نوشته‌ها

اولین الگوی زندگی؛ پدر

🔴اولین الگوی زندگی؛ پدر

👱زندگی مثبت: سوال‌های پدر از کودک او را مسئولیت‌پذیر می‌کند.

👨‍👩‍👧زمانی که کودک به دنیا می‌آید از لحظه تولد تا زمانی که از شیر گرفته می‌شود بیشترین ارتباط را با مادر دارد اما از 2 سالگی به بعد نقش پدر پررنگ‌تر می‌شود.

👱تعاملاتی که کودک با دنیای بیرون ایجاد می‌کند به واسطه پدر و در امتداد نوع تعاملی که با مادر دارد شکل می‌گیرد.

👱👶نوع صحبتی که پدر با فرزند خود دارد معمولا با سوال‌های: «چطور، چی، کجا و چرا» همراه می‌شود و این سوال‌ها باعث می‌شود کودک دنبال جواب‌های دقیق‌تری برای پاسخ به سوال‌ها باشد یا مسئولیت‌های بیشتری را برای جواب دادن به سوال‌ها بپرسد.

👱👶از همین نحوه جواب دادن به سوال‌های پدر، مهارت مسئولیت‌های اجتماعی در کودکان تقویت می‌شود.

دکتر محمدرضا کاظمی

فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان

اسکیزوفرنیا یا شیزوفرنی یعنی چه؟

 

اسکیزوفرنیا یا شیزوفرنی یعنی چه؟

اسکیزوفرنیا از نظر لغوی به معنی «روان‌‎¬گسیختگی» است و در پزشکی به نوعی از بیماری¬‌های روان اطلاق می¬‌شود. زمان شروع این بیماری معمولاً دوران نوجوانی یا جوانی است ولی در هر سنی ممکن است آغاز شود. با شروع بیماری، طیف گسترده‌¬ای از علایم نمایان می¬‌شود که تبعات آن در تفکر، رفتار و کارکرد فرد تا مدتها باقی می‌¬ماند. این علایم را می¬‌توان در دسته¬‌های زیر قرار داد:

الف- هذیان: فرد دچار باوری کاملاً مستحکم ولی غیر منطقی می¬‌شود. این باور او با فرهنگی که در آن رشد یافته منطبق نیست و با هیچ دلیل و منطقی تغییر نمی¬‌کند. مثال: اعتقاد به این که اطرافیان دسیسه¬‌ای برای از بین بردن او کرده¬‌اند؛ خائن دانستن همسر در عین وفاداری او؛ باور به این که رسالت بزرگی برای هدایت جهانیان بر دوش او گذاشته شده است؛ مطمئن بودن از این که دوربینی برای کنترل رفتار او در اتاقش کار گذاشته¬‌اند؛ معتقد بودن به آن که دیگران هر چه به فکر او خطور می¬‌کند را می¬‌فهمند.

ب- توهم: فرد صدای کسی را به وضوح می¬‌شنود؛ دقیقاً مانند آن که صدای دیگران را با گوش خود و از اطراف می¬‌شنود. در واقع او این صداها را از درون ذهن خود درک نمی¬‌کند و این نوعی خیالبافی نیست؛ به واقع می¬‌شنود. به این حالت «توهم شنوایی یا شنیداری» می¬‌گویند. فردی صدای یکی از دوستانش را اغلب می‌¬شنید که به او توهین یا امر و نهی می¬‌کرد. فرد دیگری معمولاً متوجه صدای پدر و مادرش می¬‌شد که دارند در مورد رفتار او با هم صحبت می¬‌کنند. توهم همچنین می¬‌تواند از نوع «بینایی یا دیداری»، «بویایی»، «لمسی» و «چشایی» باشد.

پ- تکلم نابسامان: برخی از عباراتی که به کار می¬‌برد خارج از موضوع است یا در موارد شدید ممکن است سخنانش کاملاً بی¬‌ربط به نظر برسد.

ت- رفتارهای نابسامان: فرد رفتارهایی بی¬‌هدف از خود نشان می¬‌دهد. مثال: وسایل زندگی را دور می¬‌ریزد؛ خود را به مدتی طولانی در وضعیتی ناراحت قرار می¬‌دهد، مثلاً در گوشه¬‌ای از اتاق در یک حالت خاص می‌¬ایستد و به نقطه‌¬ای خیره می¬‌شود؛ غذایی که باید بخورد را روی زمین پخش می¬‌کند.

ث- علایم منفی: حالت‌هایی مانند گوشه¬‌نشینی، کم¬‌حرفی، بدون ایده و نظر بودن، خیره شدن، و اراده نداشتن اصطلاحاً علایم منفی این بیماری نامیده می¬‌شود.
فرد مبتلا ممکن است برخی از علایم بالا را داشته باشد و البته طی درمان، این علایم کاهش می‌¬یابد یا از بین می‌¬رود. خوشبختانه با وجود داروهایی که اصطلاحاً «آنتی‌سایکوتیک» نامیده می¬‌شود در بسیاری از موارد در صورت همکاری فرد برای درمان مستمر، بهبودی قابل ملاحظه¬‌ای به دست می¬‌آید. روان¬‌درمانی¬‌ها، خانواده‌درمانی و درمان¬‌های توان¬‌بخشی (مانند کاردرمانی) نیز در کنار درمان دارویی کمک¬‌کننده‌¬اند. الکتروشوک (ECT) هم در دوره‌های حاد بیماری ممکن است به کار رود.
هرچند به ویژه در مواردی که فرد تن به درمان نمی‌¬دهد، ممکن است با بیماری شدیدی مواجه شویم، فرد مبتلا به اسکیزوفرنیا پس از درمان گاهی به قدری بهبودی می‌یابد که دیگر تشخیص بیماری برای کسانی که او را پیش از این ندیده‌اند دشوار می-‌شود. مشاهده خلاقیت¬‌هایی که برخی از این افراد در حین بیماری خود یا پس از دوره حاد آن از خود نشان داده¬‌اند نیز جالب توجه است. نمونه¬‌ای از آن را می¬‌توانید در کارهای برایان چارنلی در تصویر این متن ببینید.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

هر گرسنگی‌ای، عصبی نیست!

هر گرسنگی‌ای، عصبی نیست!

بیشتر افراد اسم گرسنگی و پرخوری را «عصبی» می‌گذارند!

📌مثلا می‌شنویم خیلی‌ها می‌گویند: «وقتی گرسنه می‌شوم، عصبی می‌شوم و نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم و در نهایت پرخوری می‌کنم.» یا «وقتی دچار اضطراب می‌شوم یا به هر دلیلی اعصابم به هم می‌ریزد، پرخوری می‌کنم.» به این ترتیب فرد بدون شناخت از ماهيت گرسنگي، برچسب «پرخوری عصبی» بر خود می‌زند. در صورتی‌که بعضی گرسنگی‌ها ممکن است جنبه فیزیولوژیک داشته باشد و همان نیاز طبیعی بدن باشند و بیماری تلقی نمی‌شوند. گاهی هم گرسنگی فرد صرفا عادتی است، یعنی فرد عادت کرده سر ساعت خاصی خوراکی میل کند تا از لحاظ روانی لذت ببرد یا معده‌اش پر شود و احساس گرسنگی را رفع کند. گاهی هم بدن فرد نیازی به غذا ندارد، از لحاظ روانی یا جسمی هم عادت به غذا خوردن ندارد اما یکباره و خارج از کنترل شروع به غذا خوردن می‌کند. برای اینکه بخواهیم بگوییم فردی دچار پرخوری عصبی یا «بولیمیا نروزا» است، اين وضعيت باید چند مشخصه داشته باشد؛ نباید گرسنگی عادتی و فیزیولوژیک داشته باشد، روی آوردن ناگهانی و بدون کنترل به خوردن باید حداقل 2 بار در هفته اتفاق بیفتد و حداقل تا 3 ماه هم طول بکشد، بنابراین اگر کسی هوسی و گهگاه در خوردن یک غذای خاص افراط کند و دیگر هم این رفتار را تکرار نکند، مسلما اسم مشکلش پرخوری عصبی نیست!

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

فوبی اجتماعی

فوبی اجتماعی

خصوصیت اصلی این اختلال عبارتست از ترس مداوم و غیرمعقول و میل مبرم به اجتناب از موقعیتی که فرد در طی آن احتمالاً در معرض داوری دیگران قرار می گیرد. در این اختلال فرد بیمناک است که مبادا طوری رفتار کند که مورد تحقیر واقع شده یا در مخمصه بیفتد. در صورتی که شخص به ناچار با چنین موقعیت هایی روبرو گردد، قبل از آن اضطراب قابل ملاحظه ای به وی دست می دهد و سعی می کند از ورود به چنین موقعیتی خوددادری کند. این ترس موقعیت هایی مانند صحبت کردن، ملاقات با دیگران، غذاخوردن یا نوشتن در مجامع عمومی را دربرمیگیرد. فرد ممکن است در انتظار یا مواجهه با موقعیت فوبیک دچار حمله ی شدید اضطرابی شود.

در اغلب موارد علائم جسمانی اضطراب مانند گرگرفتگی، لرز، تعریق و تاکیکاردی نیز همراه علائم روانشناختی اضطراب وجود دارد. افسردگی در این بیماران شایع است. با توجه به طبیعت این علائم، مشکلات جدی شغلی و اجتماعی برای فرد ایجاد می شود. شیوع این اختلال در زنان اندکی بیشتر از مردان است. شروع این اختلال معمولاً در 15 تا 20 سالگی است. تلفیق درمان های دارویی و و غیردارویی موثرتر از هر کدام به تنهایی می باشد. رفتار درمانی، روان درمانی حمایتی، خانواده درمانی و هیپنوز در درمان فوبی اجتماعی موثر می باشند.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

ترس

” ترس” احساس ناخوشایندی است که در مواجهه با خطر بیرونی ایجاد می‌شود. ” ترس” باعث اجتناب از موقعیت یا موضوع ترسناک می‌شود.
” ترس”، “اضطراب” نیست. “اضطراب” احساسی مبهم است که معمولا به موقعیت یا موضوع خاص بیرونی ارتباط ندارد ولی “ترس” به موضوع و موقعیت مشخص بیرونی مرتبط است.

” فوبیا” شکلی از “ترس” است که غیر منطقی، شدید و مداوم است و در مواجهه با یک موقعیت یا موضوع خاص مثل حشرات، توفان، بلندی، خون و محیط دربسته ایجاد می‌شود. فرد مبتلا به ” فوبیا” خود می‌داند که ترسش شدید و غیرمنطقی است ولی قادر به جلوگیری از آن نیست. درمان ” ترس” و ” فوبیا” مواجهه با عامل ترس است.

 

 

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

اسباب‌بازی مناسب برای کودکان

اسباب‌بازی مناسب برای کودکان

از بدو تولد تا شش‌ماهگی

– بازى بدنى که حتى در نخستين ماه‌ها آغاز مى‌شود، عمدتاً به رشد و تکامل اعمال حرکتى درشت مانند کنترل اندام‌ها تنه و سر کمک مى‌کند. کودک، در ماه اول و دوم پس از تولد، به فعاليت‌هاى عضلاني، لگد زدن، برگشتن، غلت زدن، تکان دادن دست‌ها و ساير حرکات شناخته‌یٔ بدنى علاقه دارد.
– کودک در يک ماهگى جغجغه را لمس مى‌کند و زود مى‌اندازد.
– کودک در دو و نیم ماهگى مى‌تواند جغجغه را تکان دهد و يکى از سرگرمى‌هاى او بيرون آوردن صداهاى مختلف از حنجره است.
– از حدود ۲ يا ۳ ماهگى بازى اکتشافى که به‌صورت بازى با انگشتان است آغاز مى‌شود.
– کودک از ۱ تا ۴ ماهگى صدا و رنگ را کشف مى‌کند و هنگامى به اسباب‌بازى نگاه خواهد کرد که اسباب‌بازى در معرض ديد او قرار بگيرد. از سه‌ماهگى به بعد علاقهٔ کودک به اسباب‌بازى شديدتر خواهد شد و کودک خواهد کوشيد، با حرکت هر دو دست، اسباب‌بازى را به سوى خود بکشد و با آن تماس يابد. در چنين سني، مى‌توان جسمى حرکت‌کننده را به تختخواب بچه آويخت و تصاوير رنگى در اتاق او قرار داد. اسباب‌بازى يا جغجغه‌اى به آرامى در کنار چشمان کودک حرکت دهيد، به‌طورى‌که چشمان او مسير حرکت اسباب‌بازى را دنبال کند. به کودک اجازه دهيد شیئی (جغجغه، پيمانهٔ پلاستيکى و …) را که در دستان او هست چنگ بزند، به صدا درآورد و آن را تکان دهد. اين کار باعث سرگرمى کودک مى‌شود.
– کودک در چهار و نیم ماهگى هر شىء را که مى‌بيند و در دسترس او قرار دارد، برمى‌دارد، به‌طرف دهان مى‌برد، مى‌مکد، تکان مى‌دهد و پرت مى‌کند. اشياء مختلفى (مانند قطعات و پيمانه‌ها …) در اختيار او قرار دهيد تا آنها را بگيرد. کودک احتمالاً دوست دارد اين اشياء را به دهان ببرد، بنابراين، از تميز بودن و اندازهٔ آنها که امکان بلعيدن آنها وجود نداشته باشد، اطمينان پيدا کند. جغجغه‌اى را پشت سر کودک تکان دهيد تا امکان برگشتن و گرفتن آن را بيابد.
– در پنج‌ماهگى بررسى اسباب‌بازى‌ها با چشم، خيره شدن به دست‌ها و زياد شدن حرکات صدایى باعث تفريح و لذت کودک است.
در پنج‌ماهگي، وقتى که مکعبى در دسترس کودک قرار مى‌گيرد، به آن نگاهى مى‌کند و با خوشحالى آن را مى‌گيرد.
از شش ماهگی

– در ماه ششم خنديدن، پرتاب کردن اسباب‌بازى‌ها و لذت بردن از صداى به زمين خوردن آنها و کشيدن اسباب‌بازى‌ها به طرف خود، اگر به نخ بسته شده باشند، کودک را به وجد مى‌آورد.
۱. کودک در شش‌ماهگي، به مدت پنج الى ده دقيقه مى‌تواند خودش را با اسباب‌بازى‌هاى خود سرگرم کند.
۲. در شش‌ماهگى علاقهٔ فراوانى دارد که به همه چيز دست بزند. مى‌خواهد همه چيز را در دهان بگذارد. اسباب‌بازى‌ها را از طريق نگاه کردن، لمس کردن، به دهان گذاشتن و زمين زدن کشف کند. بنابراين، اجازه دهيد کودک با وسايل معمولى مثل بشقاب، قابلمه، قاشق، روزنامه، پارچه و … خانه بازى کند.
۳. کودک در شش‌ماهگى صورت خود را با کشيدن ملحفه مخفى مى‌کند و سپس آن را کنار مى‌زند.

– در هفت‌ماهگي، دستکارى اشيای محيط زندگي، مچاله کردن کاغذ، بازى با قاشق و فنجان، برداشتن کلاه از سر، پایين کشيدن جوراب‌هاى خود، بازى با آب، اگر در طشت ريخته شود، خنده و دست تکان دادن و فرياد کشيدن در مقابل افراد آشنا و سر را براى مخفى شدن و بازى کردن، گرداندن، از انواع بازى‌هاى اين سن است.
۱. در هفت‌ماهگى کودک مى‌تواند اسباب‌بازى را از يک دست به دست ديگر بدهد؛ اسباب‌بازى را بيندازد و نگاه کند که کجا مى‌افتد؛ اسباب‌بازى را بر روى سطحى که توليد صدا مى‌کند به حرکت درآورد و از ميان اسباب‌بازى‌ها، اسباب‌بازى‌هاى حرکت‌دار و صدادار را ترجيح مى‌دهد. اسباب‌بازى‌هاى هل‌دادنى يا کشيدنى را با يک تکه نخ طورى متصل کنيد که کودک بتواند آن را در طول اتاق، ميز يا تختخواب بکشد.
۲. در هفت‌ماهگى دست خود را زير شير آب مى‌گيرد و از ريزش آب بر روى دست خود خوشش مى‌آيد و لذت فراوان مى‌برد.
۳. بازى تقليدى مانند تقليد از آهنگ صداى مادر و ساير پستانداران در هفت تا هشت‌ماهگى آشکارا مشاهده‌شدنى است. با کودک حرف بزنيد و صداى او را تقليد کنيد؛ به‌ويژه وقتى که به او غذا مى‌دهيد يا لباس او را تعويض مى‌کنيد، دربارهٔ غذا و لباس با او حرف بزنيد؛ مثلاً بگوئيد: ‘حالا دکمه رو مى‌بندم.’ دربارهٔ تصاويرى که او مى‌بيند با او حرف بزنيد، از طرز سخن گفتن بچگانه استفاده نکنيد. هنگام حرف زدن مستقيماً به بچه نگاه و از جملات کامل و درست استفاده کنيد.

 

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

 

اختلال اضطراب جدایی

“اضطراب‌جدایی” نوعی از اضطراب است که در آن کودک در هنگام جدایی از والدین یا مراقبین اصلی خود دچار بی‌قراری و ناراحتی می‌شود. “اضطراب‌جدایی” تا سه سالگی به صورت طبیعی وجود دارد. در یک ماه شروع مدرسه هم ممکن است به صورت طبیعی دیده شود. سن شایع اختلال اضطراب‌جدایی ۶ تا ۸ سالگی است. اضطراب جدایی نباید مانع مدرسه رفتن کودک بشود. کودک مبتلا به اضطراب‌جدایی وقتی در کنار والدین است علامتی ندارد.  علایم در هنگام جدا شدن از مراقبین و یا انتظار جدایی روی می‌دهد.

علائم “اضطراب‌جدایی” بسته به سن کودک متفاوت است:
-بی‌قراری و گریه

– چسبیدن به والدین

-کابوس های با موضوع جدا شدن از والدین

– ترس از هر موضوعی که باعث جداماندن از والدین می‌شود: دزدیده‌شدن، گم‌شدن، مرگ و … .

– ابراز نگرانی در مورد سلامت والدین: ” شما پیر می شید؟”، ” ممکنه مثل پدربزرگ بمیرید؟”، ” اگر مریض بشید چی میشه؟” و سوالاتی از این دست

دیگر علایم اضطراب جدایی:
– علائم جسمی مثل دل‌درد، سردرد، تهوع در هنگام جدا شدن به خصوص صبح‌ها قبل از مدرسه و با شدت بیشتر در روزهای شنبه

– آه کشیدن و یاد گذشته کردن‌های زیاد

– شکایت از این که کسی او را دوست ندارد و یا بین او و خواهر یا برادرش فرق می‌گذارند.

دنبال مادر به هر جا رفتن و ایجاد مزاحمت در کارهای او

-کم شدن خواب و نخوابیدن در اتاق خودش به تنهایی

-کاهش اشتها

کودک دچار اختلال اضطراب‌جدایی را بی‌خبر ترک نکنید. موقع ترک کودک به او بگویید که کجا می‌روید و چه زمانی باز می‌گردید. مثلا: من دارم میرم خرید و تو پیش مادربزرگ با اسباب‌بازی‌هات بازی کن تا من برگردم.

اختلال اضطراب‌جدایی نباید مانع مدرسه رفتن کودک شود. حتی اگر کودک نمی‌تواند سر کلاس بنشیند بهتر است در دفتر مدرسه و یا حیاط مدرسه باشد. در روزهای اول مدرسه در کودکی که تحمل مدرسه ندارد یکی از والدین ساعاتی را در مدرسه بماند و به تدریج ساعات حضورش را کم و قطع کند. غیبت از مدرسه بهبود و درمان را بسیار سخت می‌کند. کودک باید آموزش ببیند که در هنگام جداشدن و اضطراب خود را آرام کند. والدین نباید با هیجان خود اضطراب کودک را دامن بزنند. حفظ آرامش والدین، اضطراب کودک را کم‌تر می‌کند. در صورت شدت و طولانی‌شدن اضطراب‌جدایی درمان دارویی لازم است.

 

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

حمله‌ی پانیک

حمله‌ی پانیک (وحشت یا هول)
حمله‌ی اضطرابی ناگهانی و شدید و معمولا غیر قابل پیش‌بینی

علائم حملات پانیک:

حمله‌ی پانیک شروع ناگهانی دارد
سریع به اوج می‌رسد

-احساس نگرانی شدید
– تپش قلب
– درد قفسه‌ی سینه
– احساس خفگی
-لرزش بدن و اندام‌ها
– احساس خواب رفتگی( گزگز) و مورمور شدن بدن
– گرم و سرد شدن بدن
– احساس مرگ قریب الوقوع
-احساس از دست دادن کنترل
-احساس غیر‌واقعی شدن محیط پیرامون
-احساس تغییر در بدن فرد و مسخ‌شدگی
-سرگیجه و دوار سر
– سیاهی رفتن چشم‌ها

هر فرد دچار حمله‌ی پانیک ممکن است برخی از علایم را در هر حمله تجربه کند.  وقتی حملات غیر‌منتظره به صورت مکرر در یک فرد روی می‌دهد وی دچار ” اختلال پانیک”شده است.

فرد دچار اختلال پانیک همواره از وقوع مجدد حملات می‌ترسد،
همیشه نگران عواقب حمله مثل خفگی، مرگ، آسیب جدی جسمی، سکته‌ی قلبی و مغزی و از دست دادن کنترل خود می‌باشد.
مبتلایان ممکن است از ترس وقوع حمله و شاید خجالت از آن از برخی کارها و مکان‌ها اجتناب کند؛ مثل جاهای شلوغ، بازار، پل‌عابر، میهمانی وهر جای دیگری که ممکن است خروج از آن سخت باشد. حملات پانیک بسیار سخت و هراس‌انگیز و طاقت‌فرسا هستند. حملات پانیک سبب مرگ و خفگی نمی‌شوند. احساس کنترل بر اوضاع و حفظ آرامش به رفع سریع‌تر علائم کمک می‌کند.  حفظ آرامش، کنترل تنفس و آرام‌سازی عضلات اقدامات اولیه در رفع حملات هستند. اگر مبتلا به اختلال پانیک هستید مطمئن باشید که این حملات آسیب جسمی به شما وارد نمی‌کند. عمیق، آهسته و شکمی نفس بکشید. در جای راحت و آرام استراحت کنید و عضلات را شل کنید.  حمله خیلی زود پایان می‌یابد. مراجعه به پزشک برای تشخیص اولیه‌ی دقیق و استفاده از داروهای مناسب که روند بهبود را تسریع می‌کند لازم است. لازم است در درازمدت علت بروز این اختلال و عوامل فشار و استرس ‌های فرد مورد بررسی و درمان قرار گیرد تا جلوی عود بیماری گرفته شود. اختلال پانیک خیلی خوب به درمان‌ها پاسخ می‌دهد. نگران نباشید.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

گذرهراسی و اضطراب اجتماعی

آگورا فوبیا
گذر‌هراسی

گذر‌هراسی یا بازارهراسی ترس از حضور در مکان‌های شلوغ، فروشگاه‌ها و برخی موقعیت‌ها مثل رانندگی و جاهایی است که ممکن است خروج از آن‌ها مشکل باشد. آگورا فوبیا معمولا با حملات اضطرابی (پانیک) همراه است.

اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﺎ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻫﺮاﺳﻲ (ﺳﻮﺷﻴﺎﻝ ﻓﻮﺑﻴﺎ)

اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ,ﻛﻪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻫﺮاﺳﻲ ﻧﻴﺰ ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ, ﺗﺮﺱ اﺯ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﺎ اﻓﺮاﺩ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﺩاﺭﺩ ﻳﺎ ﺯﻳﺮ ﻧﻆﺮ اﻓﺮاﺩ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﻗﺮاﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ. اﻓﺮاﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, اﺯ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻳﻲ ﻣﺜﻞ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ , ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺑﺎ اﻓﺮاﺩ ﺟﺪﻳﺪ, ﮔﺮﺩﻫﻤﺎﻳﻲ ﻫﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻣﻴﺘﺮﺳﻨﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﺮﺳﻬﺎﻳﻲ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺧﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻳﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﺟﻠﻮﻱ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﻓﺮﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, اﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎ اﺟﺘﻨﺎﺏ ﻣﻴﻜﻨﺪ و ﻳﺎ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ و اﺿﻂﺮاﺏ ﺷﺪﻳﺪﻱ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﻴﻜﻨﺪ. ﻓﺮﺩ ﻣﻴﺘﺮﺳﺪ ﻛﺎﺭﻱ اﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ ﻳﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ اﺿﻂﺮاﺑﻲ ﺑﺮﻭﺯ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ ﺷﻮﺩ ﻳﺎ ﺩﻳﮕﺮاﻥ اﻭﺭا ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻛﻨﻨﺪ, ﻃﺮﺩ ﻛﻨﻨﺪ, ﻳﺎ ﻣﻮﺭﺩ اﻫﺎﻧﺖ ﻗﺮاﺭ ﺩﻫﻨﺪ. ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ, اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻴﺰ اﺿﻂﺮاﺏ اﻳﺠﺎﺩ ﻣﻴﻜﻨﺪ و ﻓﻘﻄ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻻﻥ ﻧﻤﻴﺒﺎﺷﺪ.
ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ, ﺗﺮﺱ ﻳﺎ اﺿﻂﺮاﺏ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻳﻪ, ﻗﺸﻘﺮﻕ, ﻣﻴﺨﻜﻮﺏ ﺷﺪﻥ, ﭼﺴﺒﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮاﻥ, ﻛﻨﺎﺭﻩ ﮔﻴﺮﻱ, ﻳﺎ ﻋﺪﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

اﻳﻦ ﺗﺮﺱ و اﺿﻂﺮاﺏ ﭘﺎﻳﺪاﺭ, ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﭼﻴﺰﻱ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻌﻤﻮﻝ ,اﺯ ﻧﻆﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ و اﺟﺘﻤﺎﻉ ﻓﺮﺩ , ﺩﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻳﻲ اﺯ اﻓﺮاﺩ اﻧﺘﻆﺎﺭ ﻣﻴﺮﻭﺩ. و ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاﻱ ﻓﺮﺩ ﻧﺎﺭاﺣﺘﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻆﻪ ﻳﺎ اﻓﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﺎ ﺷﻐﻠﻲ و …اﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. و ﺣﺪاﻗﻞ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺪاﻭﻡ, اﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ اﺿﻂﺮاﺏ و ﺗﺮﺱ اﺯ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻭﺟﻮﺩ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ, ﺗﺎ اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻧﺎﻡ ﺑﮕﻴﺮﺩ. اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ اﺯ ﻳﻚ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻳﺎ ﻛﻤﺮﻭﻳﻲ ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﺷﻮﺩ. اﻓﺮاﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺳﺮﺥ ﺷﺪﻥ ﺻﻮﺭﺕ, ﻳﺎ ﭘﺮﺵ ﻋﻀﻼﺕ و اﺿﻂﺮاﺏ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺯﻳﺮ ﻧﻆﺮ ﺑﻮﺩﻥ, ﺭا ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ اﻓﺮاﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﻓﺴﺮﺩﮔﻲ اﺟﺘﻨﺎﺏ اﺯ ﺟﻤﻊ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ, ﻛﻪ ﻋﻼﻣﺖ اﻓﺴﺮﺩﮔﻲ ﺑﻮﺩﻩ و ﺑﻪ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺮﺗﺒﻄ ﻧﻤﻴﺒﺎﺷﺪ. ﻋﺪﻡ ﺩﺭﻣﺎﻥ اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﻣﺰﻣﻦ ﺷﺪن ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ و اﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻳﺎ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ و ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺷﻐﻠﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻓﺮﺩ ﮔﺮﺩﺩ. ﻭﻟﻲ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻧﻲ ﻛﻪ ﻋﻼﻳﻢ ﻓﺮﻭﻛﺶ ﻣﻴﻜﻨﺪ, اﻳﻦ ﺑﻬﺒﻮﺩﻱ اﺩاﻣﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ و ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻋﻼﻳﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﻧﺪ. ﺩﺭﻣﺎﻥ اﺧﺘﻼﻝ اﺿﻂﺮاﺏ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﻢ ﺩاﺭﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ و ﻫﻢ ﺭﻭاﻥ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ. اﻣﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﻭﺵ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻳﺎ ﻫﺮﻛﺪاﻡ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺑﺎﺷﺪ, ﺑﺎ ﻧﻆﺮ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ و ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ اﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﻮاﺭﺩﻱ ﻛﻪ اﺧﺘﻼﻝ ﻣﺮﺗﺒﻄ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩﻱ ﻣﺜﻼ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ اﺳﺖ, ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺩاﺭﻭﻫﺎﻳﻲ ﻃﺒﻖ ﺗﺠﻮﻳﺰ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ ﻧﻴﻢ ﺗﺎ ﻳﻚ ﺳﺎﻋﺖ ﻗﺒﻞ اﺯ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ , ﻣﺼﺮﻑ ﻛﺮﺩ.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان

اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮی

اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮﻱ, ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﻘﻄ ﻭﺳﻮاﺱ ﻓﻜﺮﻱ, ﻳﺎ ﻓﻘﻄ ﻭﺳﻮاﺱ ﻋﻤﻠﻲ, و ﻳﺎ ﻫﺮﺩﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﺭ ﻓﺮﺩ اﻳﺠﺎﺩ ﺷﻮﺩ. ﻭﺳﻮاﺱ ﻓﻜﺮﻱ, ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ اﺯ ﻓﻜﺮ ﻳﺎ ﺣﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻜﺮاﺭﻱ, ﻣﺰاﺣﻢ و ﺁﺯاﺭﺩﻫﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻓﺮﺩ ﻭاﺭﺩ ﻣﻴﺸﻮﺩ. ﻭﺳﻮاﺱ ﻋﻤﻠﻲ, ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ اﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﺗﻜﺮاﺭﻱ و ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ,اﻣﺎ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺑﺮاﻱ ﻓﺮﺩ, ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﻛﺎﻫﺶ اﺿﻂﺮاﺏ ﺧﻮﺩ اﻧﺠﺎﻡ ﻣﻴﺪﻫﺪ. ﻣﺜﻞ ﺷﺴﺘﺸﻮﻱ ﻣﻜﺮﺭ ﺩﺳﺖ ﻳﺎ ﭼﻚ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﻜﺮﺭ ﻗﻔﻠﻬﺎ.
و اﮔﺮ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻧﺠﺎﻡ ﻭﺳﻮاﺱ ﻋﻤﻠﻲ ﺧﻮﺩ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻛﻨﺪ, اﺿﻂﺮاﺑﺶ اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ. ﺩﺭ اﻛﺜﺮ ﻣﺒﺘﻼﻳﺎﻥ,ﺷﺮﻭﻉ اﺧﺘﻼﻝ, ﻗﺒﻞ اﺯ ﺑﻴﺴﺖ و ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻟﮕﻲ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ. و ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﻳﺎ ﻧﻮﺟﻮاﻧﻲ ﻫﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﮔﺮﺩﺩ. ﻋﻼﻳﻢ ﺩﺭ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﻧﻴﻤﻲ اﺯ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ و ﺑﻌﺪ اﺯ ﻳﻚ ﻭاﻗﻌﻪ ﭘﺮ اﺳﺘﺮﺱ ﻣﺜﻞ ﺣﺎﻣﻠﮕﻲ ﻳﺎ ﻣﺮﮒ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ, ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻮﺩ.

اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮی

ﻭﺳﻮاﺱ ﻓﻜﺮﻱ و ﻋﻤﻠﻲ ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻻﻥ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺑﻪ اﻳﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ :
* ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ: ﺷﺴﺘﺸﻮﻱ ﻣﻜﺮﺭ ﻳﺎ اﺟﺘﻨﺎﺏ اﺯ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺁﻟﻮﺩﻩ اﺳﺖ. ﻣﺜﻼ اﺯ ﺗﺮﺱ ﻣﻴﻜﺮﻭﺏ, ﺣﺘﻲ اﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ.
* ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻣﺮﺿﻲ : ﻣﺜﻼ ﻓﺮﺩ ﻣﻴﺘﺮﺳﺪ ﻣﺒﺎﺩا اﺟﺎﻕ ﺭا ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. و ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ اﻳﻦ ﺗﺮﺱ, ﭼﻨﺪﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﺩ ﺗﺎ ﺑﺒﻴﻨﺪ اﺟﺎﻕ ﺭا ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻩ ﻳﺎ ﻧﻪ.

* اﻓﻜﺎﺭ ﻣﺰاﺣﻢ : ﻓﺮﺩ ﻣﻜﺮﺭا ,ﺗﺼﻮﺭ اﻧﺠﺎﻡ ﻳﻚ ﻋﻤﻞ ﻛﻪ اﺯ ﻧﻆﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺷﺮﻡ ﺁﻭﺭ و ﺯﻧﻨﺪﻩ اﺳﺖ, ﻣﺜﻼ ﺗﺼﻮﺭ اﻳﻨﻜﻪ ﺩاﺭﺩ ﻋﻤﻞ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺁﻣﻴﺰي اﻧﺠﺎﻡ ﻣﻴﺪﻫﺪ, ﺩﺭ ﺫﻫﻨﺶ ﻭاﺭﺩ ﻣﻴﺸﻮﺩ.
* ﺗﻘﺎﺭﻥ : ﻟﺰﻭﻡ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺗﻘﺎﺭﻥ و ﺩﻗﺖ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺣﺪﻱ ﻛﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﻛﻨﺪﻱ ﺯﻳﺎﺩ ﺩﺭﻛﺎﺭ ﻣﻴﺸﻮﺩ.ﻣﺜﻼ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﻭﻗﺖ ﺻﺮﻑ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻳﻚ ﻭﻋﺪﻩ ﻏﺬا ﻳﺎ اﺻﻼﺡ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻴﻜﻨﺪ.

ﻛﻨﺪﻥ ﻣﻮ ﻳﺎ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﻳﺪﻥ ﻫﻢ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻧﻮﻋﻲ اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮﻱ ﺑﺎﺷﺪ . اﻏﻠﺐ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﻣﺒﺘﻼ, ﻣﻴﻜﻮﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﻋﻼﻳﻢ ﺧﻮﺩ ﺭا اﺯ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻛﻨﻨﺪ.  و ﺑﻬﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺑﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺗﺎﺧﻴﺮ, ﺑﻪ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ. اﻣﺮﻭﺯﻩ ﺩﺭﻣﺎﻧﻬﺎﻱ ﺩاﺭﻭﻳﻲ و ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﺑﺮاﻱ اﻳﻦ اﺧﺘﻼﻝ ﺭاﻳﺞ ﺷﺪﻩ و ﺩﺭ ﻣﻂﺎﻟﻌﺎﺕ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮔﺸﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ,ﺑﺎ ﺩاﺭﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ, ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ , ﻳﺎ ﺗﺮﻛﻴﺐ اﻳﻦ ﺩﻭ, اﺯ ﻋﻼﻳﻢ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ – ﺟﺒﺮﻱ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻮﺛﺮ و ﭼﺸﻤﮕﻴﺮﻱ ﻛﺎﺳﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ. ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻓﺮﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮﻱ, اﺯ ﻛﻨﺎﺭ ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻭﺳﻮاﺳﻬﺎ اﻛﺮاﻩ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. و ﺩﺭ ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﺩاﺭﻭ و ﻫﺮ اﻗﺪاﻡ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ  ﻧﻴﺰ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻛﻨﺪ.ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﻣﺒﺘﻼﻳﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ و اﻣﺮﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ  ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﻋﻠﺖ ﺁﻥ ﺑﺮﺭﺳﻲ و ﺑﺮﻃﺮﻑ ﮔﺮﺩﺩ. و ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ اﺯ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺭﻭاﻧﭙﺰﺷﻚ ﺧﻮﺩﺩاﺭﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﻳﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺭا ﻧﻴﻤﻪ ﻛﺎﺭﻩ ﺭﻫﺎ ﻛﻨﺪ. ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺪﻡ ﺩﺭﻣﺎﻥ اﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮاﺳﻲ ﺟﺒﺮﻱ, ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻓﺮﺩ ﻣﺒﺘﻼ ﺩﭼﺎﺭ اﻓﺴﺮﺩﮔﻲ ﺷﺪﻳﺪ ﻧﻴﺰ ﺑﮕﺮﺩﺩ. و ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻭﻱ اﺯ ﻧﻆﺮ ﺷﻐﻠﻲ , ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ, و ﺭﻭاﺑﻄ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ, ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺟﺪﻱ ﺷﻮﺩ.

دکتر محمدرضا کاظمي

فوق تخصص روانپزشکي کودکان و نوجوانان