮔﻴﺮﻱ, ﻳﺎ ﻋﺪﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

اﻳﻦ ﺗﺮﺱ و اﺿﻂﺮاﺏ ﭘﺎﻳﺪاﺭ, ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﭼﻴﺰﻱ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻌﻤﻮﻝ ,اﺯ ﻧﻆﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ و اﺟﺘﻤﺎﻉ ﻓﺮﺩ , ﺩﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻳﻲ اﺯ اﻓﺮاﺩ اﻧﺘﻆﺎﺭ ﻣﻴﺮﻭﺩ. و ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاﻱ ﻓﺮﺩ ﻧﺎﺭاﺣﺘﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻆﻪ ﻳﺎ اﻓﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﺎ ﺷﻐﻠﻲ و …اﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. و ﺣﺪاﻗﻞ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺪاﻭﻡ, اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ اﺿﻂﺮاﺏ و ﺗﺮﺱ اﺯ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻭﺟﻮﺩ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ, ﺗﺎ اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻧﺎﻡ ﺑﮕﻴﺮﺩ. اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ اﺯ ﻳﻚ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻳﺎ ﻛﻤﺮﻭﻳﻲ ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﺷﻮﺩ. اﻓﺮاﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺳﺮﺥ ﺷﺪﻥ ﺻﻮﺭﺕ, ﻳﺎ ﭘﺮﺵ ﻋﻀﻼﺕ و اﺿﻂﺮاﺏ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺯﻳﺮ ﻧﻆﺮ ﺑﻮﺩﻥ, ﺭا ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ اﻓﺮاﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﻓﺴﺮﺩﮔﻲ اﺟﺘﻨﺎﺏ اﺯ ﺟﻤﻊ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ, ﻛﻪ ﻋﻼﻣﺖ اﻓﺴﺮﺩﮔﻲ ﺑﻮﺩﻩ و ﺑﻪ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺮﺗﺒﻄ ﻧﻤﻴﺒﺎﺷﺪ. ﻋﺪﻡ ﺩﺭﻣﺎﻥ اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﻣﺰﻣﻦ ﺷﺪن ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ و اﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻳﺎ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ و ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺷﻐﻠﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻓﺮﺩ ﮔﺮﺩﺩ. ﻭﻟﻲ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻧﻲ ﻛﻪ ﻋﻼﻳﻢ ﻓﺮﻭﻛﺶ ﻣﻴﻜﻨﺪ, اﻳﻦ ﺑﻬﺒﻮﺩﻱ اﺩاﻣﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ و ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻋﻼﻳﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﻧﺪ. ﺩﺭﻣﺎﻥ اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﻢ ﺩاﺭﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ و ﻫﻢ ﺭﻭاﻥ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ. اﻣﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﻭﺵ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻳﺎ ﻫﺮﻛﺪاﻡ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺑﺎﺷﺪ, ﺑﺎ ﻧﻆﺮ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ و ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ اﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﻮاﺭﺩﻱ ﻛﻪ اﺧﺘﻼﻝ ﻣﺮﺗﺒﻄ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩﻱ ﻣﺜﻼ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ اﺳﺖ, ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺩاﺭﻭﻫﺎﻳﻲ ﻃﺒﻖ ﺗﺠﻮﻳﺰ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ ﻧﻴﻢ ﺗﺎ ﻳﻚ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﺒﻞ اﺯ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ , ﻣﺼﺮﻑ ﻛﺮﺩ.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮی

اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮﻱ, ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﻘﻄ ﻭﺳﻮاﺱ ﻓﻜﺮﻱ, ﻳﺎ ﻓﻘﻄ ﻭﺳﻮاﺱ ﻋﻤﻠﻲ, و ﻳﺎ ﻫﺮﺩﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﺭ ﻓﺮﺩ اﻳﺠﺎﺩ ﺷﻮﺩ. ﻭﺳﻮاﺱ ﻓﻜﺮﻱ, ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ اﺯ ﻓﻜﺮ ﻳﺎ ﺣﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻜﺮاﺭﻱ, ﻣﺰاﺣﻢ و ﺁﺯاﺭﺩﻫﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻓﺮﺩ ﻭاﺭﺩ ﻣﻴﺸﻮﺩ. ﻭﺳﻮاﺱ ﻋﻤﻠﻲ, ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ اﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﺗﻜﺮاﺭﻱ و ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ,اﻣﺎ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺑﺮاﻱ ﻓﺮﺩ, ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﻛﺎﻫﺶ اﺿﻂﺮاﺏ ﺧﻮﺩ اﻧﺠﺎﻡ ﻣﻴﺪﻫﺪ. ﻣﺜﻞ ﺷﺴﺘﺸﻮﻱ ﻣﻜﺮﺭ ﺩﺳﺖ ﻳﺎ ﭼﻚ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﻜﺮﺭ ﻗﻔﻠﻬﺎ.
و اﮔﺮ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻧﺠﺎﻡ ﻭﺳﻮاﺱ ﻋﻤﻠﻲ ﺧﻮﺩ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻛﻨﺪ, اﺿﻂﺮاﺑﺶ اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ. ﺩﺭ اﻛﺜﺮ ﻣﺒﺘﻼﻳﺎﻥ,ﺷﺮﻭﻉ اﺧﺘﻼﻝ, ﻗﺒﻞ اﺯ ﺑﻴﺴﺖ و ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻟﮕﻲ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ. و ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﻳﺎ ﻧﻮﺟﻮاﻧﻲ ﻫﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﮔﺮﺩﺩ. ﻋﻼﻳﻢ ﺩﺭ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﻧﻴﻤﻲ اﺯ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ و ﺑﻌﺪ اﺯ ﻳﻚ ﻭاﻗﻌﻪ ﭘﺮ اﺳﺘﺮﺱ ﻣﺜﻞ ﺣﺎﻣﻠﮕﻲ ﻳﺎ ﻣﺮﮒ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ, ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻮﺩ.

اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮی

ﻭﺳﻮاﺱ ﻓﻜﺮﻱ و ﻋﻤﻠﻲ ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻻﻥ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺑﻪ اﻳﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ :
* ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ: ﺷﺴﺘﺸﻮﻱ ﻣﻜﺮﺭ ﻳﺎ اﺟﺘﻨﺎﺏ اﺯ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺁﻟﻮﺩﻩ اﺳﺖ. ﻣﺜﻼ اﺯ ﺗﺮﺱ ﻣﻴﻜﺮﻭﺏ, ﺣﺘﻲ اﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ.
* ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻣﺮﺿﻲ : ﻣﺜﻼ ﻓﺮﺩ ﻣﻴﺘﺮﺳﺪ ﻣﺒﺎﺩا اﺟﺎﻕ ﺭا ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. و ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ اﻳﻦ ﺗﺮﺱ, ﭼﻨﺪﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﺩ ﺗﺎ ﺑﺒﻴﻨﺪ اﺟﺎﻕ ﺭا ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻩ ﻳﺎ ﻧﻪ.

* اﻓﻜﺎﺭ ﻣﺰاﺣﻢ : ﻓﺮﺩ ﻣﻜﺮﺭا ,ﺗﺼﻮﺭ اﻧﺠﺎﻡ ﻳﻚ ﻋﻤﻞ ﻛﻪ اﺯ ﻧﻆﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺷﺮﻡ ﺁﻭﺭ و ﺯﻧﻨﺪﻩ اﺳﺖ, ﻣﺜﻼ ﺗﺼﻮﺭ اﻳﻨﻜﻪ ﺩاﺭﺩ ﻋﻤﻞ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺁﻣﻴﺰي اﻧﺠﺎﻡ ﻣﻴﺪﻫﺪ, ﺩﺭ ﺫﻫﻨﺶ ﻭاﺭﺩ ﻣﻴﺸﻮﺩ.
* ﺗﻘﺎﺭﻥ : ﻟﺰﻭﻡ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺗﻘﺎﺭﻥ و ﺩﻗﺖ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺣﺪﻱ ﻛﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﻛﻨﺪﻱ ﺯﻳﺎﺩ ﺩﺭﻛﺎﺭ ﻣﻴﺸﻮﺩ.ﻣﺜﻼ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﻭﻗﺖ ﺻﺮﻑ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻳﻚ ﻭﻋﺪﻩ ﻏﺬا ﻳﺎ اﺻﻼﺡ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻴﻜﻨﺪ.

ﻛﻨﺪﻥ ﻣﻮ ﻳﺎ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﻳﺪﻥ ﻫﻢ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻧﻮﻋﻲ اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮﻱ ﺑﺎﺷﺪ . اﻏﻠﺐ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﻣﺒﺘﻼ, ﻣﻴﻜﻮﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﻋﻼﻳﻢ ﺧﻮﺩ ﺭا اﺯ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻛﻨﻨﺪ.  و ﺑﻬﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺑﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺗﺎﺧﻴﺮ, ﺑﻪ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ. اﻣﺮﻭﺯﻩ ﺩﺭﻣﺎﻧﻬﺎﻱ ﺩاﺭﻭﻳﻲ و ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﺑﺮاﻱ اﻳﻦ اﺧﺘﻼﻝ ﺭاﻳﺞ ﺷﺪﻩ و ﺩﺭ ﻣﻂﺎﻟﻌﺎﺕ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮔﺸﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ,ﺑﺎ ﺩاﺭﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ, ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ , ﻳﺎ ﺗﺮﻛﻴﺐ اﻳﻦ ﺩﻭ, اﺯ ﻋﻼﻳﻢ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ – ﺟﺒﺮﻱ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻮﺛﺮ و ﭼﺸﻤﮕﻴﺮﻱ ﻛﺎﺳﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ. ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻓﺮﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮﻱ, اﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻭﺳﻮاﺳﻬﺎ اﻛﺮاﻩ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. و ﺩﺭ ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﺩاﺭﻭ و ﻫﺮ اﻗﺪاﻡ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ  ﻧﻴﺰ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻛﻨﺪ.ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﻣﺒﺘﻼﻳﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ و اﻣﺮﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ  ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﻋﻠﺖ ﺁﻥ ﺑﺮﺭﺳﻲ و ﺑﺮﻃﺮﻑ ﮔﺮﺩﺩ. و ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ اﺯ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ ﺧﻮﺩﺩاﺭﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﻳﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺭا ﻧﻴﻤﻪ ﻛﺎﺭﻩ ﺭﻫﺎ ﻛﻨﺪ. ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺪﻡ ﺩﺭﻣﺎﻥ اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮﻱ, ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻓﺮﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺩﭼﺎﺭ اﻓﺴﺮﺩﮔﻲ ﺷﺪﻳﺪ ﻧﻴﺰ ﺑﮕﺮﺩﺩ. و ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻭﻱ اﺯ ﻧﻆﺮ ﺷﻐﻠﻲ , ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ, و ﺭﻭاﺑﻄ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺟﺪﻱ ﺷﻮﺩ.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

اضطراب

“اضطراب” احساس تشویش مبهم، فراگیر و ناخوشایند است که ممکن است با بی‌قراری و علائم جسمی مثل تپش‌قلب، لرزش‌دست و تعریق همراه باشد. “استرس” فشار روانی ناشی از اتفاق‌ها و تغییرات معمول و غیر معمول اطراف ماست. “استرس” ممکن است ناشی از تغییرات خوشایند مثل تولد نوزاد و خرید منزل جدید باشد. “استرس”، “اضطراب” نیست. “استرس” ممکن است باعث ایجاد “اضطراب” یا “افسردگی” در فرد شود. تحمل ” استرس” فراوان و متعدد آسیب‌زا است.

“اضطراب” علائم بیماری‌های مختلف را تقلید می‌کند. سردرد، کمردرد و دیگر دردها، علائم گوارشی و قلبی ممکن است علامت اضطراب باشند. گاهی اوقات نیز ممکن است “اضطراب” علامت یک بیماری دیگر مثل “پرکاری‌تیرویید” باشد. اضطراب شایع ترین هیجان و احساسی است که افراد در طول زندگی تجربه می کنند.

اضطراب طبیعی باعث می شود که افراد در انجام کارها دقت و احتیاط به عمل آورند و انگیزه ی بیشتری برای انجام کارها داشته باشند؛ مثلا اندکی اضطراب برای این که دانش آموز برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب در امتحان تلاش کند لازم است.

وقتی که اضطراب عملکرد فرد را مختل کند غیر طبیعی تلقی می شود. اضطراب شدید و طولانی غیر طبیعی است و اختلال محسوب می شود. اختلال اضطرابی نه تنها انگیزه و احتیاط را بیشتر نمی کند بلکه دست و پای فرد را برای انجام کار می بندد و مانع انجام کارها می شود.

اختلال اضطرابی ممکن است با علائم جسمی مثل لرزش دست و بدن، تپش قلب، دل پیچه، اسهال، یبوست، سردرد، کمردرد، احساس گرفتگی و تنش عضلات بروز نماید. اضطراب می تواند علائم هر اختلال و بیماری جسمی را تقلید کند و به همین دلیل مبتلایان قبل از مراجعه به روان پزشک ممکن است سال ها به متخصصان دیگر مثل متخصصین داخلی، قلب، ارتوپدی و… مراجعه نمایند.

اضطراب در دراز مدت آسیب های جسمی ایجاد می کند و فرد را در معرض بیماری های قلبی، گوارشی، بیماری های ناشی از ضعف سیستم ایمنی به دلیل استرس و ….قرار می دهد. فرد مبتلا به اضطراب لازم است هر چه زودتر پیگیر درمان خود باشد تا ضمن بهبود عملکرد و بالا رفتن کیفیت زندگی از بروز بیماری های ناشی از تحمل طولانی تنش پیشگیری نماید.

 

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

استرس و اصول مدیریت استرس

استرس، فشار یا تنش‌روانی بر بدن ما اثرات آسیب‌رسان دارد.  استرس مهم است و باید مدیریت و کنترل شود. نگاه‌مثبت، خوش‌بینی، سرسختی، احساس‌کنترل بر اوضاع، اعتماد‌به‌نفس، داشتن هدف و معنا در کار و حس طنز خصوصیات شخصیتی موثر در مواجهه با استرس هستند. برای کاهش استرس و اثرات آسیب‌زای آن: در هنگام استرس آرام‌سازی عضلات موثر است. باید زمان را مدیریت کرد. فشارهای تحصیلی را باید مدیریت کرد. رفتار جرات‌مندانه را تمرین کرد و به کار برد. باید مهارت حل‌مسئله را آموخت و به کار برد. باید با افکار غیر‌منطقی مقابله کرد. ورزش مفرح، مداوم و با‌برنامه کمک موثری است.

توجه به تغذیه اهمیت دارد.

راه‌کارهای ساده برای مدیریت استرس:
۱- محدودیت‌های‌تان را بسنجید و کاری که در توان‌تان نیست را نپذیرید.
۲-“نه” گفتن را یاد بگیرید و در مواقع لزوم از آن استفاده کنید.

۳- اهداف کوتاه‌مدت تعیین کنید و آن‌ها را اولویت‌بندی کنید.
۴- برخی کارها را به دیگران محول کنید و یا کمک بگیرید.

۵-در چارچوب توانایی مالی خودتان زندگی کنید.
۶-محیط فیزیکی اطراف خود را تنظیم کنید: دمای مناسب، احساس راحتی، نور کافی و …

۷- خودتان را تشویق کنید و به خودتان جایزه بدهید.
۸- برای کارهای‌تان رسم و قاعده‌ای مقرر کنید.

۹- برنده‌ها را انتخاب کنید. از آدم های موفق سوال کنید و مشورت بگیرید و آن‌ها را الگو قرار بدهید.

۱۰- دفتر یادداشت روزانه داشته باشید و کارهای روزمره‌تان را در آن بنویسید.
۱۱- از کمال‌گرایی و وسواس در کارها دوری کنید.

۱۲- گاهی بچه بشوید.
۱۳- از سرعت خود بکاهید.
۱۴- همیشه برای تغییر آماده باشید.

۱۵- گاهی به تعطیلات بروید. تلفن‌ها را خاموش کنید و کارهایی که دوست دارید را انجام بدهید.

۱۶- مسافرت بروید.
۱۷- در برنامه‌ی روزانه‌تان برای خود تفریح در نظر بگیرید.

۱۸- یک سرگرمی برای خودتان درست کنید.
۱۹- وقت تلف نکنید. کارها را به تعویق نیندازید.

۲۰- مطابق فهرست زندگی کنید.
۲۱- به کارهای‌تان نظم بدهید.

۲۲- یک زنگ تفریح یا زمانی برای فرار از فشار برای خودتان در نظر بگیرید.

۲۳- همیشه جایی و زمانی برای اتفاقات غیرمترقبه در نظر بگیرید.

 

اصول مدیریت استرس

افکار و احساسات خود را ثبت کنید: این کار باعث میشود از زمان و مکانی که مضطرب می‌شوید آگاهی دقیقی پیدا‌کنید و بر اساس آنچه که هنگام اضطراب انجام داده‌اید، مهارت‌های مقابله‌ای مفید و اثربخش را از مهارت‌های مقابله‌ای غیرموثر تشخیص دهید.

از موقعیت‌های تنش‌زا و اضطراب‌برانگیز دوری نکنید: دوری از این موقعیت‌ها در کوتاه‌مدت اضطراب را کاهش می‌دهد، ولی مشکل را کاملا برطرف نمی‌کند بنابراین در طولانی‌مدت باعث مشکلات بیشتری می‌شود.

با شیوه‌ای مثبت با موقعیت‌های اضطراب‌انگیز رویارو شوید: اگر می‌خواهید موفق باشید، طوری عمل کنید که انگار موفق هستید و موفق خواهید شد.

بر اوضاع مسلط باشید و مهارت‌ کسب کنید: توانتان را برای کسب و توسعه مهارت‌های خود صرف کنید. از تجربیات خود درس بگیرید و مشکلات را به تجارب آموزنده تبدیل کنید.

آماده تلاش و تمرین باشید: اگر همه چیز در زندگی آسان بود، خوب ولی خسته‌کننده می‌شد. اگر میل دارید به طرز موثری با اضطراب مقابله کنید باید روی آن کار کنید.

عمیق نفس بکشید: هنگام بروز استرس، به طور درست و عمیق نفس بکشید یعنی با یک شماره هوا را به ریه‌ها وارد کنید، تا چهار شماره هوا را در ریه‌ها نگه دارید و با دو شماره هوا را از ریه‌ها بیرون بفرستید.

ورزش کنید: ورزش باعث کاهش تنش فیزیولوژیک، افزایش کارایی اکسیژن، کاهش اضطراب و بهبود سریع‌تر عوارض استرس می‌شود.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان